-مسافرخانهی رستگاری-
میتونم به عنوان تهدید بگم: الان میگم آل بچهتو ببره
یه پیرمردی نزدیک نماز صبح سمت شالیزار دیدتش🥹
-مسافرخانهی رستگاری-
یه پیرمردی نزدیک نماز صبح سمت شالیزار دیدتش🥹
احیانا دندوناش زرد بود—
-مسافرخانهی رستگاری-
یه پیرمردی نزدیک نماز صبح سمت شالیزار دیدتش🥹
که داشته لاشه یه گراز وحشی رو میخورده-
-مسافرخانهی رستگاری-
بیشتر تو روستا و جنگله تو شهرا دیده نشده
چون تو شهر پر تکنولوژی و تلویزیونه