#سبک_زندگی_شهـدا
شهید ابراهیم هادی مدتی در جنوبِ
شهـر معلـم بود؛ مدیـر مدرسه اش
میگفت آقا ابراهیم از جیبخودش
پول میداد به یکی از شاگـردها تا
هر روز زنگ اول برای کلاس نانو
پنیر بگیرد! آقاهادی نظرش این بود
که اینها بچــه های منطقـه محـروم
هستند. اکثراً سر کلاس گـرسنـه
هستنــد. بچـه گـرسنـه هـم درس
نمیفهمد. ابـراهیـم هادی نـه تنهـا
معلــم ورزش، بلکه معلمـی بــرای
اخـلاق و رفتار بچـه ها بود. دانش
آموزان هـم که از پهلـوانـیها و
قهرمانیهای معلم خودشان شنیده
بودند شیفتـه او بودند.
پروردڱارا واژهشهید
چیست؟!ڪه روےِ
هر جوانے میڱذارے
این چنین زیبا میشود🌼♥️
°🌻|••
.•❆بهنیّتبࢪادࢪشهیدمانمیخوانیم
j๑ïท➺°.•@refigh_shahidam
💞عشق یعنے:
چشم های پر از محبت شهید
حتےاز پشت قاب شیشه ای
عاشقانه،خیرهخیره دنبال بهانہ است
که لب باز کند بہ دوست داشتن تو
بہ چشم هایش قسم،
#ابراهیم تو رادوست دارد❤️
•|j๑ïท➺°.•@refigh_shahidam|•
💠قبل از علمیات مطلع الفجر بود مسئولین سپاه و ارتش جمع شدند من و ابراهیم هم در جلسه بودیم، و تعدادی از بچه ها هم در بیرون چادر مشغول آموزش بودند.همه مشغول صحبت کردند بودند که ناگهان از پنچره نارنجکی پرت شد وسط چادر!
همه ی ما به یک طرف فرار کردیم و ترسیده بودیم و چشمانمان را بسته بودیم، بعد از چند ثانیه دیدم خبری نشد و دیدیم ابراهیم روی نارنجک خوابیده بود! همه ی افراد ترسیده بودند اما ابراهیم...!
مسئول آموزش امد و گفت نارنجک مشقی بود شرمنده اشتباه شد که افتاد در چادر شما!!!
گویی این نارنجک آمد تا شجاعت داش ابرام را به ما نشان دهد...
#شهید_ابراهیم_هادی
•| j๑ïท➺°.•@refigh_shahidam |•
•|#نسیم_یار|•
امام على عليه السلام:
《لَو يَعلَمُ المُصَلِّي ما يَغشاهُ مِن جَلالِ اللّهِ ما سَرَّهُ أن يَرفَعَ رَأسَهُ مِن سُجودِهِ》
اگر نمازگزار بداند كه چه هاله اى از جلال خدا او را فرو مى پوشاند، هرگز
ندارد كه سر خود را از سجده اش بر دارد.
•| j๑ïท➺°.•@refigh_shahidam |•
رفیق شهیدم ابراهیم هادی
وقلبڪ
فیقلبـییاشهید🌱
قشنگہنہ؟
قلبیہشهیدتوقلبتباشہ...
باهاشیڪیشین
اونقدررفیق
واونقدرعاشق
واونقدرشبیہ... :))♥️
# رفیـقشهیدم_ابراهیم