امروز به قول الناز روز پاکسازی بود.
دیشب حرف زدیم و قرار شد برم خونشون و باهم تموم اون چیزایی که آدمای حذف شده از زندگیمون بهمون دادن رو، بسوزونیم.
وقتی رسیدم اول نشستیم باهم امتحان عربی دادیم و واقعا وحشتناک بود ولی بازم خندیدیم و مثل همیشه زندگیو به تمسخر گرفتیم..
بعد از اون همه چیزایی که قرار بود بندازیم رو اوردیم و اول شروع کردیم به خوندشون و دوباره خندیدیم و یهو اون وسطا فهمیدیم دوتامون دوتا نامه با محتوای یکسان داریم و شگفت زده شدیم.
بعد از اون شروع کردیم به پاره کردنشون و انقدر حس خوبی داشت که حتی از صد تا جلسه تراپیام بهتر بود..
بعد از کلی گفتن و خندیدن و فیلم گرفتن قرار شد همراه آهنگ گوش کردن، نودل با رسپی من درآوردی الناز درست کنیم و تا داشت اماده میشد رفتیم تو حیاط و یه عکس و به همراه چیزای پاره شده آتیش زدیم و لذت بردیم.
بعدشم نودل اوردیم و همراه فیلم دیدن خوردیم و جدی نودل خوشمزهای بود.
خلاصه که امروز خیلی روز جالب و بیستی بود و یه جون به جونام اضافه کرد؛
و تا ابد درود به ساعتایی که با الناز میگذره💘.
ایتا بروزرسانی جدید میده ولی وقتی میری بروزرسانیش میکنی تازه میفهمی خودش هنوز نسخه بروزشو نداره😧🙏🏻
اومدم ابروی چرخ خیاطیو درست کنم زدم چشمشو کور کردم.
فقط امیدوارم که قطعهی شکسته شده تو بازار باشه مگرنه پلنB خودکشیه🙏🏻