eitaa logo
ʀᴇᴊᴇsᴛᴇᴅ
177 دنبال‌کننده
159 عکس
26 ویدیو
0 فایل
دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسن: در اینجا آدمکی شیشه‌ای با حسرت های ریز و درشت آرامیده، لطفا رهایش کنید.. - https://abzarek.ir/service-p/msg/4097950
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز از بیرون اومدن و درس خوندن با من تقدیر نشد لطفا زودتر(واگرنه گریه میکنم)
قضیه از این قراره که یک هفته بود من و الناز تصمیم گرفته بودیم بریم کتابخونه و درس بخونیم که واسه امتحانا شگفت زده نشیم. بعد کلی نشدن و نرفتن بلاخره قرار شد امروز بریم و با اینکه دیشب ساعت ۴ خوابیدیم اما صبح ساعت ۹ بیدار شدیم و نمیدونم اون‌همه عزم و اراده‌ی قوی از کجا اومد‌. وقتی رسیدیم کتابخونه کم‌کم شروع کردیم به خوندن و به امید و یاری خدا چهارتا درسو تموم کردیم و بعدش یکم استراحت کردیم و غذا خوردیم (حالا انگار چقدر خسته شدیم)‌‌ یکم که گذشت هرچی دو دوتا چهارتا کردیم دیدیم نه واقعا دیگه نمیتونیم ادامه بدیم و ما آدم تو کتابخونه درس خوندن نیستیم حالا چیکار کنیم؟ و بله خیلی اتفاقی تصمیم گرفتیم بریم سینما‌. خلاصه که تو گرمای ذوب کننده‌ی وسط ظهر سوار اتوبوس شدیم و رسیدیم به سینما ساحل و دوتا بلیط فیلم «تهران کنارت» رو گرفتیم و با خوراکیامون رفتیم نشستیم رو صندلی و راستی دوتا دختر کنار الناز بودن که همش داشتن حرف میزدن و الناز قابلیت اینو داشت که موهاشونو دونه دونه بکنه(حق داشت) وقتی فیلم تموم شد از انقلاب تا سر چهارباغ پیاده رفتیم و تو طول این مسیر طبق معمول الناز حرف میزد و من فقط میخندیدم و حتی صداشم ضبط کردم که بعدا گوش بدم و دوباره بخندم شاد شم🙏🏻 خلاصه که دوباره سوار اتوبوس شدیم به سمت خونه و انقدر خسته بودیم که تو طول مسیر دقیقا شبیه معتادایی بودیم که بهشون مواد نرسیده :)))))) تهشم به این نتیجه رسیدیم که ما توی همون خونه و با فشار نزدیکی امتحانا باید بشینیم درس بخونیم و این برنامه ریزیا به ما نیمده💕 . ولی خب با این‌حال، مثل همیشه با الناز خوش‌گذشت*
*
حالا که کسی اهمیت نمیده پس بیاین خودمون خوشحالی کنیم واسه والیبال که بردیم💘