eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.2هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
479 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
شلمچه . سرزمین مقدس.pdf
حجم: 311.8K
در این فایل برخی از قسمت های مفید و پرکاربرد از #کتاب_سرزمین_مقدس در باب یادمان #شلمچه انتخاب، تلخیص و تفکیک شده است که جهت استفاده آسان راویان عزیز در دسترس قرار داده ایم موارد زیر را در این PDF می توانید مطالعه کنید: #شناسنامه_عملیات #موقعیتها #خاطرات_متناسب #نمادها #سوژههای_سخن #معرفی‌کتاب 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
4.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایتگری #آیت_الله_اراکی در یادمان شهدای شلمچه 🔹مقاومتی که باعث شد شهر آبادان سقوط نکند کانال ارائه محتوای روایتگری 👇👇 @ravianerohani
🌷كلاس شلمچه🌷 چه كنم ديگه؟ منم دلم خوشه به اين يه مشت خاك. چه‌قدر خوب شد اين خاك‌ها رو آوردم. خاك نيست تربته. اون روز كه منم مي‌خواستم مثل بقيه‌ي بچه‌ها يه مشت خاك تبركي از شلمچه بردارم نزديك بود شيطون گولم بزنه و از ترس اين‌كه كلاسم پايين بياد، دستام رو خاكي نكنم... من از شلمچه چيزي نمي‌دونستم... من كه خيلي چيزي يادم نمي‌آمد، اما داداشم مي‌گه وقتي جنگ شروع شد، بابا همه‌ي ما رو فرستاد آمريكا بعدش هم خودش اومد اون‌جا... وقتي رفتيم شلمچه خيلي از بچه‌ها از حال و هوش رفتن... زيارت عاشورا خوانديم و بعد همه‌ي بچه‌ها از خاك اون‌جا تبركي برداشتن. منم مي‌خواستم بردارم ولي يه دفعه گفتم بابام و دوستام مسخره‌ام مي‌كنند؟ ولي وقتي ياد اون‌جايي افتادم كه مي‌گفتن فقط چهارصد شهيد رو يه جا از زمينش بيرون آوردن، دلم آتش گرفت و خودم رو سرزنش كردم. افتادم رو خاك‌ها، يه پلاستيك كه توش خوراكي بود از ته كيفم بيرون آوردم. خوراكي‌هايش را ريختم بيرون. دو سه تا مشت برداشتم و ريختم توي پلاستيك. بعد هم كه از جنوب برگشتم فكر اون‌جا دست از سرم برنمي‌داشت. پيش خودم مي‌گفتم: «ما كجا و جبهه كجا؟» اگر خدا قبول كند حالا ديگه عوض شدم. حالا وقتي كه دلم مي‌گيره و مي‌خوام به خاطر گذشته‌ها استغفار كنم. مي‌روم توي اتاقم و چفيه‌اي كه قبلاً به جاي روسري‌ام استفاده مي‌كردم و موهايم از زيرش بيرون مي‌ريخت رو باز مي‌كنم و تربت شلمچه رو مي‌ريزم روش، زيارت عاشورا مي‌خوانم و از خدا مي‌خواهم مرا ببخشد و پيش شهدا روسفيدم كند. هروقت مي‌روم تا با تربت شلمچه و چفيه‌ام خلوت كنم، مادر مي‌پرسد كجا مي‌روي؟ منم مي‌گم مي‌رم درس بخوانم. به خدا دروغ نمي‌گم... من مي‌روم توي كلاس چفيه و از معلم شلمچه درس مي‌گيرم... كم‌كم دارم بچه‌هاي كلاس رو عادت مي‌دم كه ديگه منو پريوش صدا نكنن. به بچه‌ها گفتم به من بگن زينب... منبع: كتاب خاك وخاطره - صفحه: 42 🌸کانال ارائه محتوا به راویان 👇👇👇👇 🆔 @ravianerohani
7.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹نماهنگ| روایت امام خامنه‌ای از ماجرای نوجوان ۱۲ساله‌ی اهل سنت که در دفاع از جمهوری اسلامی در شلمچه به شهادت رسید. 🎥 #آرشیو_فیلم #روایتگری #سیره شهدا 🌸کانال ارائه محتوا به راویان 👇👇👇👇 🆔 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اروند . سرزمین مقدس.pdf
حجم: 287.7K
در این فایل برخی از قسمت های مفید و پرکاربرد از #کتاب_سرزمین_مقدس در باب یادمان #اروند و عملیات #والفجر_۸ انتخاب، تلخیص و تفکیک شده است که جهت استفاده آسان راویان عزیز در دسترس قرار داده ایم موارد زیر را در این PDF می توانید مطالعه کنید: #شناسنامه_عملیات #موقعیتها #خاطرات_متناسب #نمادها #سوژههای_سخن #معرفی‌کتاب 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
4_5899938824384938733.mp3
زمان: حجم: 9.02M
روایتگری بسیار زیبا و شنیدنی #اروند یادمان عملیات #والفجر8 راوی: حجه الاسلام والمسلمین #آقا_تهرانی 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
3.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاشیه رود ،بیستم بهمن ۱۳۶۴ قبل از عملیات ۸ غواصان خط شکن 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
3.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌾 #اروند_رود ❣راوی میگفت: چه رزمنده هایی را این رودخانه با خود بُرد 🌴 پس #اینجا ارونـد نیست دستانت را به آب بزن و #فاتحه بخوان اینجا تنها #گلزار_شهدای_آبی دنیاست ... 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
4.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتگری بسیار زیبای #حاج_قاسم_سلیمانی در یادمان #اروند کنار 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
حفظه الله : نکته‌ی اصلی و کلیدی در اردوهای راهیان نور، ایجاد زمینه برای « » است. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
خاطرات #شهید_سید_مجتبی_علمدار #خاکریز بعد از جنگ ✨اواخر سال 1367 سید هم آمد خوزستان و در اطلاعات عملیات لشکر مشغول شد. یک شب با سید رفتیم سراغ یکی از خاکریزهای به جا مانده از دوران جنگ. سید نشست روی خاکریز و دستش را کرد توی خاک و بالا آورد. مشتش پر از خاک بود. رو به من کرد و گفت: « مجید، امروز وظیفه من و تو اینه که این خاکریز رو گسترش بدیم و بیاریم توی شهرها. تیر و توپ و تفنگ دیگه تموم شد. ما باید توی شهر خودمون، کوچه به کوچه، مسجد به مسجد، مدرسه به مدرسه، دانشگاه به دانشگاه، کار کنیم. باید بریم دنبال جوان ها. باید پیام این هایی را که تو خون خودشون غلتیدند رو ببریم توی شهر.» ✨گفتم اگه این کار بکنیم چی میشه. گفت: «جامعه بیمه میشه. گناه در سطح جامعه کم میشه. مردم اگه با شهدا رفیق بشن، همه چی درست میشه. اون وقت جوانها میشن، یار امام زمان (عج).» بعدش ادامه داد: «ما نمی توانیم چکشی و تند برخورد کنیم، باید با نرمی و آهسته آهسته کار خودمون را انجام بدیم. باید خاطرات کوتاه و زیبای شهدا را جمع کنیم و منتقل کنیم. نباید منتظر باشیم که ما را دعوت کنند. باید خودمان بریم دنبال جوان ها. البته باید قبلش روی خودمان کار کنیم. اگه مثل شهدا نباشیم بی فایده هست. کلام ما تاثیر نخواهد داشت.» ✨سید می گفت: «من فرصت زیادی ندارم. به این آسمان پرستاره اروند من بیشتر از سی سال عمر نمی کنم، اما از خدا خواسته ام به من توفیق کار برای شهدا را بدهد.» 📚کتاب علمدار، صفحه 86 الی 89 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani