eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ثامن الائمه.flv
17.96M
۵ مهرماه بزرگ و شکست حصر آبادان (۱۳۶۰ ه.ش) گرامی باد . ⚘ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
نقشه #عملیات_ثامن_الائمه 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
در نخستين ماه هاي سال 1360 شهيد يوسف كلاهدوز قائم مقام وقت فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، طرح شكست حصر آبادان را كه توسط شهيد حسن باقري طراحي شده بود ، به شوراي عالي دفاع ارائه داد . پس از تصويب طرح و هماهنگي با نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي و نيروهاي تحت امر سپاه پاسداران ، چگونگي انسجام و نحوه ادغام نيروها ، همچنين نام حمله ، روز و ساعت آن مشخص شد . موقعيت جغرافيايي زمين و طرز گسترش و آرايش يگان هاي ارتش عراق درمنطقه به گونه اي بود كه با يك حمله غافلگيرانه و محاصره برق آسا ، مي توانست ضربه كمر شكني به دشمن وارد سازد . فراتر از همه انگيزه هايي كه براي عمل در شرق رود كارون و پاكسازي دشمن در آن منطقه به لحاظ سياسي و نظامي وجود داشت ، نظر صريح فرمانده كل قوا ، يعني امام خميني مبني بر اين بود كه حصر آبادان بايد شكسته شود . اين فرمان پس از گذشت يك سال از آغاز جنگ و محاصره شهر ساحلي آبادان همچنان به صورت يك مسئوليت بر دوش فرماندهان و بويژه ارتشيان لشكر 77 خراسان كه در آن منطقه مستقر بودند ، سنگيني مي كرد . سر انجام در ساعت 1 بامداد پنجم مهرماه 1360 ، نخستين عمليات گسترده و مشترك ارتش و سپاه با نام ثامن الائمه و با رمز نصر من الله و فتح قريب به منظور تصرف پل هاي روي كارون و قطع حلقه ارتباطي نيروهاي محاصره كننده آبادان آغاز شد . پيروزي در اين عمليات به معناي ورود به مرحله تازه اي از جنگ و گشودن گره كور جنگ محسوب مي شد . نزديك به 13 كيلومتر از كناره رود كارون و همين ميزان از كارون تا جنوب جاده ماهشهر – آبادان در اشغال دشمن بود ، به گونه اي كه دو جاده اهواز – آبادان و ماهشهر – آبادان در منطقه اشغال شده قرار داشت و قسمت هايي از آن نيز در تصرف دشمن بود . استحكامات مهمي كه عراق براي پدافند در اين منطقه به وجود آورده بود ، به اندازه اي به آنها قوت قلب مي بخشيد كه تمام منطقه را با آرامش خاطر ، از دو پل قصبه و حفار و گاهي هم با يك پل ديگر تدارك و پشتيباني مي كردند . با اين وجود ، ساعت 14 روز پنجم مهرماه ؛ يعني به فاصله 13 ساعت از آغاز عمليات اعلام شد كه دومين پل ارتباطي دشمن با غرب كارون نيز به تصرف نيروهاي رزمنده ايران در آمده است و پيشروي از همين نقطه ادامه دارد . عراق با استعداد سه تيپ از لشگر هاي زرهي 3 و 111 ، و چهار گردان پياده و پنج گردان توپخانه در منطقه حضور داشت . از جمله خسارات و تلفات دشمن در اين عمليات ، انهدام 90 دستگاه تانك و نفربر ، 100 دستگاه خودرو ، دو پل پي . ام . پي و كشته و زخمي شدن و اسارت بيش از 3800 تن از نيروهاي عراقي بود . همچنين مقدار قابل توجهي تجهيزات پيشرفته از آنها به غنيمت گرفته شد كه عبارت بودند از : 160 دستگاه تانك و نفربر 150 خودروي نظامي 30 دستگاه بولدوزر 5 قبضه توپ 152 ميليمتري دور برد 2 قبضه موشك انداز كاتيوشا مقداري اسلحه سبك و سنگين و مهمات تلفات و خسارات زياد دشمن در طي دو روز عمليات ، به واسطه حمله سريع و شيوه تهاجم نيروهاي ايراني بود . فرماندهان ايراني در اين نبرد به سه هدف مهم دست يافتند كه نشان مي داد با ابتكار مي توان دست به يك عمليات موفق و گسترده زد . اين سه هدف عبارتند از: 1- انهدام نيروهاي دشمن 2- آزادسازي نيروهاي خودي از حلقه محاصره دشمن 3- آماده شدن براي حمله تعيين كننده نهايي پس از انجام موفق عمليات موفق ثامن الائمه و اعلام تبريك خبر شكست حصر آبادان به امام ، هواپيماي سي – 130 حامل شماري از فرماندهان جنگ هنگام بازگشت به تهران سقوط كرد . در اين سانحه كه روز هفتم مهرماه اتفاق افتاد محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر ، جواد فكوري فرمانده نيروي هوايي ارتش ، يوسف كلاهدوز قائم مقام فرماندهي سپاه پاسداران ، ولي الله فلاحي رئيس ستاد مشترك ارتش و موسي نامجو وزير دفاع و نماينده امام در شوراي عالي دفاع كه همگي در طراحي و اجراي عمليات شكست حصر آبادان شركت داشتند ، به همراه تني چند از افسران و همراهان به شهادت رسيدند . خلاصه گزارش عملیات : نام عمليات : ثامن الائمه زمان اجرا : 5/7/1360 مدت اجرا : 2 روز مكان اجرا : شرق رود كارون – آبادان رمز عمليات : نصر من الله و فتح قريب تلفات دشمن : 3800 كشته ، اسير و زخمي ارگان هاي عمل كننده : سپاه و ارتش اهداف عمليات : اجراي فرمان امام مبني بر شكست حصر آبادان با تصرف 3 پل كارون و قطع حلقه ارتباطي نيروهاي دشمن با يكديگر به اميد گشودن گره كور جنگ و آزاد سازي نيروهاي خودي از حلقه محاصره عراقي ها 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عاشقان راسر شوریده به پیکر عجب است دادن سرنه عجب، داشتن سرعجب است 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۶ مهرماه سالروز اشغال سوسنگرد توسط ارتش بعثی عراق 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
روایت مقاومت شهری که سه بار محاصره شد در دوران جنگ، ارتش عراق مجموعاً سه بار سوسنگرد را محاصره و یک بار نیز کاملاً اشغال کرد. به گزارش ایسنا، سوسنگرد از شهرهایی است که ارتش بعثی در همان روزهای آغاز حمله‌اش به ایران، آن را مورد تهاجم قرار داد. این شهر ۳۱ کیلومتر از «بستان» فاصله دارد و در ۶۰ کیلومتری شمال غربی اهواز است. سوسنگرد در آن هنگام مردمی شیعه و عرب داشت که جمعیتشان حدود ۱۵ هزار نفر بود. در دوران جنگ تحمیلی مردم دشت آزادگان در سوسنگرد و ۱۹۳ روستای این ناحیه به دامداری و کشاورزی مشغول بودند. مأموریت حمله به سوسنگرد بر عهده لشکر ۹ زرهی عراق بود. در دوران جنگ، ارتش عراق مجموعاً سه بار سوسنگرد را محاصره و یک بار نیز کاملاً اشغال کرد. از نظر نظامی و به شرط آمادگی از قبل، شهرهای سوسنگرد و هویزه به دلیل وضعیت طبیعیشان که با رودخانه‌ها محصور هستند، قابل دفاع بودند. اگر پیش از آغاز جنگ یک طرح پدافندی مناسب وجود داشت، یگان‌های ارتش ما می‌توانستند در مواضع خود پایداری کنند و این دو شهر را نگهدارند. اگر سوسنگرد و عین‌خوش در روزهای آغاز جنگ به دست ارتش عراق نمی‌افتاد، تأثیر زیادی بر حفظ خوزستان می‌گذاشت و جنگ زودتر به پایان می‌رسید. فرمانده‌ای که همراه همسرش اسیر شد این لشکر پس از عبور از مرز، از «تنگه چزابه» عبور کرد و بدون مواجهه با مقاومت عمده‌ای، به سمت شهر بستان در ۱۷ کیلومتری مرز پیش آمد. پس از رسیدن به اطراف بستان نیز پیشروی خود به سمت سوسنگرد را آغاز کرد.عراقی‌ها با نیروی رزمی دیگری نیز از محور کوشک ـ طلاییه به سمت جاده سوسنگرد ـ حمیدیه پیشروی کردند. آنها با عبور از رودخانه کرخه‌کور، در چهارم مهر ماه ۱۳۵۹ به اطراف سوسنگرد رسیدند. تانک‌های ارتش عراق با عبور از رودخانه کرخه برای نخستین بار در ۶ /۷ /۱۳۵۹ وارد سوسنگرد شدند و شهر را اشغال کردند. هنگام حمله ارتش عراق مردم سوسنگرد در شهر بودند. ارتش بعثی نفراتی از وابستگان خود از میان اهالی سوسنگرد را به فرمانداری و دیگر مسئولیت‌های اداره شهر گماشت. فرمانده لشکر ۹ عراق که «تالی الدوری» بود، ۵۸ نفر از مردم عرب دشت آزادگان را به دلیل عدم همکاری و نافرمانی اعدام کرد. «حبیب شریفی» که فرمانده سپاه سوسنگرد بود و به همراه خانواده‌اش در شهر حضور داشت، هنگام حرکت با همسرش، خانم خدیجه میرشکاری، در جاده سوسنگرد ـ اهواز مورد حمله نیروهای عراقی قرار گرفت و هر دو به اسارت ارتش عراق درآمدند. خانم میرشکاری را پس از ۴۰۰ روز اسارت آزاد کردند، ولی از حبیب شریفی دیگر خبری نشد. گویا او را در اسارت به شهادت رسانده بودند. سوسنگرد چهار روز در اشغال ارتش عراق بود. پس از اشغال سوسنگرد، ارتش عراق پیشروی به سمت اهواز را ادامه داد و در این محور از حمیدیه عبور کرد، ولی وارد آن نشد. هدف نهایی تهاجم ارتش عراق از این محور، رسیدن به اهواز بود. فرماندهان عراقی انتظار حماسه‌آفرینی و مقاومت ایرانیان را نداشتند. آنها خیال می‌کردند که می‌توانند به پیشروی خود ادامه دهند، اما رزمندگان سپاه خوزستان به مقابله با ارتش بعثی پرداختند. نخستین آزادسازی شهر سوسنگرد در ساعت۵ بامداد روز ۹ /۷ /۱۳۵۹، تعداد ۲۳ رزمنده از پاسداران خوزستان به فرماندهی «علی غیور اصلی»(شهید) یک عملیات چریکی را در پیچ حمیدیه اجرا کردند. این شبیخون که با شرکت رزمندگان داوطلب و بسیار باانگیزه انجام شد، واحدهای ارتش عراق را به عقب‌نشینی واداشت و در پی آن شهر سوسنگرد آزاد شد. در این عملیات بالگردهای کبرای هوانیروز ارتش ایران هم به شکار تانک‌های عراقی پرداختند و نقش بسیار مثبتی در انهدام قوای زرهی ارتش بعثی ایفا کردند. در جریان تهاجم بالگردهای هجومی، یکی از آنها مورد اصابت قرار گرفت و خلبان آن، سرهنگ «وطن‌پور» به شهادت رسید. همچنین در این شبیخون موفق، ۲۲ تانک و نفربر عراقی به غنیمت درآمد. چهار تن از رزمندگان ایرانی نیز به شهادت رسیدند. پس از آزادی سوسنگرد، وقتی علی غیور اصلی در تاریکی شب به همراه « حسین نظیری» و «احمد غلامپور» با یک خودرو جیپ آهوی استیشن به دهلاویه می‌رفتند تا اوضاع قوای دشمن را بررسی کنند، با یک کمپرسی که از روبه‌رو می‌آمد و با چراغ خاموش حرکت می‌کرد، تصادف کردند. در این سانحه غیور اصلی به شهادت رسید و دیگر سرنشینان مجروح شدند. غیور اصلی از تکاوران ویژه ارتش بود که به سپاه مأمور شده بود و قبل از آغاز جنگ، نیروهای سپاه و بسیج اهواز را آموزش می‌داد. شهید علی غیوراصلی او ابتدا در درگیری‌های کردستان شرکت داشت و سپس پیش از شروع جنگ به خوزستان آمد. غیور اصلی بسیار ورزیده بود و افراد «گردان بلال» را آموزش داد. هنگام آغاز جنگ، خانواده غیور اصلی در مشهد بودند و خودش در سوسنگرد می‌جنگید. پس از آزادسازی سوسنگرد، فرماندار و دیگر مسئولان منصوبی و وابسته به رژیم عراق به دام افتادند. بعضی از آنها در دادگاه محکوم به اعدام شدند. با استقرار
رزمندگان در سوسنگرد، از آنجا که این شهر یکی از جبهه‌های فعال جنگ بود و احتمال حمله مجدد ارتش عراق به آن می‌رفت، مردم شهر را ترک کردند. از این پس و با مشخص شدن اهمیت حفظ سوسنگرد، پاسدارها و نیروهای مردمی داوطلب که از سراسر کشور به‌ویژه از آذربایجان به جبهه جنوب آمده بودند، عمدتاً خود را به سوسنگرد رساندند و در آنجا به مقابله با متجاوزان ‌پرداختند. دومین حمله به سوسنگرد اگرچه ارتش عراق در تصرف سوسنگرد شکست خورد، ولی نمی‌توانست از اشغال این شهر صرف نظر کند. بنابراین بار دیگر واحدهایی از لشکر ۹ زرهی خود را مأمور کرد تا در روز ۲۳ /۸ /۱۳۵۹ از شمال رودخانه کرخه‌کور(بعدها به کرخه نور تغییر نام پیدا کرد) ، پیشروی خود به سوی جاده حمیدیه ـ ‌سوسنگرد را آغاز کنند. این نیروها در ۲۴ آبان ۱۳۵۹ شهر سوسنگرد را از شرق، جنوب و غرب به محاصره درآوردند. در آن هنگام حدود ۳۱۰ رزمنده سپاه و بسیج در شهر مقاومت می‌کردند. در این نبردهای خیابانی مدافعان شهر بارها با تانک‌ها و زره‌پوش‌های عراقی رودررو جنگیدند و حماسه‌های بسیاری آفریدند. تعدادی از رزمندگان تبریزی نیز جزء مدافعان سوسنگرد بودند. علی تجلایی (شهید) که فرمانده این نیروها بود، در تماسی با آیت‌الله سید اسدالله مدنی (از شهدای محراب) ضمن توضیح وضعیت وخیم سوسنگرد و شرایط خطرناک رزمندگان شهر، از او استمداد طلبید. آیت‌الله مدنی بلافاصله پس از تماس با دفتر امام خمینی در جماران به تهران آمد و در دیداری با امام خمینی(ره)، ایشان را در جریان محاصره سوسنگرد و اوضاع سخت رزمندگان گذاشت. امام نیز فوراً دستورهای لازم را صادر کردند و دامادشان، حجت‌الاسلام شهاب‌الدین اشراقی را برای ابلاغ این دستورها به نزد رئیس‌جمهور بنی‌صدر فرستادند. شهید علی تجلایی نیروهای عراقی در ۲۵ آبان ۱۳۵۹ به منظور اشغال مجدد سوسنگرد به این شهر حمله کردند. در پی دستورِ امام خمینی که «تا فردا باید سوسنگرد آزاد شود» و با پیگیری‌هایی که شد، یک گروه رزمی در بامداد روز ۲۶ آبان از سمت تپه‌های فولی‌آباد اهواز به کمک محاصره‌شدگان شتافتند. نیروهای گروه جنگ‌های نامنظم دکتر چمران هم که حدود ۲۰ نفر بودند، به فرماندهی شخص دکتر چمران به کمک آمدند. حمله از بیرون و مقاومت از درون شهر مؤثر واقع شد. سرانجام در ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر روز ۲۶ آبان ماه، رزمندگان اسلام از سمت شرق وارد شهر شدند. آنان دوباره محاصره سوسنگرد را شکستند و از سقوط این شهر به دست ارتش بعثی جلوگیری کردند. در این درگیری‌ها بیش از ۸۰ نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند که عمدتاً در داخل شهر مقاومت می‌کردند. تعداد بیشتری نیز زخمی شدند. دکتر چمران هم از ناحیه پا مجروح شد. در این عملیات پیروزی بزرگی نصیب نیروهای اسلام شد. ناکامی ارتش بعثی در تصرف سوسنگرد تا حد زیادی آنها را از پیشروی‌های بیشتر مأیوس کرد. سومین حمله به سوسنگرد پس از مدتی و بعد از دفع عملیات «نصر» نیروهای ایرانی، ارتش عراق باز هم عزم خود را برای تهاجم به سوسنگرد جزم کرد. برای آخرین بار در ۱۸ دی ماه ۱۳۵۹ واحدهای ارتش عراق از سمت جاده هویزه به مواضع رزمندگان در سوسنگرد حمله کردند. این بار نیز با پرتاب سه موشک «تاو» گروه سوار زرهی ارتش ایران که سه تانک عراقی را منهدم کرد، ارتش بعثی از پیشروی بازماند و این حمله عراق به سوسنگرد نیز ناکام ماند. یکی از بیشترین مقاومت‌ها در جریان تهاجم عراق، در منطقه سوسنگرد شکل گرفت و پس از درگیری‌های شجاعانه خرمشهر، شدیدترین نبردها در این جبهه بود. ارتش عراق دو بار از مسیر سوسنگرد تا نزدیکی‌های شهر اهواز پیشروی کرد، ولی با مقاومت رزمندگان و مردم روبه‌رو شد و ناچار عقب‌نشینی کرد. سرانجام ارتش عراق با وجود تلاش‌های بسیار نتوانست اهواز را تصرف کند و نهایتاً در «دُبّ‌حردان» مستقر شد و آرایش دفاعی به خود گرفت. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
السلام علیک یا اباعبدالله علیه السلام اعزام مبلغ و راوی به مرزهای کشور در ایام اربعین بازه اول ۱۷ مهر لغایت۲۵ مهرماه بازه دوم ۲۵ مهر لغایت ۳۰ مهرماه جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به معاونت اعزام موسسه روایت سیره شهدا مراجعه فرمایید مهلت ثبت نام ۸ مهرماه سنگر چهلم، ستاد اربعین موسسه روایت سیره شهدا #اربعین 🌹اخبار راوی روحانی🌹 🆔 @ravayatgarnews🌹
طلبه شهید مدافع حرم #شهید_هادی_ذوالفقاری 🌸 روز ۲۶ بهمن بود، حومه سامرا ، درست یک هفته بعد از اینکه وصیت نامه اش را نوشته بود و گفته بود که :دنیا رنگ گناه دارد دیگر نمیتوانم زنده بمانم. و چند روز بعد از سالروز شهید ابراهیم هادی، همون شهیدی که سرمشق و الگوی شهید هادی ذوالفقاری شده بود ناگهان صدای انفجار مهیبی آمد ، عملیات انتحاری در بین سربازان عراقی و ... اول گفتند چیزی از او باقی نمانده ولی بعد از دو روز قسمتی از بدنش شناسایی شد در حرمین امام عسگریین، کاظمین، کربلا و نجف تشییع شد و طبق وصیت نامه اش در وادی السلام و در قبری که بالا سر آن با معبود خویش راز و نیاز میکرد آرام گرفت. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani