eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹️ بهار زندگی روحانی شهید «غلامرضا فیضی» در آغازین روزهای خرداد ۱۳۲۷ از راه رسید. 🔹️ مأمن سبز خانواده‌ای کشاورز، مهد رشد و بالندگی او گردید، نام زیبایش را «غلامرضا» نهادند تا مریدی صادق در صف پاکدامنان گردد. 🔹️ با آغاز فصل درس و مدرسه، «غلامرضا» هم، بسان دیگر همسنّ و سالان، راهی مکتب‌خانه گردید. 🔹️ او خیلی زود دهان خود را با آیه‌های نور معطر ساخت و سوره‌های کوچک و بزرگ قرآن را بر زبان جاری ساخت. 🔹️ وی زمانی را نیز به کارهای کشاورزی پرداخت و سپس به آموختن علوم دینی روی آورد. 🔹️ حوزه علمیه «عباس‌قلی‌خان»، یادآور روزهای حضور این مهمان پاک‌سیرت است. 🔹️ در سال ۱۳۴۲، همزمان با قیام مقدس ملت پا به عرصه سیاست نهاد و به رهبری امام خمینی رحمه الله علیه، به تبلیغ و ارشاد مردم همت گماشت. 🔹️ پخش اعلامیه‌های امام راحل، شرکت در راهپیمایی‌ها و پاسداری از حریم ملت شریف کشورش از جمله فعّالیت‌های شهید «غلامرضافیضی» است. 🔹️ شهید «فیضی»، دارای ویژگی کم‌حرفی و پرکاری بود. جِّد و جهد او در زمینه تحصیل و تبلیغ، تحسین ‌برانگیز و توجه او به معنویات و پاکی‌ها، مثال ‌زدنی بود. 🔹️ پس از پیروزی انقلاب شکوهمند ایران و هجوم دشمن بعثی به مرز و بوم میهن، «غلامرضا» چونان دیگر مردان غیرتمند، لباس رزم به تن کرد و عازم میدان دفاع گردید. 🔹️ حضور بی‌ادعای وی در آن روزها در جبهه ‌ها و در میان بارش تیر خصم سرانجام به وصال انجامید؛ ۱۱ شهریور ۱۳۶۰ جبهه «کرخه نور» آذین بند عروج پرستوی سینه‌سرخی از نسل آفتاب گردید. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
۱۱شهریورماه گرامی باد . ⚘ ☀️ تولد: ۱۳۴۴/۳/۱ 🥀 شهادت: ۱۱ شهريور ۱۳۶۵ 🔸 سمت: آرپي چي زن 🌺 محل شهادت: حاج عمران، كربلاي ۲ 💐 گلزار مطهر: قوچان، كچكانلو 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
🌷طلبه شهید علیرضا شمعدانی صادقی 🔰 علیرضا شمعدانی صادقی فرزند فرج الله، اول خرداد ۱۳۴۴ در روستای چوکانلو شهرستان قوچان در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. 🔰 در سن ۷ سالگی به مدرسه فرستاده شد و دوران ابتدایی را در همین روستا به اتمام رساند. 🔰 دوران راهنمایی را در روستای مایوان به تحصیل گذارند، در سال دوم راهنمایی بود که راهی حوزه علمیه فاروج شد و درس طلبه ای را شروع کرد و چون برادرش شیخ قربانعلی شمعدانی روحانی بود، علاقه زیادی به دروس روحانی پیدا کرده بود؛ او آرزو داشت یک روحانی مبارز و شجاع بشود و برای اسلام خدمت کند. 🔰 او بسیار به روحانیت و درس طلبگی، علاقه داشت، هیچ وقت از نماز و روزه غافل نمی ماند و مسجد را فراموش نمی کرد و در مجالس عزاداری و نوحه خوانی و سخنرانی ها شرکت داشت. 🔰 در این مدت که در مدرسه علمیه درس می خواند کم کم جوان رشید شد و یک وقت متوجه شدیم که این شهید جبهه است و مدت سه ماه در جبهه بود و از جبهه که آمد درسش را ادامه داد باز دوباره از شهرستان شیروان اعزام به جبهه شد و به مدت سه ماه و مجدداً برگشت و درسش را ادامه داد و بار سوم به منطقه عملیاتی فاو اعزام کردند و در عملیات و الفجر ۸ شرکت نمود و پیروزی آمیزی به دست آوردند و باز مجدداً برگشت و درسش را ادامه داد و بار چهارم که می خواست جبهه برود به مادر هیچ نمی گفت می خواهم جبهه بروم ولی این بار به مادرش گفت مادرم مرا نمی بوسی، مادر گفت اگر بگذاری می بوسم، باز این شهید با مادر گفت مادر جان بسه مادر گفت اگر بگذاری دوباره می بوسم، مادر روبوسی کرد و به مادرش گفت مادرجان می خواهم به جبهه بروم و راهی جبهه شد و به کردستان به منطقه عملیاتی حاج عمران اعزام کردند و این شهید در منطقه حاج عمران آرپی چی زن گردان بود و به گفته دوستان هم رزم می گفتند شب عملیات این شهید دست و پای خودش را حنا کرده بود و می گفت من امشب باید داماد شوم و شب دامادی من است. 🔰 شب عملیات شروع شد و در حاج عمران در تپه ۲۵۱۹ به شهادت رسید و این شهید مدت ۹ ماه بود که در زیر برف های کردستان حاج عمران مفقود الاثر شد و بعد از ۹ ماه به خانوادهاش خبر دادند که پسرت شهید شده و این شهید در مورخ ۱۱ مهر ۱۳۶۵ به شهادت رسید و در مورخ ۶ خرداد ۱۳۶۶ تشییع جنازه کردند. 🔰 پسر برادرش رسول می گفت من هر موقعی که میگفتم عموجان شما کی می خواهید ازدواج کنید در جواب می گفت ازدواج من آن دنیاست و میخواهم امام حسین و بی بی فاطمه زهرا مرا داماد کنند و رخت دامادی را به تنم کنند. 🔰 در قسمتی از وصیت نامه اش چنین می نویسد، حسین جان در آن صحراء کربلا وقتی ندا کردی کسی نبود که جواب بدهد ولی بعد از هزاران سال ما ندایت را شنیدیم و به پا خاستیم و قیام کردیم و راهت ادامه دادیم. 🔰 این شهید زمانی که به شهادت رسید یک جوان ۲۱ ساله بود و این شهید در مدرسه علمیه فاروج استادش حاجی آقای شوستری و حاجی آقای کاشفی بود که این شهید از درس ایشان به فیض می رسید. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 بیشترین تلاش امام سجاد(علیه‌السّلام) روی اصلاح اخلاق مردم گذشت 💠حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:سه مسئولیّت بر دوش امام سجّاد است: اوّلاً باید معارف دین را به مردم زمان خودش یاد بدهد. کار دوّم این است که بخصوص مسئله‌‏ى امامت براى مردم و در ذهنهاى مردم دوباره بازسازى بشود؛ و سوّم اینکه بگوید من امامم.بیشترین [زمانِ] تلاش امام سجّاد، روی آن کار اوّل گذشت، زمینه، زمینه‏‌اى بود که نوبت به مسئله‏‌ى «من امامم» نمیرسید؛ باید دین مردم درست میشد، باید اخلاق مردم درست میشد. ۱۳۶۵/۰۴/۲۸ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
◾️شهادت یادگار کربلا، حضرت زین العباد، علیه السلام تعزیت باد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 شرح حدیثی اخلاقی از حضرت امام سجاد علیه‌السلام توسط حضرت آیت الله خامنه‌ای 🏴 سالروز شهادت حضرت سجاد علیه‌السلام تسلیت باد . 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اتفاقات روز سیزدهم محرم سال ۶۱ه.ق آغاز مصائب حضرت امام سجاد (ع) 🌺، حضرت زینب کبری (س) 🌺 و بقیه اسرای کربلا در کوفه (۶۱ ه.ق.). 🔹 خطابه آتشين حضرت زينب (س) 🌺 در بازار كوفه، لرزه بر اندام جنايتكاران بنى اميّه افكند و پايه هاى حكومت غاصبانه آنها را متزلزل ساخت و بذرهاى انقلاب را در قلوب مردم پاشيد. 🔹 پس از گرداندن اسرا و سرهای مقدس شهدای کربلا در کوفه، ابن زیاد در کاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسین (ع) 🌺 را در برابرش گذاشتند. آن‌گاه زنان و کودکان را به همراه امام سجاد (ع) 🌺، در حالی که به طناب بسته بودند وارد مجلس کردند و در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. 🔹 پس از مجلس سوم ابن زیاد، اهل بیت (ع) 🌺 را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه کردند. 🔹 شهادت "عبدالله بن عفیف ازدی" 🌷 از اصحاب امیرالمومنین (ع) 🌺 که در جنگ‌ صفین دو چشم خود را از دست داده بود. 👈 عبدالله بن عفیف هنگامی که شنید پسر زیاد به امیرالمومنین و امام حسین 🌺 نسبت کذب می‌دهد، از میان جمعیت برخاست و گفت: 👇 "ساکت باش ای پسر مرجانه، دروغگو تویی و پدر تو که به تو این مقام را داد. ای دشمن خدا، فرزندان پیامبر (ص) 🌺 را می‌کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می‌گویی؟" .. 👈 همان‌طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت 🌷 رسید. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani