زهرا همان کسی است که بیت محقرش
طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش
او را خدا برای خودش آفریده است
تا اینکه هر سحر بنشیند برابرش
شرط پیمبری به پسر داشتن که نیست
آن کس پیمبراست که زهراست دخترش
مانند احترام خداوند واجب است
حفظ مقام فاطمه حتی به مادرش
یک نیمه اش نبوت و نیم اش ولایت است
حالا علی صداش کنم یا پیمبرش
دست توسل همه انبیاء بود
بر رشته های چادر فردای محشرش.
#شعر
#روضه
#حضرت_زهرا
نکاتی از شهید بهشتی (۱۱)
◾️توهین ممنوع !
🔵خاطره سید محمد رضا بهشتی فرزند آیه الله بهشتی ره ازپدرش :👇
وقتی در آلمان بودیم به جایی رفتیم که قبر مارکس هم بود.از قضا دو تا سگ از کنار ما میگذشتند. کسی که همراه ما بود به شوخی گفت: این دو سگ دارند میروند سرِ قبرِ مارکس ، فاتحه بخوانند! پدرم بلافاصله رو کردند به او و گفتند: اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است، چه فرد کافر باشد، چه مسلمان!
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود.
#حکایت_داستان
#شهید_بهشتی
ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
گر بگویم که مرا حال پریشانى نیست رنگ رخساره نشان مى دهد از سرّ ضمیر.
#شعر
تعداد روایات کتاب کافی را با رقمهای مختلف ذکر کردهاند. یوسف بحرانی در لؤلؤة البحرین ۱۶۱۹۹، دکتر حسین علی محفوظ در مقدمه کافی ۱۵۱۷۶، علامه مجلسی ۱۶۱۲۱ و برخی از معاصران مثل شیخ عبدالرسول الغفار ۱۵۵۰۳ حدیث شمارش کردهاند.
این اختلاف رقمها ناشی از شیوه شمردن احادیث است. به این معنی که برخی روایتی را که با دو سند ذکر شده، دو روایت، و بعضی آن را یک روایت به حساب آوردهاند. گروهی روایات مرسله را نیز یک حدیث شمرده و برخی آن را در شمارش به حساب نیاوردهاند. البته در موارد نادر هم میتواند علت اختلاف، نبودنِ برخی روایات در برخی نسخهها باشد.
#معرفی_کتاب
این سه چشم👇
امام صادق علیه السلام:
کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَ أَعْیُنٍ عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ بَاتَتْ سَاهِرَةً فِی سَبِیلِ اللَّهِ.
هر چشمی در روز قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمی که از ترس خدا گریه کرده و چشمی که از آنچه خدا حرام کرده پوشیده شده و چشمی که در راه خدا بیدار مانده است.
خصال
#احادیث_منبر
365K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حکایتی که شهید ثانی نقل می کند!!
«روزى چند نفر از طالبين علم؛آنانى كه مىخواستند اهل فهم شوند،مبطلات اعمال و آفات نفس را بفهمند و دينشان را درست كنند،مىخواستند بروند نزد محدّثى و در خانهاش استماع حديث كنند.دير شده بود.گفتند:تند برويم كه موقع بحث دير شده است.يك نفر كم ظرفيّت و جاهل بىخبر،از روى تمسخر گفت:آقايان خيلى تند نرويد،بال ملائكه را ناراحت نكنيد!تا اين حرف را زد،سر جايش خشك شد و ديگر نتوانست قدم از قدم بردارد و تا آخر عمر،دو پايش خشك گرديد؛زيرا حديث خاتم انبيا محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به تمسخر گرفت».
#حکایت_داستان
نکاتی از شهید بهشتی (۱۲)
مبادا پدر يا مادر يا معلمى با بچه خطاكار يا تنبل و بى حركتى در شكل تنبيه روبرو شود بى آنكه بچه تنبيه شده همان وقت احساس كند كه تنبيه كننده، دلسوز اوست! يعنى بايد نوع تنبيه و شكل تنبيه و مقدمات و مؤخّرات آن حتماً طورى آماده بشود كه همان وقت بچه احساس كند مشمول لطف شماست. اگر اين احساس را نكند اصلاً تنبيهتان تنبيه نيست، بلكه طغيان آور است. با اين تنبيه او را بيدار نمى كنيد، بلكه او را ياغى و طاغى مى كنيد.
#شهید_بهشتی
#اخلاق
آیت الله جوادی آملی:
اگر خدای سبحان فرمود:
«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا»
این تنها مربوط به ثواب در قیامت نیست. هر کس هر قدمی در راه خدا بردارد خدا ۱۰ برابر پاداش میدهد. اگر کسی در حوزه یا دانشگاه برای رضای خدا یک ساعت محقّقانه زحمت کشید نتیجه دهساعته را میبرد. این وعده الهی است.
روایت ها و حکایت ها
https://eitaa.com/joinchat/2786197731C88ffbcfb9c
این سه حکایت ناب!!
1⃣دربارۀ معاويه-عليه الهاويه-نوشتهاند كه رسول خدا به دنبال او فرستاد تا چيزى بنويسد.به فرستادۀ پيغمبر گفت بگو خوراك مىخورم و پيغمبر هم فرمود:
«لا اشبع اللّه بطنه».
«خداوند شكم او را سير نكند».
بلايى به جانش افتاد بهطورى كه وقتى سفره مىانداختند آنقدر مىخورد كه خسته مىشد ولى سير نمىشد.
«شما خيال مىكنى غذا تو را سير مىكند،تا خدا چه خواهد،يا خيال مىكنى آب تو را سيراب مىكند،تا خدا چه خواهد.»
2⃣گاه مىشود كه همين آب انسان را مىكشد؛مانند عبد الملك بدبخت كه خليفۀ مسلمين و با چه قدرتى بود؛امّا در آخر عمر پس از آنكه مصعب را كشته و فاتح شد، بلايى به جانش افتاد.طبيب مخصوصش به او گفت اگر يك قطره آب بخورى كشته مىشوى،تا مدّت معيّن نبايد آب بخورى.خليفه چند ساعتى صبر كرد ولى به قدرى تشنه شد كه ديگر طاقت نياورد و گفت:
«اسقونى ريا و ان كان فيه نفسى»:
«آبم بدهيد هرچند جانم هم برود».
خدا كه بخواهد چنين مىشود.آتش عطش چه مىكند تا بالأخره همينطور شد، خليفه آب خورد و مرد.آبى كه سبب حيات است،سبب مرگ او شد پس تا خدا چه خواهد و مصلحت او چه باشد.
3⃣سليمان بن عبد الملك مروان،هشتاد مرغ به انواع مختلف سرخ مىكردند و او همه را مىخورد و مىگفت:«خسته شدم ولى سير نشدم».صبحگاهى از حمام بيرون آمده بود،پرسيد ناشتا چه داريد؟گفتند:سه گوسفند كشتهايم براى نهار.گفت:هماكنون دل و جگر و هرچه داريد بياوريد و زود سرخ كنيد.نوشتهاند خليفه گفت من طاقت ندارم تا صبر كنم غذا سرخ شود،نيمپخته و داغداغ در حالى كه دستش مىسوخت با سر آستين گوشتهاى داغ را مىكند و مىخورد و فرياد مىزد از داغى آن؛ولى آتش گرسنگى غالب بود.
#حکایت_داستان
#تاریخ