هدایت شده از استنطاق
قرآن میگوید: جراحات جنگی دوطرفه است؛ این جمله ساده راه مواجهه معنوی و اصولی با جراحت جنگ است: اگر به شما جراحتی رسیده به آنها هم مانند شما جراحت رسیده است؛ إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ اَلْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ (آلعمران١٤٠). پس نباید خسارات و شهدا ما را ناامید کند و تصور پیروزی دشمن را القاء کند.
قرآن نخواسته جراحت جنگ را انکار کند و اصولا هم اقتدار به معنای آرمانگرایی بدون واقعبینی نیست. رجزخوانی لازمه جنگ است اما باید واقعبینانه باشد و در دل مردم تصور توهم و اقتدار دروغین ایجاد نکند، چون موجب نقض غرض میشود. برای مدیریت افکار عمومی چاره کار رجزخوانی واقعگرایانه است که اکنون دشمن را عصبانی و مردم را آرام و امیدوار میکند. در این راستا این آیه راه تعادل را بیان کرده است.
از سوی دیگر، اگر کسی فقط قسمت اول آیه در نظرش جلوه کند، با فهم ناقص از ماجرا دچار ضعف و سستی میشود. این آیه یکی از اصول خبر و مدیریت افکار عمومی جنگ است. هرگاه که تجاوز و ظلم دشمن را به یاد میآوریم باید خسارت هایی که بر او وارد شده را هم به یاد بیاوریم. هرگاه ظلم دشمن را بر زبان میآوریم، باید همزمان اقتدار را فراموش نکنیم.
اگر این آيه را به جنگ رمضان تطبیق بدهیم باید گفت: نه مدرسه میناب و شهدای نظامی و غیرنظامی را فراموش کنیم نه بستن تنگه هرمز و خسارتهای نظامی مانند اسقاط پرندههای جنگی و تخریب و غیرعملیاتی کردن پایگاههای دشمن و نیز خسارتهای اقتصادی مانند فرار سرمایهها از منطقه.
در ادامه آیه مذکور میخوانیم که حکمت روزهای دارای جراحات عبارتست از: آزمایش و ابتلا و تمحیص(پاک شدن)؛ وَ تِلْكَ اَلْأَيّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَيْنَ اَلنّٰاسِ وَ لِيَعْلَمَ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدٰاءَ وَ اَللّٰهُ لاٰ يُحِبُّ اَلظّٰالِمِينَ (آلعمران١٤٠). چند آیه بعد وعده عظیم داده شده برای کسانی که با وجود جراحت جنگ ایستادگی کردند: اَلَّذِينَ اِسْتَجٰابُوا لِلّٰهِ وَ اَلرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مٰا أَصٰابَهُمُ اَلْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اِتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ (آلعمران١٧٢). این تمحیص و اجر عظیم ساحت معنوی جنگ را نشان میدهد.
آیه دیگری مکمل این آیات است: وَ لاٰ تَهِنُوا فِي اِبْتِغٰاءِ اَلْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمٰا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ يَرْجُونَ وَ كٰانَ اَللّٰهُ عَلِيماً حَكِيماً (نساء١٠٤). این آیه شبیه به آیه جرح است و میگوید دشمن مانند شما درد میکشد و بعد اضافه میکند: شما به خدا امید دارید ولی آنها امید ندارند. نتیجه فهم این دو جمله ضدسستی است.
اصطلاح تابآوری که این روزها برای ضرورت مقاومت در جنگ شنیده میشود، با کمک این آیه بیشتر معنا و تقویت و تکمیل میشود. یکی از لوازم تابآوری این است که بدانیم که اگر جراحت دیدیم دشمن هم جراحت دیده است و لازمه دیگر آن، توجه به این حقیقت است که امید به خدا در دشمن وجود ندارد.
@rezakarimi
@estentagh
هدایت شده از استنطاق
روایات مختلفی در مورد قیام ایرانیان علیه بنیاسرائیل و يهود وجود دارد. عرضه روایت بر قرآن، ضمن تحکیم سندیت آن، فهم عمیقتری از متن روایت به وجود میآید.
تدبر در آیات ابتدایی سوره اسراء ما را با وضعیت کنونی و آینده جهان بیشتر آشنا میکند. در تفسير این آیات اختلافنظر شدیدی وحود دارد و روایات هم پراکنده به نظر میرسند. اما شاید شرایط فعلی دریچه جدیدی به فهم آن باز کرده باشد.
بر اساس آیات ابتدای سوره اسراء، بنیاسرائیل دو فساد فیالارض و یک علوّ کبیر دارند که در روایات مصداق آن بیان شده است.
امام جعفر صادق عليه السلام در مورد اين قسمت آیه ۵ سوره بنی اسرائیل فرمود( الکافی، ج۸، ص۲۰۶)؛ اين قسمت آيه بر مردمی دلالت دارد که خداوند قبل از قیام قائم میفرستد و هیچکس را که مسئول خونی در خاندان محمّد (ص)است وانگذارند مگر آنکه از او انتقام گيرند.
در ادامه آیات، دو وعده علیه بنیاسرائیل داده شده است. در وعده اول بندگانی الهی علیه آنها مبعوث میشوند که بأس شديد دارند و به آنجا میرسند که خانهها را تجسس میکنند.
علاوه بر این روایت، روایتی در تفسیر عباد مبعوث نقل شده که با تاکید سهباره آنها را اهلقم نامیده است (بحار الانوار، ج۶۰، ص۲۱۶).
از طرف دیگر، قرآن میگوید باس شدید در حدید است: أَنْزَلْنَا اَلْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ (حدید٢٥). این ترادف بین "عِبٰاداً لَنٰا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ" با حدید، روایات تفسیری این آیه را به روايات در مورد اهل قم که زبرالحدید را معرفی کرده است، پيوند میدهد. زبرالحدید کسانی هستند که نمیترسند و از جنگ خسته نمیشوند و بادهای تند آنها را نمیلرزانند.
روایات دیگری در مورد ایرانیان وجود دارد اما اهمیت این روش عرضه روایت بر قرآن است. با عرضه روایت ضمن تحکیم سندیت آن، فهم عمیقتری از متن روایت به وجود میآید.
برای تطبیق این وعده بر دوران معاصر شواهدی وجود دارد. رهبر شهید انقلاب در یکی از سخنرانیهای آخر خود فرمود: بعد از این به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد (۱۲بهمن۱۴۰۴). کلمه مردم و کلمه بعثت شباهتی به آیه و روایت مربوط به آیه چهارم سوره اسراء دارد. شباهت دیگر، تقابل ایرانیان تحت رهبری فکری اهل قم در جنگ با بنیاسرائیل است. با فرض این تطبیق بسیار محتمل، میتوانیم نتیجه بگیریم پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر دولت صهیونیستی در وعده رهبر شهید، در روايات تصدیق شده است. اکنون این باس شدید نهتنها در موشک و پهپاد (حدید) بلکه در مردان نترس و محکم و متوکل و بدون خستگی (کزبرالحدید) تجلی کرده است.
این تطبیق گرچه قطعی نیست (و اصولا بدا در اخبار آینده وجود دارد) ولی بسیار محتمل است چون شواهدی دارد؛ نشانههای آخرالزمانی فعلی، روایات اهلقم و تقابل شفاف و جدی ایران با دولت موسوم به اسرائیل و عبارات رهبر شهید در وعدههای الهی، مجموعه شواهدی هستند که میتواند دلیل تطبیق این آیات بر جنگ فعلی و ادامه آن شود. علاوه بر شباهت جمله "خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد" با آیه چهارم، تعبیر رهبر شهید که "در قدس نماز خواهید خواند" با تعبیر دخول در مسجد که در آيه هفتم آمده است، بسيار نزدیک است.
ادامه آیات نشان میدهد که گویا این بعثت پایان ماموریت نیست چون با وجود کشتن بنیاسرائیل و شکست دولت موسوم به اسرائیل، علوّکبیر نابود نشده است. بلکه رجعت صورت میگیرد تا آن ریشه آن علوّکبیر نابود شود.
پرسش مهم این است که چرا وعده الهی دوگانه است؟ وعده اول و دوم چه تفاوتی دارد و چرا دوبار وارد مسجدالاقصی میشوند؟
یکی از پاسخها این است که قیام قبل از قائم مقدمه است و ورود اول برای انتقام و کشتن قاتلان بوده است ولی ورود دوم به مسجد، فتح بزرگ و حاکمیت دین حق در عالم و خلافت صالحان در زمین است.
در مورد اين آيات بیشتر باید تدبر کرد اما هر چه هست، شواهد زیادی برای نزدیکی مرحلهای اين آيات وجود دارد و افق دید وسیع آمادگی لازم را تا انتهای مسیر به وجود میآورد.
متن کامل
@estentagh
@rezakarimi
یادداشتها و گفتارهایی در وضعیت جنگی
صحیفه سجادیه جنگ را به سلوک بندگی تبدیل میکند
https://eitaa.com/estentagh/550
جنگ و صلح هیچکدام اصالت ندارند
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1719465586560222915
حقایقی از قرآن که میگوید خدای خامنهای زنده است
https://eitaa.com/estentagh/551
جراحات جنگی دوطرفه است
https://eitaa.com/estentagh/552
روایات در مورد قیام ایرانیان علیه یهود
https://eitaa.com/estentagh/553
صوت مرتبط با قیام ایرانیان علیه يهود
https://eitaa.com/estentagh/561
درباره آهنگ محسن چاوشی
https://eitaa.com/rezakarimi/1242
سبک جدید اجتماعات مردمی را ادامه بدهیم
https://eitaa.com/rezakarimi/1241
این چه جنگی بود که برای ما ساختید؟!
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1774532560038989244
تحلیل ویدئویی فیلم خدای جنگ
https://aparat.com/v/qbj1830
دعای چهاردهم صحیفه سجادیه فقط برای دفع ظلم نیست
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1775463084334377002
تفکیک آمریکا از صهیونیسم سطحینگری است
https://eitaa.com/rezakarimi/1200
صلح مشروع و فواید و لوازم آن (صوت)
https://eitaa.com/rezakarimi/1196
مواجهه درست با کلام امام درباره صلح
https://eitaa.com/rezakarimi/1259
گفت: این چه جنگی بود که برایمان ساختید؟
گفتم: ما ساختیم یا دشمن؟
گفت: شما دشمنتراشی کردید.
گفتم: کی بود که از بیگانه کمک میخواست. این هم کمک که رسید!
گفت: من از کسی دعوت نکردم. شما چرا مسئولیت نمیپذیرید!
گفتم: تاریخ بخوان ببین در جنگ جهانی دوم که بیطرف بودیم چند میلیون کشته دادیم و در جنگ تحمیلی هشتساله که مقاومت کردیم، چند هزار؟!
گفت: باید جلوی جنگ را میگرفتید و با آمریکا صلح میکردید.
گفتم: صلح با آمریکای جنگطلب عاقبت ندارد. چطور یادت نیست که هر دو جنگ بعد از دیپلماسی و مذاکره بود بلکه وسط مذاکره بود.
گفت: ژاپن و کشورهای عربی که تسلیم بی قید و شرط آمریکا شدند، توسعه پیدا کردند.
گفتم: فعلا آمادگی درک تفاوت پیشرفت و توسعه نداری! اما حداقل بدان ژاپنیها غیرت و ناموس دادند و عربها پول و استقلال دادند.
گفت: این حرفها چه فایدهای دارد؟ ما نمیتوانیم در این جنگ پیروز شویم.
گفتم: پیروزی در جنگ فقط به تسلیحات نیست.
گفت: شعار ندهید. آمریکا ابرقدرت است.
گفتم: اگر به وعده الهی امید نداری، واقعیتها و تجربهها را ببین. تناقض مواضع و اعترافات دشمن را ببین. آمار خسارتهای دشمن را ببین.
گفت: چرا تخریبهای دشمن در کشور را نمیگی.
گفتم: یادداشتم را بخوان که گفتم جراحات جنگی دوطرفه است. چرا به جای واقعبینی، ناامید هستی؟!
گفت: امید به پیروزی پررویی و توهم است. باید تسلیم بیقید و شرط باشیم تا کمتر خسارت ببینیم.
گفتم: به عبارات آن سیاستمدار تناقضگوی اپستینی استناد نکن. هنوز هم...
ادامه و متن کامل گفتگو
@rezakarimi
محمدرضا شهبازی با برنامه تلویزیونی پاورقی مانند یک تیربارچی اهداف زیادی را میزند. او مانند یک رزمنده با اتکا بر رصد وسیع و دقیقش و با زبان طنز و تحلیلهای عمیق، قدرت هدفزنی را بالا برده است.
هرچند نمیتوانم نگویم که پوکههای تیربارش هم به اطراف آسیب میزند. زبان طنز و تیزی نگاه او گاهی قشر خاکستری را از خودش دور میکند. نباید فکر کرد که طنز فقط برای تقابل است. مثلاً فحش و دشنام دادن حتی به مشرکین هم نهی شده است و گاهی استفاده از آن، حتی در قالب طنز، مخاطبی که هنوز دل به بعضی افراد دارد را میراند و دوقطبی کاذب را بیشتر میکند. یا مثلاً گاهی در وقایعی که دارای ضعف و قوت بوده، تمرکز بر ضعفها جنگ اصلی را کمرنگ کرده است. مانند موضعگیریهای ضعیف سلبریتیهای داخلی درباره وضعیت جنگی که بالاخره باز هم به سکوت ترجیح دارد. هرچند میدانیم این موضعگیری توقع را برآورده نکرده و نسبت به مواضع منتقدانه و صریح قبلی آن سلبریتیها تناقض دارد. در این شرایط گزارش خوشبینانه بهتر از طنز منتقدانه است.
البته پاورقی مدام در حال اصلاح و ارتقاء و رصد پیشنهادات است. مثلاً بخش جوالدوز در برنامه اضافه شده بود که مشکلات داخلی را نقد میکند و موجب تعادل میشود.
خلاصه اینکه چنین برنامههایی را باید با حمایت ایجابی و سلبی تقویت کرد.
@rezakarimi
*تحلیل و بررسی فیلم خدای جنگ*
این فیلم نگاه توحیدی ما را در جنگ تقویت میکند و به مخاطب توضیح میدهد که رابطه موشک با خدای جنگ چیست؟
دریافت ویدئو تحلیل و بخشهای برگزیده فیلم
یادداشت تکمیلی
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
هدف دعای چهاردهم صحیفه سجادیه فقط رفع ظلم ظالم نیست. این هدف در حد خود مطلوب است ولی در سطح دید دنیوی میگنجد در حالی که معرفت اساسی این است که بفهمیم چرا خداوند در دنیا به ظالم اجازه ظلم میدهد؟ چون ابتلائات برای پرورش و تربیت انسان است که همان رسیدن به توحید است. پرورش توحیدی همیشه با دفع ظلم حاصل نمیشود.
شرط اصلی اجابت دعا توحید است یعنی مضطر شدن و رسیدن به آنجا که جز به خدا شکایت نبریم و جز از او کمک نگیریم. شروع دعای چهاردهم برای تثبیت این حقیقت است که خداوند از ظلم خبر دارد و به گواهی کسی برای اطلاع از وضع متظلمین(دادخواهان) احتیاج ندارد. تثبیت این حقیقت در ادامه همان توحید و اضطرار است که بدانیم خدا میداند؛ قَدْ عَلِمْتَ، يَا إِلَهِي، مَا نَالَنِي... خدا زمانی رفع حاجت میکند که بداند بندهاش معرفت به او را در قلبش تثبیت کرده است. اگر بدانیم خدا میداند به او و علم او نزدیک شدهایم. خدا اعتراف به همین حقیقت را میخواهد و هدف توحیدی ابتلائات همین نوع معرفت است.
محدود نکردن دعا به رفع حاجت دنیوی، حداقل دو فایده دارد: افق دید را از دنیا به سوی ابدیت ارتقاء میدهد و نیز حال و روان انسان را آماده تابآوری در سختیها میکند.
در دعای چهاردهم علاوه بر درخواست انتقام و طلب گرفتن ظالم و دفع ظلم و دشمنی، درخواستهای بالاتر که موجب هدايت است، را هم بر زبان میآوریم؛ مانند درخواست تعویض ظلم دشمن با عفو الهی و تبدیل بدکاری او با رحمت الهی. مانند درخواست راضی شدن به قضای الهی و به آنچه از ما گرفته یا به ما داده است. مانند طلب آمادگی برای تاخیر اجابت و ترک انتقام تا روز قیامت.
همچنین، کلمات امام سجاد علیهالسلام در این دعا فقط درخواست حاجت نیست بلکه راه تحقق حاجات که بالاترین آن "هدایت به اَقْوَم" (حرکت در برپادارندهترین و مؤثرترین راه) و عمل در حال تسلیم است، را بیان میکند؛ وَ اِهْدِنِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ اِسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَسْلَمُ. این قسمت از دعا صراحتاً به قرآن اشاره دارد: إِنَّ هٰذَا اَلْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ (اسراء٩). دو آیه بعد به این نکته اشاره دارد که انسان گاهی با عجله شرّ را مانند خیر میطلبد. متن دعای امام سجاد علیهالسلام ارتباط این دو آیه را بیشتر روشن میکند و آن اینکه هدايت به اقوم با صبر و عجله نکردن کسب میشود. از امام صادق در آداب دعا نقل شده که در مقام دعا کردن چیزی را نخواهی که هلاکت تو در آن باشد و تو بپنداری نجات تو در آن است.
معنای این حاجت نهایی، هدایت شدن با راه قرآن و امام است و برای این هدف است که به اراده الهی، چه بر ما و چه بر ما، تسلیم باشیم.
راه تحقق حاجات، مواردی همچون ظالم نشدن، ناامید نشدن ما و ایمن نشدن دشمن، مَشغول شدن دشمن و ناتوانی اوست. راه "هدايت به اقوم" که فراتر از هدف اولیه یعنی دفع ظلم است عبارتست از توحید و سپس نیت صادق و صبر دائم و پرهیز از هلع اهل حرص و تصویرگری قلبی از ثواب و عقاب (که جایگزین تاخیر در اجابت است). نتیجه این درخواست قناعت به قضای الهی و اعتماد به تصمیم اوست.
این نوع فراروی از اجابت دعا را نباید به معنای ظلمپذیری تصور کرد. ظلمپذیری با تسلیم خدا بودن تفاوت دارد. بلکه اولاً ظلم را ما خودمان نمیطلبیم چون این نوع ظلمپذیری به معنی تسلیم اراده الهی شدن نیست بلکه نوعی نفسانیت است که فرد فکر میکند خودش مصلحتش را میداند.
ثانیاً قضای الهی لزوما علیه ما نیست بلکه در همین دعا آمده که یا بر ماست یا برای ما. خدا گاه که حکمتش اقتضا کند با دعا در سرنوشت انسان تغییر میدهد. دعا در بسیاری موارد همان حاجت اولیه را برآورده میکند.
ممکن است کسانی از خواندن این نکات نگران شوند چرا که تحقق مسير هدايت به اقوم را فراتر از طاقت خود بدانند و تحمل فراتر رفتن از هدف اولیه و تاخیر در اجابت را نداشته باشند. به چنین کسانی باید گفت که غنیمتهایی بیشتر از آنچه تصور میکنید، در انتطار شماست. آنها اگر میخواهند کمهمت نباشند به یک نکته مهم توجه کنند؛ انسان یا باید خودش بتواند حال معنویاش برای صبر و مقاومت را از خداوند هدیه بگیرد یا اینکه به کسی که این حال معنوی را دارد پناه ببرد. این کسان محمد و آلمحمد هستند. با هفت بار ذکر صلوات در دعای چهاردهم در حقیقت حاجات خود را در سایه این خاندان میطلبیم. اساساً دریافت فتح عظیم ظرفیت عظیم میخواهد که در قلبهای کوچک ما نمیگنجد. این فتح به رسولالله و کسی که نَفْس وجود رسولالله است، داده میشود. برای افزایش وسع و طاقت باید با مقام رسول بیعت کنیم و از او بخواهیم برای گناهانمان نزد خدا استغفار کند. گناهان ما همین کمهمتیها و دنیاگراییهاست که به شکلی در دعای چهاردهم تبیین و توصیف شده است.
متن کامل با استنادات
یادداشت مکمل:
صحیفه سجادیه جنگ را به سلوک بندگی تبدیل میکند.
@estentagh
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderتفسیر اسراء_1.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
بررسی تطبیقی آیات ابتدایی سوره اسراء با شرایط فعلی کشور و جهان
۲۷ اسفند۱۴۰۴
یادداشت مرتبط
@estentagh
@rezakarimi
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥درسی آموزنده از خاطرات میثممطیعی درباره رهبرشهید
خاطرات میثم مطیعی از مشکلاتش در برنامه پدرامت، بیشتر از پیش نوع مدیریت رهبری را معرفی کرد.
این خاطرات درباره حجم مخالفتها به ویژه در ماجرای شعر "ای که در صف اول نشستهاید..."، یکبار دیگر این نکته ظریف را توضیح داد که چگونه گاهی دغدغه رهبر کشور با مخالفت گسترده مسئولین اصولگرا و اصلاحطلب روبرو میشد و ایشان به جای دستور مستقیم برای مقابله با آن مسئولین، تصمیم میگیرد جوانان همفکرِ دارای فهم و دغدغه مشترک را حمايت کند.
شاید توضیح این روش مدیریتی برای بعضی که تصور یا توقع اقتدار از رهبر شهید در ذهن دارند، دشوار باشد. تجربه نشان داده بعضی اصلاحات در کشور باید شکل ایجابی و مردمی انجام شود نه به شکل سلبی و دستوری. اتفاقا گاهی روش دستوری به تدريج اطاعتپذیری و اقتدار را کم میکند. قدرت پایین به بالا اقتدار بیشتری دارد و رهبر شهید این را فهمیده بود.
@rezakarimi
@sot_enghelabiحجتالاسلام طائب (1).mp3
زمان:
حجم:
41.6M
تحلیلها و اخبار آقای طائب برایم جالب است گرچه نمیتوانم در مورد صحت آن نظر بدهم. اما در مورد مبنای فقهی آتشبس، سخن او با قرآن سازگار است.
نکته ظریفی درباره صلح(سلم) با دشمن وجود دارد که تندروها و محافظهکاران هر دو نادیده میگيرند. طبق قرآن سلمطلبی نشانه سستی است ولی درخواست سلم باید (یا بهتر است) پذیرفته شود چون درخواست سلم نشانه ضعف است.
یادداشت مرتبط:
جنگ و صلح هیچکدام اصالت ندارند
@rezakarimi
🚨موضوع صوت پیوست👆
بررسی و تحلیل حوادث منجر به آتش بس و برخی پشت پرده ها ؛ توسط جناب شیخ مهدی طائب
بعضی از این تیتر عصبانی شدهاند. یک دلیل این عصبانیت مصادره به مطلوب کلام امام است و دلیل دیگر این است که غافلگیر شدهایم چون گاه آنچنانکه باید با نهجالبلاغه مانوس نیستیم.
البته مصداق فعلی این تیتر به صورت مطلق و کامل با کلام امام همخوانی ندارد ولی نحوه نقد بر تطبیق این کلام باید درست باشد.
اگر با استناد به کلام امام در نهجالبلاغه مخالفیم باید مخالفت خودمان را مستند کنیم و مراقب باشیم نقدهای احساسی، ما و مخاطبمان را دچار سردرگمی و فهم ناقص نکند.
برای نقد این استناد و تطبیق، یادآوری جنایات دشمن و یا حذر دادن از احتمال فریبکاری او قانعکننده نیست و نمیتواند توجیه و مانع پذیرفتن صلح شود. چون کلمه دشمن و حذردادن امام در ادامه کلام، نشانه آگاهی ایشان از این ویژگیهای دشمن است. مگر خود امام از این ویژگی و احتمال خبر نداشت که با این توجیهات توصیه ایشان را کنار بگذاریم؟!
نقد درست این است که اگر دشمن واقعا صلح خواست( و تحکم و زورگویی نکرد) باید به این کلام عمل کنیم چون در این صورت درخواست دشمن نشانه ضعف اوست و پذیرش آن فوایدی (استراحت رزمندگان، راحتی از نگرانیها و امنیت سرزمین) دارد.
اگر گاه سیره امام ظاهراً خلاف توصیه به پذیرش صلح است مانند مخالفت با حکمیت، باید این گزارش تاریخی را با کلام محکم امام در عهدنامه جمع کرد نه برعکس. حکمیت طبق روایت ذیل آیه۹ حجرات معنا میشود؛ در آنجا شرط صلح، بازگشت اهلبغی از بغی و رای خود است.
خلاصه اینکه قرآن و نهجالبلاغه به پذیرش درخواست صلح دشمن توصیه کردهاند و پذیرش صلح با حذرکردن و غافل نبودن از دشمن تضاد ندارد.
@rezakarimi
@AminikhaahS00_Ep01_1405-02-06_Mosahebe-Ba-Sedaye-Hozeh.mp3
زمان:
حجم:
19.2M
بهترین مواجهه با گزارشهای صادق (مستند شهود)، مواجهه معتدل است؛ طوری که نه نقاط قوت آن نادیده گرفته شود و نه همه سخنانش معیار و ملاک تلقی شود.
آقای مصطفی امینیخواه به عنوان مشهورترین روحانی مرتبط با مستند شهود که از قبل با شرح و بسطهایش بر مستند موجب اعتبار آن شده است، اکنون در مصاحبه با صدای حوزه (اردیبهشت۱۴۰۵👆)، گفته متوجه اشتباهاتش شده که نباید از هر جهت آن را ترویج کند. او قبلا(صوت ۱۳آبان۱۴۰۳) و اکنون گفته ملاک اعتبار سخنان صادق تطابق آن با آيات و روایات است.
من دقیقا نمیدانم عامل مخالفت دوباره عباس موزون با راوی این مستند چیست ولی ملاک نه عباس است نه صادق و نه حتی مصطفی! اینها را باید شنید و بر قرآن و حدیث عرضه کرد.
مثلاً سخن صادق درباره جنگ زمینی صرفاً یک پیشگویی نیست بلکه آن را روايات ذیل آیه چهارم سوره اسراء تصدیق میکند. بعضی گزارشهای ديگر او هم چنانچه در صوت قبلی اشاره شده، را روایت تایید میکند.
نکته دیگر این است که گرچه موارد قابل توجهی از پیشگوییهایش محقق شده اما ممکن است گاه شامل بداء(تغییر سرنوشت) شوند پس یا نباید به همه گفت یا شنیدن آن نباید با احساس قطعیت باشد. چون گاهی تقدیر الهی به دلیل برخی امور مانند صدقه، قربانی و... رفع میشوند.
همچنین نکته درست امینیخواه این است که اظهارات صادق آنجا که تحلیل شخصیاش است نه گزارش مشاهدات، را باید مانند دیگر تحلیلهای کارشناسی عادی خواند و ارزیابی کرد.
صادق میگوید رهبر شهید گفته مشاهداتت را به اهلدل بگو. اینکه او اهلدل را به همه مردم خیابان تعمیم داده است، تحلیل شخصی اوست.
@rezakarimi