@sot_enghelabiحجتالاسلام طائب (1).mp3
زمان:
حجم:
41.6M
تحلیلها و اخبار آقای طائب برایم جالب است گرچه نمیتوانم در مورد صحت آن نظر بدهم. اما در مورد مبنای فقهی آتشبس، سخن او با قرآن سازگار است.
نکته ظریفی درباره صلح(سلم) با دشمن وجود دارد که تندروها و محافظهکاران هر دو نادیده میگيرند. طبق قرآن سلمطلبی نشانه سستی است ولی درخواست سلم باید (یا بهتر است) پذیرفته شود چون درخواست سلم نشانه ضعف است.
یادداشت مرتبط:
جنگ و صلح هیچکدام اصالت ندارند
@rezakarimi
🚨موضوع صوت پیوست👆
بررسی و تحلیل حوادث منجر به آتش بس و برخی پشت پرده ها ؛ توسط جناب شیخ مهدی طائب
بعضی از این تیتر عصبانی شدهاند. یک دلیل این عصبانیت مصادره به مطلوب کلام امام است و دلیل دیگر این است که غافلگیر شدهایم چون گاه آنچنانکه باید با نهجالبلاغه مانوس نیستیم.
البته مصداق فعلی این تیتر به صورت مطلق و کامل با کلام امام همخوانی ندارد ولی نحوه نقد بر تطبیق این کلام باید درست باشد.
اگر با استناد به کلام امام در نهجالبلاغه مخالفیم باید مخالفت خودمان را مستند کنیم و مراقب باشیم نقدهای احساسی، ما و مخاطبمان را دچار سردرگمی و فهم ناقص نکند.
برای نقد این استناد و تطبیق، یادآوری جنایات دشمن و یا حذر دادن از احتمال فریبکاری او قانعکننده نیست و نمیتواند توجیه و مانع پذیرفتن صلح شود. چون کلمه دشمن و حذردادن امام در ادامه کلام، نشانه آگاهی ایشان از این ویژگیهای دشمن است. مگر خود امام از این ویژگی و احتمال خبر نداشت که با این توجیهات توصیه ایشان را کنار بگذاریم؟!
نقد درست این است که اگر دشمن واقعا صلح خواست( و تحکم و زورگویی نکرد) باید به این کلام عمل کنیم چون در این صورت درخواست دشمن نشانه ضعف اوست و پذیرش آن فوایدی (استراحت رزمندگان، راحتی از نگرانیها و امنیت سرزمین) دارد.
اگر گاه سیره امام ظاهراً خلاف توصیه به پذیرش صلح است مانند مخالفت با حکمیت، باید این گزارش تاریخی را با کلام محکم امام در عهدنامه جمع کرد نه برعکس. حکمیت طبق روایت ذیل آیه۹ حجرات معنا میشود؛ در آنجا شرط صلح، بازگشت اهلبغی از بغی و رای خود است.
خلاصه اینکه قرآن و نهجالبلاغه به پذیرش درخواست صلح دشمن توصیه کردهاند و پذیرش صلح با حذرکردن و غافل نبودن از دشمن تضاد ندارد.
@rezakarimi
@AminikhaahS00_Ep01_1405-02-06_Mosahebe-Ba-Sedaye-Hozeh.mp3
زمان:
حجم:
19.2M
بهترین مواجهه با گزارشهای صادق (مستند شهود)، مواجهه معتدل است؛ طوری که نه نقاط قوت آن نادیده گرفته شود و نه همه سخنانش معیار و ملاک تلقی شود.
آقای مصطفی امینیخواه به عنوان مشهورترین روحانی مرتبط با مستند شهود که از قبل با شرح و بسطهایش بر مستند موجب اعتبار آن شده است، اکنون در مصاحبه با صدای حوزه (اردیبهشت۱۴۰۵👆)، گفته متوجه اشتباهاتش شده که نباید از هر جهت آن را ترویج کند. او قبلا(صوت ۱۳آبان۱۴۰۳) و اکنون گفته ملاک اعتبار سخنان صادق تطابق آن با آيات و روایات است.
من دقیقا نمیدانم عامل مخالفت دوباره عباس موزون با راوی این مستند چیست ولی ملاک نه عباس است نه صادق و نه حتی مصطفی! اینها را باید شنید و بر قرآن و حدیث عرضه کرد.
مثلاً سخن صادق درباره جنگ زمینی صرفاً یک پیشگویی نیست بلکه آن را روايات ذیل آیه چهارم سوره اسراء تصدیق میکند. بعضی گزارشهای ديگر او هم چنانچه در صوت قبلی اشاره شده، را روایت تایید میکند.
نکته دیگر این است که گرچه موارد قابل توجهی از پیشگوییهایش محقق شده اما ممکن است گاه شامل بداء(تغییر سرنوشت) شوند پس یا نباید به همه گفت یا شنیدن آن نباید با احساس قطعیت باشد. چون گاهی تقدیر الهی به دلیل برخی امور مانند صدقه، قربانی و... رفع میشوند.
همچنین نکته درست امینیخواه این است که اظهارات صادق آنجا که تحلیل شخصیاش است نه گزارش مشاهدات، را باید مانند دیگر تحلیلهای کارشناسی عادی خواند و ارزیابی کرد.
صادق میگوید رهبر شهید گفته مشاهداتت را به اهلدل بگو. اینکه او اهلدل را به همه مردم خیابان تعمیم داده است، تحلیل شخصی اوست.
@rezakarimi
دکتر محمدتقی چاوشی با نگاه فردیدی حکمت متعالیه را نقد کرده است.
او معتقد است: برداشته شدن تباین ذات حق با موجودات امکانی و نیز عینیت صفات با ذات که به گزارش صفت از ذات میانجامد، نشانه سوبژکتیویته در فلسفه ملاصدراست. در نتیجه تحولاتی که حکمت صدرایی داشته، ذات حق از رازآمیزی و تعالی که در حکمت سینوی و عرفان نظری دارد به در آمده و به چنگ آگاهی می رسد.
اما اولا آموزههای دینی که میگوید خدا را میتوان دید را با آموزههای تنزیهی که امکان معرفت را عجز از معرفت میدانند، باید جمع کرد. حکمت ملاصدرا با تبیین وحدت وجود زمینه جمع بین دو آموزه را فراهم میکند. در مناجات العارفین آمده وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِيقاً إِلَىٰ مَعْرِفَتِكَ إِلّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ و بعد در ادامه میگوید إِلٰهِى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذِينَ... انْشَرَحَتْ بِتَحْقِيقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ؛ خدای من ما را از کسانی قرار بده که سینههایشان با تحقق معرفت گشاده شده است. شرح صدر به معنای تسلیم است پس انسان با عجز، عبودیت و تسلیم به معرفت میرسد و این خلاف سوبژکتیویته است. ملاصدرا از طریق وجود ربطی، دلالت معرفت نفس به معرفت رب را نشان میدهد و میگوید: اگر انسان نفس خویش را مستهلک در واجب تعالی بیند و خود را پرتوی از نور او بداند، میتواند به نور حقتعالی راه یابد. در حقیقت بدون شناخت متعلق نفس که همان خدا باشد، نمیتوان به معرفت نفس راه یافت (صدرالدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص۶۳۸). وجود ربطی نزدیک به معنای دازاین است که مقابل سوژه قرار دارد. با وجود ربطی نمیشود به سوبژکتیویته در فلسفه ملاصدرا معتقد شد!
ثانیاً وحدت وجود هم دلیل معرفت است هم عجز از معرفت. استدلال مبتنی بر شدّت ظهور یکی از استدلالهای اصلی ملاصدرا بر اثبات ناتوانی انسان در ادراک حصولی و حضوری خداوند است؛ این استدلال، ریشه در فلسفة اشراق سهروردی دارد که در «الواح عمادی» گفته: «و همچنان که ما در آفتاب نظر کنیم و نور او ما را منع میکند از احاطت به جرم او، همچنان ما را نشاید که حق را بدانیم و احاطت به ذات او ما را میسّر نشود» (سهروردی، 1380، ج3: 143، صدرالدین شیرازی، 1362.ب: 50).
ملاصدرا بر این اساس گفته «واجب الوجود به حسب خودش، آشکارترین و روشنترین موجود است؛ اما به سبب شدّت ظهور و استیلای آن بر قوای ادراکی و اذهان، از عقول و ابصار پنهان است. پس حیثیّت خفای او بعینه حیثیّت ظهور اوست» (صدرالدین شیرازی، 1341: 222).
نکته دیگر اینکه، او میگوید بسیاری از غربزدگان و غربگرایان در ایران مانند تقیزاده صدرایی بودند. اولا بسیاری از صدراییها منتقد مبانی غرب هستند ثانیاً فلسفه صدرایی به دلیل جمع بین مکاتب و گرایشهای مختلف حقایق را بیشتر در دسترس قرار داده و محرمانگی معارف را کم کرده و قابلیت تفسیر به رأی افزایش پیدا کرده است. مسئولیت این تیغ دودم لزوما متوجه صدرا نیست.
@rezakarimi
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دانلود با کیفیت بالاتر
فیلم خاکستری درباره دنیای پس از مرگ و خدا دیالوگها و سکانسهای قابل تاملی دارد.
در یک سکانس که بعد از فرار از حمله گرگها یکی از شخصیتها در حال خفه شدن در رودخانه است، قهرمان قصه را میبینیم که در آب در حال نگهداشتن دست همسفرش برای نجات او روبه آسمان از خدا خواهش میکند و میگوید اگر کاری کنی بهت ایمان میآورم (در دوبله تلویزیون جمله این است اگر کمک کنی ایمانم بهت محکمتر میشه!). وقتی کمکی نمیآید و دوستش زیر آب خفه میشود. با خودش میگوید لعنت! خودم یک کاری میکنم( Fuck it. I’ll do it myself). (در دوبله تلویزیون آمده همین که زندهام خودش معجزه است!) این نوعی انسانمحوری اومانیستی است که خدا را نادیده میگیرد و در پایان فیلم تکرار میشود. در پایان میبینیم گرگها دوباره حمله میکنند. این بار مرد با وسایل موجود آماده نبرد با آنها میشود و در نمای پایانی تصویر بسته قهرمان خیره به روبرو (تماشاگر و دوربین) دیده میشود که شبیه به وحشی نعره میکشد و بعد تیتراژ پایانی شروع میشود. پس از پایان تیتراژ! در چند ثانیه بخشی از بدن گرگی را میبینیم که نفسنفس میزند (در تلویزیون اصلا این سکانس پخش نمیشود!). معلوم نیست گرگ بر انسان پیروز شده یا انسان بر گرگ. شاید... انسان گرگ شده! مخصوصاً اینکه تصویر آخر او بیشباهت به گرگ نیست!
اینجاست که طنین سخن تاریخی توماس هابز دوباره شنیده میشود...
آیا سانسور تنها راه مواجهه با سینماست؟ سینمای معاصر همیشه مانند مورد فوق نیست و میتوان فیلمهای نزدیکتر به توحید را برای پخش از تلویزیون انتخاب کرد.
یادداشت کامل
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
مداح مراسم دعای عرفه وقتی به قسمت يا مَنْ دَعَوْتُهُ... ذَليلاً فَاَعَزَّنى رسید، هوشمندانه حدیث امام رضا عليهالسلام را خواند: إِنَّ يَوْمَ اَلْحُسَيْنِ... أَذَلَّ عَزِيزَنَا و شروع به مرثیهسرایی کرد. تناسب کلمه ذلیل و اذل زمینه خوبی برای ذکر مصیبت فراهم میکند.
ولی تناسب زمانی کامل میشود که هر دو قسمت جمله مذکور مدنظر باشد یعنی عزت هم بيان شود. مداح نگفت امام بعد از ذلت کربلا به عزت رسید و خدا همه چیزش را به امام داد تا دستگیر همه عالم شد. همین نکات است که روضهخوانی و مناجاتخوانی را متناسب میکند و رعایت این نکات سبب میشود مخاطب آگاه تصور نکند مناجات در روضه تضعیف میشود.
در ادامه دعا، امام حسین علیهالسلام خدا را اینگونه صدا میزند: يا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغيرِ. مداح به اینجا که میرسد روضه طفل صغیرش را میخواند. اما به علی اصغر علیهالسلام چه رزقی رسید و اسم رازق به آن طفل شیرخوارِ تشنهلبِ مذبوح چه ربطی دارد؟!
مقتل میگوید رزق طفل حسین در بهشت ادامه پیدا کرد؛ آنجا که هنگام گریه و شکوه امام از قاتل طفلش، ندای آسمانی آمد: دَعهُ يا حُسَينُ؛ فَإِنَّ لَهُ مُرضِعاً فِي الجَنَّةِ. او را واگذار ای حسین، او را در بهشت شیر میدهند. روضهخوان باید روضه را تا اینجا ادامه بدهد تا حق این فراز از دعا ادا شود.
روضهخوانان از مناجاتخوانان بسیار بیشترند و مناجاتهایی که به روضهخوانی تبدیل میشوند هم بسیارند.
@estentagh
هدایت شده از استنطاق
حجتالاسلام محمدحسن وکیلی در کتاب ریسمان محبت راز صلوات را تشریح کرده است. در این کتاب دیدگاه شهید مطهری در پاسخ به این سوال تکمیل شده است که: چرا برای پیامبر که انسان کامل است، طلب رحمت میکنیم؟
وکیلی از علامه طباطبایی نقل میکند معنای صلوات این است که رحمت ابتدا بر محمد و آل محمد و بعد به ما میبارد.
از نقاط قوت کتاب شرح سخن رمزی سیداحمد حسینی اردکانی (در کتاب شرح و فضایل صلوات) است. وکیلی میگوید ما به بیانی در درون وجود پیامبر هستیم نتیجه اینکه هر گاه مومنی ترقی پیدا کند رسول خدا ترقی پیدا کرده است پس معلوم است چرا نمیگوییم اللهم ترحم علیّ بحق محمد و آلمحمد.
نتیجه این تحلیل، جمع بین روایات است. روایاتی که پیامبر را بینیاز از مردم میداند و روایتی که صلوات را مایه ترفیع درجه پیامبر میداند.
توضیح بیشتر در راستای کتاب این است که: آل معنایی عامتر از اهل دارد و میتواند شامل امت یا مؤمنین شود. داخل شدن در اهل و آل با تبعیت ممکن است که در آیه صلوات عبارت تسلیم گویای آن است. اینکه میگویند صلوات را ابتر نفرستید منظور درک مقام واسع نبوی و نسبت او با امتش است پس عبارت آلمحمد اضافه کردن به دستور صَلُّوا عَلَيْهِ نیست بلکه آل محمد همان اَلَّذِينَ آمَنُوا در آیه مذکور هستند. روایات مربوطه در اینجا باطن آیات سوره احزاب را بیان کردند و هیچ جعل و زیادتی صورت نگرفته است. کسی که روایت را معارض آیه صلوات بپندارد، تحت تاثیر تصور قرآنیون روایت را نامعتبر کرده و صلواتش را ابتر نموده است.
یادداشت کامل
@rezakarimi
@estentagh
هیجان و تدبیر.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
معنای موضع سروش در تشییع رهبر شهید
عبدالکریم سروش برخلاف بعضی روشنفکران حضور مردم را نادیده نگرفته و پس از سابقه کنشگری در ایام تشییع سردار شهید، این بار هم گفته: در تشییع جنازه رهبر انقلاب بار دیگر پس از تشییع آقای خمینی و سردار سلیمانی نمایش عشق و نفرت از تجاوزگران را دیدیم.
وی گفته: ما حرمت مینهیم به مردم کشورمان و ارادتی که نسبت به شهیدان فقید خود میورزند و میبینید که چهطور علیرغم اختلافات داخلی ید واحده در مقابل متجاوزان ایستادهاند.
سروش در پایان باز هم اجمالا به نگاه نقادانه خود اشاره کرده تا در کنار این احساسات موجه، نگاه عقلانی مدنظرش را ترویج کند.
ارزش کار سروش این است که علیرغم تکرار اجمالی مواضع اصلی خود، در مورد رویداد بزرگ روزها و ماههای اخیر سکوت نکرده است. اکنون مجال بحث در این نکته نیست که بسیاری مواضع روشنفکرانه او قابل نقد است. فقط باید گفت در اینجا درجهای از اصالت و صداقت او نسبت به دیگر روشنفکران مشخص شد.
@rezakarimi
امروز را آغازی بر یک پایان بدانیم. آدمهای بزرگ با پایان زندگی دنیوی خود به پایان نمیرسند بلکه به یک کمال میرسند و این تازه فرصت شناخت آنهاست.
آنها را نمیتوان با نگاه یکطرفه شناخت. انسانهای جامع را باید پس از رفع تضادهای ذهنی نسبت به تفسیرهای مختلف از آنها شناخت نه با پاره کردن شخصیت آنها.
در سالهای اخیر سعی کردم از مشهورات گذر کنم و از نکاتی از آن رهبر فرزانه بگویم که کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
اعمال قدرت از پایین به بالا
https://eitaa.com/rezakarimi/1257
قرآن را بفهمید ولو تمام نکنید
https://eitaa.com/rezakarimi/1177
زن و مرد مساوی هستند
https://eitaa.com/rezakarimi/1161
هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد
https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1717579584727939002
نگاه جامع به حجاب
https://eitaa.com/rezakarimi/1096
اثرات مستند رسمی برای مدعیان پیروی از رهبر
https://eitaa.com/rezakarimi/1073
ارزش بازخوانی آیه سعی برای اقتصاد اسلامی
https://eitaa.com/rezakarimi/962
بازخوانی سخنان در دیدار با شاعران
http://r1001.blog.ir/1402/02/10
تفسیر آیه لا یکلف الله الا وسعها
https://eitaa.com/rezakarimi/837
ساده نگیریم!
https://eitaa.com/rezakarimi/793
طبیعت انقلاب در تحول است
http://mehrnews.com/xS4pD
چاره جنگ فعلی مقاومت و لوازم آن مانند صبر و همدلی و تدبیر و توکل و توسل است. نباید به امور فرعی و انحرافی مشغول شویم. چون تفاهم را دشمن نقض کرد نه منتقدان آن. پس نباید توجه به جنگطلبی و زیادهخواهی دشمن را با تمرکز بر امور دیگر ، مثل جنگطلب دانستن منتقدان توافق با دشمن، کمرنگ کرد. منتقدان توافق دو دسته بودند عدهای ضمن احترام به موافقان توافق نسبت به آنها مطالبهگر بودند ولی توافق را ابتدائا تخریب نکردند و منتظر تحقق وعدهها ماندند. عدهای دیگر، پرخاشگر بودند اما اولا با نقد دسته اول مواجه شدند و ثانیا آنها را نمیتوان عامل نقض توافق نامید.
پس مانند برخی روشنفکران نباشیم که در جنگطلبی دشمن باز هم از صلح دم بزنند و بگویند آغازگر جنگ هر که باشد مهم نیست. اتفاقا ملاک این است که چه کسی در جهت نقض تفاهم آغازگر و متجاوز بود. دشمن وقیح و ظالم و مکار است و باید بیشتر از هر چیز به مقاومت و پیروزی در برابر آن فکر کرد.
همینجا باید بفهمیم جریانهای ضد انقلاب و سلبریتیهای همسو با آنها، که حتی یک استوری درباره مدرسه میناب و جنایت لامرد منتشر نکرده بودند، ناگهان با اشک و آه از «جنوب مظلوم» سخن میگویند.
جنگطلبی با اندیشه قرآن و اهلبيت نمیسازد اما جنگ فعلی پس از تجربه شکست مذاکره و توافق، واقعگرایانه و عاقلانه است. منتقدان توافق با آمریکا نباید فقط از شرافتخواهی و انتقامطلبی و جنگطلبی دم بزنند بلکه علاوه بر آن، از نظر عقلی نتایج توافق فعلی در جهت تقویت منافع ملی نیست. اگر شروط مطالبه شده برای توافق را مرور کنیم صرفاً آنها را حاصل یک دشمنستیزی غیرعقلانی انتقامجویانه نمیدانیم. برای شفاف شدن مسئله باید جواب یک سوال را بررسی کنیم؛ مذاکره و توافق با دشمن در سالهای اخیر، منافع ملی را افزایش داد و قدرت و انگیزه دشمنی او را کم کرده است یا برعکس است؟ آیا برجام به بدعهدی و تحریمهای جدید منجر نشد؟ مذاکرات پسابرجام جلوی جنگ را گرفت؟ اینها شواهد گرایش جنگطلبانه و قدرتطلبانه آمریکاست که به نام استکبار در ادبیات انقلاب معرفی شده است. با وجود این سابقه، در جنگ اخیر نهایتاً باز هم مذاکره با آمریکا اجازه داده شده و توافق پذیرفته شد. مطالبه شروط رهبری در جهت منافع ملی است. میتوان در جزئیات این شروط گفتگو کرد ولی تخطئه منتقدان توافق به بهانه منافع ملی و با تشدید روانی ترس از دشمن، ندیدن واقعیتها و درس نگرفتن از تجربههای یک ملت است.
@rezakarimi
مستند زیبا و خوشساخت در همسایگی مرگ درباره شهید ابوالفضل نیکویی (حاجیونس) است و به ویژه در نیمه دوم خود روایت مردی است که شعاعی متحد با خورشید حاج قاسم بود و به عشق او و مانند او از مردن در بستر میترسید. این مستند را مانند پرواز یکوبیست با اشک فراوان دیدم.
@rezakarimi