پلوتوییهایِبیخانمان؛
زن تنها آفریده ای که آفریننده ست!
اکنون نیاز دارم
پلوتوییهایِبیخانمان؛
محرمانه نگه داشتن داستان خیلی سخته خیلی زیاد
فوضولی نکردنم خیلی سخته_
پلوتوییهایِبیخانمان؛
فوضولی نکردنم خیلی سخته_
خیلی خوب بود بزار ایستاده برات دست بزنم🙏🏻
پلوتوییهایِبیخانمان؛
فوضولی نکردنم خیلی سخته_
نه ببین لیاقت نداریم میدونی
پلوتوییهایِبیخانمان؛
خیلی خوب بود بزار ایستاده برات دست بزنم🙏🏻
قربونت برم خواهری
هدایت شده از اِتحــــٰادیـهٔ اَبـلَهـــــٰانْ؛¹²
من نمیدونم این فقط طرز تفکر منه یا نه، ولی داستان های عاشقانه از نظر من حتما نباید درمورد یه زن و یه مرد غریبه باشه که عاشق هم میشن.
همیشه تو داستانهایی که درمورد دوتا دوست، خواهر و برادرا، پدرمادر و بچه هاشونه که حاضرن برای همدیگه جون بدم عشق بیشتری پیدا میکردم-
تو داستانای خودم هم ۹۹ درصد یا درمورد یه خواهر و برادره یا دوتا دوست