eitaa logo
شاید یه حق‌گو•°
200 دنبال‌کننده
320 عکس
35 ویدیو
0 فایل
"به نام او که در سکوت بلند تر شنیده میشود" . با بروز تمام مشکلات ، بازهم رشد ترجیح ما بود؛ . مکآنی‌برای‌شنیده‌شدن ، https://harfeto.timefriend.net/17000763345664 . . https://eitaa.com/joinchat/1717568097C37d4a30a63 . .
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید یه حق‌گو•°
‌ you said goodbye and i cried my soul out تو خداحافظی کردی و روحم فریاد میزد ‌@righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو
امروز جایی خوندم کلمه‌ی "Cwtch" در زبان ولزی به حس خوبی که تو بغل یه نفر تجربه‌اش میکنی گفته می‌شه، حسی که فقط با یه نفر خاص میشه تجربه کرد و وقتی به اصطلاح یکی رو کاچ می‌کنی در واقع بهش "یه گوشه‌ی امن" برای آروم شدن می‌دیم که هیچ کس دیگه ی نمیتونه جاشو بگیره. @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو
هدایت شده از Shell🐚"
من آدم روابط صمیمی نیستم! اینو جدی میگم. من توانایی نزدیک شدن به آدمارو دارم ، اما همیشه نزدیک موندن و همیشه در دسترس بودن و همیشه مراقب یه رابطه بودن توی توان من نیست. بزار اینطوری بهت بگم : روحیه من همیشه یک نواخت نمی‌مونه! یه سری تایما بهارم ، یه سری تایما زمستون ، یه وقتاییم پاییزم. ممکنه امروز منو یه موجود فوق‌العاده اجتماعی و خونسرد و صبور ببینی و همیشه از من همین توقع رو داشتی باشی .. اما همیشه اینطوری نیست:) شاید فردا بر خلاف تصورت دور خودم حصار کشیدم و دل و دماغ هیچ چیزیو ندارم و رابطه داشتن و معاشرت کردن برا من سخت ترین کار دنیاست.امکان داره کلی از من تعجب کنی و با خودت بگی چطور یه آدم میتونه انقد اجتماعی باشه؟ یا برعکس.چطور یه آدم میتونه انقد توی خودش فرو بره و بی دلیل فاصله بگیره؟ شاید بعد از دیدن این واکنش ها نسبت به من دلخور بشی! من بهت حق میدم. من برای خودمم قابل پیش‌بینی و ایده آل نیستم :) من توانایی اینو ندارم که توی رفاقتای صمیمی تمام توقعات شخص مقابلم رو برآورده کنم. حقیقتی که برای من آزار دهنده است اینه که میرم توی لاک خودم ، به امید اینکه حال بهتری داشته باشم ،ولی وقتی از لاک خودم میام بیرون میبینم باعث دلخوری خیلیا شدم. چون تنهایی خودمو به بودن با اونا ترجیح دادم.داغون تر و ناراحت تر از قبل میشم.. چون من به اندازه کافی دغدغه و دل مشغولی دارم و برای من آزار دهنده است که ببینم نمیتونم ، دست خودم نیست جایی که از من توقع میره همیشه باشم و همشون رفتارهای منو به خودشون بگیرن و حتی از حرف زدن و واکنش نشون دادن بترسم و لال شم تا مبادا کسی از من ناراحت شه. من با کسی نیستم ، من همیشه با خودمم! با خودم حرف میزنم ، به خودم تلنگر میزنم ، با خودم خلوت میکنم ، با خودم کنار میام. ولی آدما.. آدما هیچوقت با من و تناقضات ذاتی من کنار نمیان :) در نتیجه صمیمی شدن من با آدما فقط موجب اینه که ازشون ناراحت شم یا از من ناراحت شن. هیچ نتیجه دیگه ای نداره. پس دوباره یادآوری میکنم "من آدم روابط صمیمی نیستم" من تمرکز و حوصله و زمان برای تمام خودمو گذاشتن و محتاط بودن و کافی بودن و توی هیچ رابطه ای ندارم. من خیلی خستم:) همش دارم میدوئم که از چالشا و مشکلات سنگین زندگیم عبور کنم و اگه خیلی فرصت کنم و زرنگ باشم ، حال خودمم این بین خوب نگه میدارم ، همین!
متنفرم از وقتایی که میخوام زنگ بزنم ولی نگرانه اینم که شاید مزاحم طرفم🦦💔
دست بالا رفته‌ی علی را جدی نگرفتند ، که سره حسین هم بالای نیزه‌ها رفت...
دافنه دوموریه تو رمان ربه کا میگه: ‏«روزی با خود فكر می كردم اگر او را با غريبه ای ببينم، دنيا را به آتش می كشم! اما، امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه می كند..!» خلاصه که گذر زمان همینقدر عجیبه. @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو
شاید یه حق‌گو•°
امروز جایی خوندم کلمه‌ی "Cwtch" در زبان ولزی به حس خوبی که تو بغل یه نفر تجربه‌اش میکنی گفته می‌شه،
قشنگ‌ترین حس رو من تو کلمه ایتالیایی "Retrovaille" پیدا کردم که معنیش می‌شه: لذت از دیدار یا پیدا کردن کسی بعد از یک جدایی طولانی. مثل وقتی که از کسی جدا می‌شی و هیچ امیدی به دیدن دوبارش نداری، یهو بعد از یه‌مدت طولانی میاد می‌بینیش و دوست داری خودتو تو اون لحظه جا بذاری، بمیری. @righteous_1 | °•شاید یه حق‌گو