مخفیگاه شارلوت⭑
نارنجی، نور سَرکش غروب که نه سوزش خورشید رو داره و نه سردی مهتاب.
انگار مهربونی رو با یه قاشق عسل هم زدن و ریختن توی هوا وقتی میتابه سایه ها خجالتی میشن و دلها وا میرن آدم یاد نوازش مادر و گرمای یه پتو نخی میوفته این نور شاعرانهُ بیکلام
با سکوتش میگه: «هی آروم باش، من برات کافیم»
هدایت شده از The sun and the star
رینا واقعا سبزه، کسی که به معنای واقعی نگهبان مهره.