کتابهای کودکی ام را که در مدرسهها
خوانده ام از من بگیرید
نیمکتهای مدرسه را
گچ ها… قلم ها… و تخته سیاه را
و به من کلمهای بدهید
تا آن را مثل گوشوارهای به گوش معشوقم بیاویزم
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم
#نزار_قبانی
تو با کدام زبان صدایم میزنی
سکوت تو را لمس میکنم
به من که نگاه میکنی
به لکنت میافتم
زبان عشق سکوت میخواهد
زبان عشق واژهای ندارد
غربت ندارد
حضور تو آشناست
از ابتدای تاریخ بوده است
در همه زمانهها خاطره دارد
تو با کدام زبان سکوت میکنی
میخواهم زبان تو را بیاموزم
#نزار_قبانی