[ لاجَرم ]
_
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت
مرا باران صلا ده , تا ببارم بر عطشهایت-
خیالی، وعدهای،وهمی، امیدی، مژدهای، یادی
به هر نامه که خوش داری تو، بارم ده به دنیایت-
[ مرا آن نیمه ی دیگر بدان آن روح سرگردان
که کامل می شود با نیمه ی خود، روح تنهایت ]