[ لاجَرم ]
من چنان گریه میکنم،که خدا بغل کند مگر مرا. .
میخوانت، اگه از چراغت غول دراد🤌
هدایت شده از تَفَحُصات|ر.ع
آهنگایی که دوازده سال پیش پدر مادرم گوش میدادن و به باد خنده میگرفتم حالا تنها کلمات و ملودی هایی اند که ظرفیت همدم شدن با لحظاتم و دارن!
جونم برات بگه که،بوی پائیز میاد.
بارونُ نارنگیُ نارنجیُ. .