دوتا دخترای بغلم دارن یاد و خاطرات فیلم پارتیشونو و انواع مشروباتشونو دوره میکنن.
و من داشتم حساب کتاب میکردم میشه هیئت رفت یا نه.
چه عجیب.
دوتامونم تو یه ایران داریم زندگی میکنیم.
هدایت شده از آواره/𝐚𝐯𝐚𝐫𝐞𝐡
- تو کافی بودی اون قهوه به معدش
نمیساخت؛ انقد خودتو سرزنش نکن
[ لاجَرم ]
نترسم که با دیگری خو کنی تو با من چه کردی که با او کنی؟!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا