بی هوا بود و در یک آن .
این فکر هایی که به سرم زد را میگویم.
به یاد اوردم در حق آداب مهمان نوازی
جفا کردم . روا نبود و نیست کسی در خانه را بزند، صاحبخانه را صدا کند ،
اما اعتنایی نبیند ..
آن هم چه شخص شخیص و بزرگی
وجودی که اسمش هم بر زبان سنگینی
می آورد .
حالا فکر کنید او روزی پنج وعده برای
حال و احوال می آید و رو می گردانیم !
یاللعجب!
خدا ببخشد این غفلت را ، حضرت ملک الموت ببخشاید به ما این بی احترامی را .
جناب ملک الموت .
به دل نگیرید، ما دو گوشِ کم شنوا داریم و چشمی کم بینا.
خیلی وقت ها خودمان را به ندیدن و نشنیدن می زنیم .
بالاجمال ، کم حواسی را به پای آدمیت
بگذارید و ندید بگیرید که ان شاءلله زین بعد پذیرای شما باشیم .
[ به ملامت خود و
توجیه آفریدن برای حضرت اجل ]
[ لاجَرم ]
خِرَدَم بگفت برپر ز مسافران گردون چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد!🤌
پ.ن: غزل ۷۷۰ جناب مولانا رو بخونید
و غرق در لذت بشید .
[ لاجَرم ]
بی هوا بود و در یک آن . این فکر هایی که به سرم زد را میگویم. به یاد اوردم در حق آداب مهمان نوازی جف
مرگ بیش از زندگی با ماست ، بعضی وقت ها ..
گاهی گفتنی هارا سکوت میکنی.
گاهی کلمات حقیرند و ناتوان.
گاهی سکوت بیشتر از حرف زدن آتش به جان مخاطبت می اندازد .
البته
اگر قبلش نیتی برای شنیدن باشد .
- حانیه -
[ لاجَرم ]
خِرَدَم بگفت برپر ز مسافران گردون چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد!🤌
برو ای تنِ پریشان تو و آن دلِ پشیمان
که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد!
[ لاجَرم ]
یا الله ! اذا کنت تاخذنی الی الجحیم علی الاقل دعنی أری الحسین 'ع' من بعید .. -
خدایا اگه منو به جهنم بردی
حداقل بذار حسین 'ع' رو از دور ببینم . .