[ لاجَرم ]
آقا کتابیه گفت: - دانشجوی ادبیاتی؟ - دولت آبادی سبک سیاق نداره،تحصیلات آکادمیکم نداره،فقط مینویسه
اگر کتاب"سبکی تحمل ناپذیر هستی"
قشنگ نبود،بیشک تا چند روز بهت عرض ارادت میکنم آقا کتابی.
عشق زمانی به اوج خود میرسد که معشوق ما بخش های آشفته،شرم آور و ننگین شخصیت ما را بهتر از دیگران و
شاید بهتر از خودمان بشناسد.
این که کس دیگری میفهمد ما چه کسی هستیم،با ما همدردی و از ضعف های ما چشم پوشی میکند،توانایی عشق ورزیدن و اعتماد کردن را در وجود ما پی ریزی مینماید.
[ سیر عشق | آلن دوباتن ]
https://eitaa.com/joinchat/1340670100C853fca3a59
گروه دوستم رو مستفیض نمیکنید؟
پر از شعرای قشنگ قشنگ عه✨️
[ لاجَرم ]
زین پس محزون خاموشم؛ عشقت خاکسترم کرد.
شبانه های بیتو
یعنی حضور گریه.
حرف زیاده و مجال کم.
حرف زیاده اما خارج از حوصلست.
حرف زیاده اما ارزش وقت گذاشتن رو داره؟
[ لاجَرم ]
شادی چیزی نیست جز داشتن سلامت تن و حافظه ضعیف.
بنظر میاد چهار ستون بدنم سالم باشه،
جوندار و درست حسابی.
حافظمم قد ماهیعه
(عذاب آور و پر دردسر)
و هر چه به خود مینگرم،
مفهوم"شادی" در آنها گمشده و مبهم است.
برای من،
شادی امری درونی به واسطه حوادث بیرون عه.