[ لاجَرم ]
شبانه های بیتو یعنی حضور گریه.
که من،همه عمر دنبال
معنی زندگیم بودم.
توی نشونه؛ای فرمولی..
تهش دیدم همش همینه.
همین لحظه های خیلی معمولی.
ایده ای که مدت ها گوشه ذهنم خاک میخورد رو بلاخره امروز عملی کردم و ادامه خواهم داد.
[ لاجَرم ]
ایده ای که مدت ها گوشه ذهنم خاک میخورد رو بلاخره امروز عملی کردم و ادامه خواهم داد.
بنا شد که روزی حداقل "یک صفحه"
از بوستان جناب سعدی رو بنویسم.
چرا؟
گسترده تر شدن دایره لغات¹
یادگیری محتوا²
حفظ کردن بیت های مورد علاقه³
و در آخر خوندن یه شاهکار ادبی⁴
فکر میکنم که کنش ارزشمندی باشه.
اگر کسی خواست این کار رو شروع کنه،
تو ناشناس بگه تا باهم پیش بریم و دربارش گفتگو کنیم.