ایده ای که مدت ها گوشه ذهنم خاک میخورد رو بلاخره امروز عملی کردم و ادامه خواهم داد.
[ لاجَرم ]
ایده ای که مدت ها گوشه ذهنم خاک میخورد رو بلاخره امروز عملی کردم و ادامه خواهم داد.
بنا شد که روزی حداقل "یک صفحه"
از بوستان جناب سعدی رو بنویسم.
چرا؟
گسترده تر شدن دایره لغات¹
یادگیری محتوا²
حفظ کردن بیت های مورد علاقه³
و در آخر خوندن یه شاهکار ادبی⁴
فکر میکنم که کنش ارزشمندی باشه.
اگر کسی خواست این کار رو شروع کنه،
تو ناشناس بگه تا باهم پیش بریم و دربارش گفتگو کنیم.
[ لاجَرم ]
شعر اول وصیت نامه انوشیروان ساسانی هست
که به دست جناب سعدی به نظم دراومده.
- صحت و اعتبار وصیتنامه
مشخص نیست -
مضمون:
"بقای پادشاهان"
کلمات جدید:
نزع روان = جان کندن،درگذشتن.
نیاساید = آسوده خاطر نبودن،مقابل آسودگی.
شاه بیت:
رعیت چو بیخند و و سلطان درخت
درخت ای پسر باشد از بیخ سخت!
مردم و ملت مانند ریشهی درخت هستند و پادشاه،تنه،برگ و شاخ درخت.
قوام و بقای پادشاه به ریشهست و هر چه ریشه قوی تر و تنومد تر باشه،در بحران ها و طوفان،تنه مقاوم تر عمل میکنه.
هدایت شده از نقطهیپرگار
چه فکر خوبی. خدا قسمت کنه و یه دستی به حافظهمون بکشه که یادمون نره، تا ما هم ایشالا از فردا انجام بدیم.