هدایت شده از روح!
هر کدوم از ما کنار یکی دیگه خوشبخته….
چیزی که امروز باورش واسه هر دومون سخته
هدایت شده از روح!
یه جاهایی چاره ای نداری جز اینکه بگی گور باباش.
اصن هر چی میخواد بشه،بشه
هدایت شده از روح!
بازمن که خیلی خوبم،بعضیا تو همون بلاتکلیفیه سگی میمیرن با کلی مسئله ی حل نشده.
هدایت شده از روح!
یه چیزایی انگار بهت میچسبه.مثل لقبایی که بهت میدن.
مثل همون پروانه ای که بهت میگه ،یاقوت خانم یا حتی همون گربه لوس و فرشته گریان..
انگار فقط برای تو این حروف کنار هم قرار گرفتن.
یا اون دست خطی که برای توعه فقط به خودت، میاد فقط!
اخلاق چهره لباس مثال ریخته.
ولی کاش بین همه اینا تو بهم میومدی، میگفتن: این فقط با این خوبه، بهش میاد،غیر این بده.
ولی خب برچسب نیست که بچسبه بهت..
هدایت شده از روح!
کاش اینجوری نمیشد؟نه
تو هر کاری کردی هر کسی جانم،هر کاری..
سعیت رو کردی نسبت به زمان و شرایط سیاه سفیدی که توش قرار داشتی.
خودت رو سرزنش نکن هر کسی جان
و مهم نیست،فدای سرت باشه.
هدایت شده از روح!
فعل های ماضی در خط به خط نوشته هایم مثل زنجیری ست که به دنباله ی افکارم کشیده میشوند و سرم را سنگین میکند،سنگین..