🔻امروز برادرم را ملامت میکنند؛
جرمش این است که ایرانی نیست و میپرسند: «پس به چه حقی از تلویزیون ایران سخن میگوید؟»
اما من او را با شناسنامهاش نشناختهام.
من دیدهام که برای ایران، گاهی از بسیاری از ایرانیها ایرانیتر بوده؛
در لبنان، لبنانیتر؛
در عراق، عراقیتر؛
میشود در یک خاک متولد شد، اما دل به جغرافیایی بزرگتر سپرد؛
جغرافیایی که مرزش را عقیده میکشد، نه سیم خاردار.
شاید در شناسنامهاش ننوشته باشند «ایرانی»،
اما ایران برای او فقط یک کشور نبوده؛
سنگری بوده که برایش ایستاده، هزینه داده، رنج کشیده و در سختترین روزها تنهایش نگذاشته است.
برای همین، امروز از سرزنشش دلم نمیشکند؛
برادر من،
بگذار هرچه میخواهند بگویند.
برای من همین کافی است که وقتی پرچمها افتادند، تو ایستادی؛
وقتی خیلیها حساب سود و زیان کردند، تو حساب تکلیف کردی؛
و وقتی مرز کشیدند، تو هنوز همانجایی ماندی که روحالله نشان داده بود.
تو شناسنامه ایرانی نداری؛
اما سرباز روحاللهی.
و شاید همین، رازِ ایرانیتر بودنت از بسیاری از ماست.
پی نوشت: اینجا جنوب لبنان
شامگاه ۹ اکتبر در مارون الراس
دو روز بعد از عملیات طوفان الاقصی
صدای جیغ صهیونیست ها به گوش میرسید.
🔻 @hossein_pak69
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیطان بزرگ شمشیر جنگ را از دست زنآزار پنتاگون گرفته و به دست همجنسباز خزانهداری داده.
ایران بزرگ با که میجنگد؟ کلکسیونی از پستترین حیوانصفتان.
⭕️ برنامهٔ «به وقت ایران»، هم از حیث فرم و محتوا و هم از نظر میزان مخاطب و تاثیر، برنامهای خوشساخت، موفق و گیرا و از استانداردهای صداوسیما بالاتر است. میتوان محتوایش را نقد کرد یا مطالبه کرد که سایر گرایشهای ملتزم به قانون هم چنین فرصت و تریبونی در رسانهٔ ملی پیدا کنند یا طیف مهمانان متخصص وسیعتر شود؛ اما اینکه به جای نقد محتوا، محل تولد یکی از میزبانان که ۴۳ سال ساکن ایران و به وضوح بیشتر از بسیاری از ایرانیان دلبسته و دغدغهمند ایران است دستمایهٔ حمله شود مصداق نقد سخیف است.
@jalaeipour
ای سربازِ روحالله، ما در (نايا) همواره از تو شنیدهایم ومیآموزیم که علی علیه السلام فرمود:
به جانت سوگند، آدمی چیزی جز گوهرِ دینش نیست؛
پس مبادا دینداری خویش را به اتکای نَسَب و تبار واگذاری.
نگر که قرآن چگونه «سلمانِ پارسی» را تا اوجِ والاآرمانی بالا کشید،
و چگونه شرک و کفر، «ابولهبِ» والاتبار را به خاکِ مذلّت فروفکند.
سرباز روح الله رضوی
ای سربازِ روحالله، ما در (نايا) همواره از تو شنیدهایم ومیآموزیم که علی علیه السلام فرمود: به جان
امتلاك أصدقاء بعمق واتساع جبهة المقاومة الإعلامية شرفٌ لا يضاهيه أيُّ مكافأةٍ مادية.
عاشت المقاومة الإسلامية.
□□□
داشتن دوستانی به عمق و گستره جبهه مقاومت رسانهای، شرفی است که با هیچ پاداش مادی قابل مقایسه نیست. زنده باد مقاومت اسلامی.
#پوستر_برنامه
➡️برای پایان جنگ لزوما باید تفاهمی امضا شود؟
🗣وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر
🗣سرباز روح الله رضوی؛ مجری برنامه
🗣نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی
🗣پروفسور جفری ساکس؛ استاد دانشگاه کلمبیا
📹 برنامه 218 | 5 شهریورماه 1405
🕓 هر شب ساعت 19:30 از شبکه خبر
⭕️ همچنین گفتگو را میتوانید از طریق
ایتا | روبیکا | آپارات
بصورت زنده تماشا کنید
🔻🔻🔻
کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر
@bevaqteiran
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
□
خلبان موفق السلطی که اردن پایگاه هوایی به نامش زده، در نبرد برفراز آسمان فلسطین توسط جنگنده اسرائیلی به شهادت رسید؛ همان پایگاهی که حالا کارش دفاع از اسرائیل در برابر موشکهای ایران است.
نام شهید موفق السلطی میبایست بر خیابانی در ایران نقش بندد چه آنکه «ایران بزرگ» میراثدار تمام آزادگان ایستاده در برابر آمریکا و اسرائیل است.
😭 مصطفی هم رفت آری! او هم اینجایی نبود..
چقدر سخت است در سوگ برادر نوشتن...
چقدر دلم خون است از این دنیای فانی
می ترسم یاد تو هم با نوشتن این متن فراموش بشود مصطفی ... می ترسم!
تویی که لحظه ای آرام و قرار نداشتی
تویی که همه وجودت دغدغه مردم بود
تویی که دلت به اندازه دریا بود..
درباره برادر نوشتن به غایت سخت است شکننده است کمرشکن است...
مصطفی واحدی اهل فکر بود، جهادی بود، خستگی ناپذیر بود، مهمان نواز بود، بله همه اینها بود ولی مهمتر از همه اینکه از دنیا بریده بود. هیچ پست و مقام و جایگاهی چشمش را پر نمی کرد. هوس رشدهای آسانسوری و جایگاه های دهان پرکن نداشت.
به غایت سالم بود و عدالتخواه
به غایت شجاع بود در مواجهه با دزدها و قلدرها!
خدایا اگر تو دلها را آرام نکنی چه کسی می تواند به صدرا و محیالدین و فاطمه کوچولو تسلی بدهد فقدان پدری مهربان را ...
مصطفای عزیزم! بخدا برای تو مثل مادر مرده ها زار زدم چون محبت تو قلبی بود با همه وجود بود چون در تو ذره ای بازیگری نمی دیدم...
همیشه در میانه راه تهران مشهد، خانه مصطفی پاتوق ما و خیلی از بچه ها بود. دلش چون دریا بود و آخرین بار همین هفته قبل که فهمید از مسیر شاهرود به گنبد رفته ام زنگ زد و تلخ گله کرد!
گفتمش مصطفی ما توقف نداشتیم ولی اینقدر هم آمدیم خانه شما که دیگر روی مان نمی شود. گفت به خدا ناراحت میشم دیگه این کار را نکن ..
و من چه میدانستم که دست اجل تو را در تصادفی مرگبار از ما می گیرد و دیگر تو را نخواهم دید!
ای خدا!!! ای خدا!!! ای خدا!!! صبر بده
📍 @komeilialireza
سرباز روح الله رضوی
😭 مصطفی هم رفت آری! او هم اینجایی نبود.. چقدر سخت است در سوگ برادر نوشتن... چقدر دلم خون است از این
وااای مصطفی واحدی عزیز
خدایا چقدر این دنیا بی ارزشه
ان الله و انا الیه راجعون
نمیشد از شاهرود رد بشوم و یادی از مصطفی نکنم. زنگ که میزدم شادیاش از شنیدن صدایم حتی از پشت تلفن معلوم بود.
آخرین بار با کاروانی از زائران در مسیر مشهد بودم که زنگ زدم به مصطفی. گفتم مصطفی برای یک اتوبوس زائر شام میخواهم بگیرم اما گیر این رستورانهای وسط راهی نیفتم.
گفت خیالت نباشد و فقط کیلومتر جاده نزدیک شاهرود و ساعت رسیدنت را بگو.
وقتی با اتوبوس رسیدیم مصطفی و رفیقش با یک سواری رسیده بودند و منتظر ما بود. با همان موهای مجعدش. بسته غذاهای گرم را تحویلم داد و من هم بین زائران توزیع کردم. ما بیشتر دنبال فرصتی برای گپ زدن بودیم. غذا را که توزیع کردم گوشهای با مصطفی نشستم و گپ زدم. برایمان همان فرصت وسط جاده غنیمت بود.
بعد از آن دیدار دیگر ندیدمش. حالا که به عقب برمیگردم و نگاه میکنم هیچ چیزی جز یک صورت خندان و معصوم و روح آرام به یاد نمیآورم.
مصطفی به حرمت سالها رفاقتی که داشتیم ان شاءالله که امشب مهمان سفره آقا اباعبدالله باشی و ما را هم به یاد داشته باشی.
الی الجنان مصطفی❤️