eitaa logo
مجله دینی نکته‌های ناب مهدوی
2.5هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
6.9هزار ویدیو
366 فایل
💎معجزه کلام را در خوب‌شدن حالتان را دراین کانال ببینید. 💎کم‌کردن #حسرت #یوم‌الحساب مد نظر است. 💎غذای روحتان راازاین کانال دریافت کنید. 💎بامداومت برعمل نورانی #اهلیت و #علاقه به این مباحث ایجاد می‌شود. http://eitaa.com/joinchat/2906521606C41e5b9fe8b
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 منشأ زهد - بخش دوّم ▫️آنچه به بى‌رغبتى به دنیا و آزاد شدن از اسارت آن کمک مى‌کند، دقّت کردن در چهرۀ فریباى دنیاست؛ زیرا در اثر این دقّت، روشن مى‌شود که تمام جذّابیّت و دل‌فریبى دنیا، ناشى از پوشیده بودن چهرۀ زشت و نفرت‌انگیزش در زیر نقابى است که با آرایش‌هاى ماهرانه، براى خویش فراهم ساخته است. با دقّت در مورد دنیا مى‌توان دریافت که : ▪️۱- دنیایى که همچون نوعروسى جوان و پرطراوت جلوه مى‌کند، پیرکفتارى کهنسال و عفریته‌اى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد. ▪️۲- دنیا معشوقه‌اى هرزه و هرجایى است و به هیچ یک از عاشقانش وفادار نیست و به همۀ آنها خیانت مى‌کند و هر روز خود را در آغوش کسى مى‌افکند و در اختیار او قرار مى‌دهد. ▪️۳- دنیا معشوقه‌اى عاشق‌کش است و هیچ یک از عاشقانش را زنده باقى نمى‌گذارد. ▪️۴- این معشوقه، عاشقانش را به‌ آسانى و بى‌درد از بین نمى‌برد؛ بلکه آنها را با زجر و شکنجه از پا درمى‌آورد. عاشقان دنیا از سه حال خارج نیستند؛ یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیارشان نیست و به آن دسترسى ندارند؛ که در این صورت، حسرتِ نداشتن، آنها را زجر و شکنجه مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیار دارند؛ که در این صورت، نگرانىِ از دست رفتن آن، آرامش را از آنها سلب مى‌کند و ایشان را از پا درمى‌آورد. و یا اینکه عاشق چیزى از دنیایند که قبلا در اختیار داشتند و اکنون از دستشان رفته است؛ که در این صورت، غصّۀ از دست دادن آن، آنها را زجر مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. ▪️۵- دنیا معشوقه‌اى ناپایدار و در معرض نابودى و زوال است و کسى که عاشق چیزى از دنیا شده است، این امکان را ندارد که معشوق خود را همیشه در اختیار داشته باشد؛ زیرا گذر زمان آن را مى‌فرساید و از بین مى‌برد. ▪️۶- دنیا معشوقه‌اى است که عاشقانش را به جان هم مى‌اندازد و مایۀ کینه و عداوت بین انسان‌ها مى‌شود. زیرا برخلاف معنویّات، که برخوردارى هرکس از آنها به هیچ وجه مزاحم و مانع برخوردارى دیگران نیست، مادیّات و امور دنیوى، محدودند و با برخوردار شدن کسى، دیگران از دسترسى به آن محروم مى‌شوند. لذا عاشقان دنیا براى دسترسى به آن با یکدیگر رقابت مى‌کنند و کینۀ یکدیگر را به دل مى‌گیرند و اگر لازم باشد، در راه رسیدن به معشوق خود، رقیب را از پا درمى‌آورند. تمام کشمکش‌ها و ظلم و جنایات عالم، معلول دنیاطلبى انسان‌هاست. ▪️۷- دنیا معشوقه‌اى است که عشقش مایه و سرچشمۀ همۀ آلودگى‌ها و پلیدى‌هاست و تمامى افکار زشت، روحیّات پلید، اخلاق ناپسند و کردارهاى ناشایست، زاییدۀ محبّت به آن است. ▫️با پى بردن به ماهیّت نفرت‌انگیز دنیا، جایى براى دل‌باختن و رغبت نمودن به آن باقى نمى‌ماند و زهدى که در اثر محبّت به خدا به وجود آمده بود، به حدّ کمال خود مى‌رسد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 منشأ زهد - بخش اوّل ▪️دل با قرار گرفتن در میدان جاذبۀ جمال الهى، از اسارت جاذۀ فریبندگى دنیا رها، و در نتیجۀ دچار شدن به محبّت الهى، از محبّت دنیا آزاد مى‌شود، و در نهایت، در اثر اشتیاق و رغبت به وصال الهى، از شوق و رغبت به دنیا رها مى‌گردد. ▪️جلوه‌هاى محدود و کوچک جمال الهى که در آینۀ موجودات دنیوى پدیدار گشته و مایۀ جذّابیّت آنها شده کجا و جمال مطلق لم‌یزلى کجا؟ ▪️جرعه‌اى که از خُم بى‌نهایت جمال ازلى به عالم خاک ریخته و خاک‌آلود شده و در اثر آن، زیبایى‌هایى در دنیا پدیدار گشته که انسان‌ها را مجنون و مفتون خود ساخته است کجا و زلال جمال بى‌نهایت ازلى کجا؟ ▪️آن کس که به معدن جمال راه یافت، کِى جذب جلوه‌هاى کوچک زیبایى‌هاى دنیوى خواهد شد و آن کس که به خمّ جمال لم‌یزلى دست یافت و از جمال مطلق الهى مست شد، کجا اسیر مستى عشق جرعه‌اى خاک‌آلود مى‌شود. ▫️جرعه خاک‌آمیز چون مجنون کند ▫️خود بگو تا صاف آن مر چون کند ▪️خورشید که طالع شد، نور ماه و ستارگان تحت‌الشّعاع قرار مى‌گیرند و دیگر به چشم نمى‌آیند. کامى که از شهد پرحلاوت عسل شیرین شد، دیگر چیزها در آن احساس شیرینى ایجاد نمى‌کنند و لذّتى پدید نمى‌آورند و رغبتى بر نمى‌انگیزند. ▪️ایمان که جز دل سپردن و دل دادن به خدا نیست، چنان حلاوتى در کام سالک دارد که رونق بازار لذّت‌ها و شیرینى‌هاى دنیوى را از بین مى‌برد و بود و نبود دنیا را و این را که چه کسى به آن دست یافت و از آن کام برد، در نظر سالک بى‌اهمیّت و غیرقابل‌اعتنا مى‌کند. ▪️امام صادق علیه السّلام مى‌فرمایند: لا یَجِدُ الرَّجُلُ حَلاوَةَ الایمانِ فى قَلبِهِ حَتّى لا یُبالِىَ مَن اَکَلَ الدُّنیا انسان تا به حالتى دست نیابد که برایش اهمّیّت نداشته باشد که چه کسى دنیا را خورد، حلاوت ایمان را در قلب خویش نمى‌یابد. ▪️کسى که اندکى به حُسن الهى پى‌ببرد، چنان متحیّر و مبهوت جمال او مى‌شود و به او دل مى‌بازد که از جاذبۀ هرچه جز او رها و دلش از محبّت اغیار خالی مى‌شود و در نظرش هیچ چیز جز او، چنان ارج و بها و قدر و ارزشى ندارد که بخواهد توجّه و محبّت وى را به خود اختصاص دهد. ▪️لذا با شدّت یافتن محبّت خدا در دل سالک، دنیا کوچک و حقیر مى‌شود و از نظرش مى‌افتد و با بى‌اهمّیّت شدن آن، سالک از اسارت لذّت‌ها و کامیابى‌هاى دنیوى رها و به دنیا بى‌رغبت مى‌شود. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 دنیا در نظر اهل معرفت ▪️اهل معرفت از یک سو دلشان در جاذبه‌ى محبّت الهى است و تنها چیزى که براى آنها مهم است و تمام اهتمامشان را در نیل به آن متمرکز کرده‌اند و در جهت آن تلاش و مجاهدت مى‌کنند، حقایق معنوى و در رأس آنها نیل به قرب و لقاء و وصال حق تعالى از راه جلب رضایت و خشنودى اوست؛ لذا بود و نبود ظواهر دنیوى براى آنها بى‌اهمّیّت است. ▪️از سوى دیگر یقین دارند که تنها آنچه تقدیر الهى است در عالم واقع مى‌شود و تنها روزى‌اى که خداوند براى شخص مقدّر نموده است به او مى‌رسد و چنانکه امام باقر علیه السلام مى‌فرمایند: ما شاءَ اللهُ کانَ وَ ما لَم یَشَأ لَم یَکُن آنچه خدا بخواهد واقع مى‌شود و آنچه نخواهد واقع نمى‌شود؛ لذا بر این باورند که دنیا و تلاش و فعّالیّت و تقلّا و کوشش دنیوى عبد چیزى جز بازى نیست. بر همین مبنا قرآن کریم مى‌فرماید: اِنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ زندگى دنیا منحصرآ بازى است. و نیز مى‌فرماید: وَ مَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلّا لَعِبٌ زندگى دنیا جز بازى نیست. ▫️البتّه بازى، کار بیهوده و بى‌فایده‌اى نیست و نباید آن را ترک کرد؛ زیرا اگر شخص خوب و درست بازى کند، هم بازى شیرین مى‌شود و از آن لذّت مى‌برد و هم مانند بازى‌هاى ورزشى از قبیل فوتبال، سلامت و ورزیدگى جسم و شادابى و طراوت روان را نصیب او مى‌کند. ▪️به همین ترتیب در بازى دنیا، اگر شخص خوب و درست بازى کند، هم زندگیش شیرین و لذّت‌بخش مى‌شود و هم تکامل و تعالى معنوى و قرب به حضرت حق را نصیب وى مى‌سازد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 بازى دنیا - بخش اوّل ▪️عرصه‌ى زندگى دنیوى به مثابه‌ى یک میدان بازى فوتبال است. ▪️مدرسه‌اى را تصوّر کنید که به هنگام زنگ ورزش، معلّم ورزش دانش‌آموزان را به حیاط مدرسه برده است و براى اینکه دانش‌آموزان نحوه‌ى درست زدن توپ با پا را یاد بگیرند، ابتدا آنها را به صف کرده است و خود با پا توپ را به سمت آنها روانه مى‌کند و از آنها مى‌خواهد به طرز ضربه زدن او به توپ دقّت کنند و سپس توپ به سمت هر یک از آنها رفت، او نیز در مقابل توپ واکنش نشان دهد و به همان نحو، با ضربه زدن به توپ، آن را به سمت مربّى ورزش بازگرداند. سپس مربّى ورزش قواعد و مقرّرات بازى فوتبال را، اعم از تعداد بازیکنان هر تیم، نحوه‌ى سازماندهى و تقسیم وظیفه و منطقه‌ى بازى هر یک در میدان، مدّت بازى و تخلّفات و جریمه‌ى هر تخلّف را براى آنان توضیح مى‌دهد. آن‌گاه دانش‌آموزان را به دو گروه یازده نفره تقسیم مى‌کند و توپ را در اختیار آنها قرار مى‌دهد تا بازى را آغاز کنند. خود نیز به‌عنوان داور به نظارت بر بازى آنها مشغول مى‌شود. ▪️در طول بازى، اگر بازیکنان توجّه داشته باشند که هدف صرفاً این است که از طریق آن، مقدارى فعّالیّت بدنى و جست‌وخیز کنند تا جسمى سالم و ورزیده و روحى شاداب و پرطراوت پیدا کنند و اساساً مهم نیست که در طول بازى گل بزنند یا گل بخورند و این امر در هدفى که از ورزش کردن آنها مورد نظر است کوچک‌ترین تأثیرى ندارد؛ در این صورت، بازى گرم و شادى را برگزار مى‌کنند و در طول بازى هیچ انگیزه و دلیلى براى حرص خوردن و نگرانى، یا عصبانیّت و بداخلاقى با بازیکنان تیم خود، یا به خشونت کشاندن بازى و آسیب زدن به بازیکنان تیم مقابل، یا غصّه خوردن و افسردگى از شکست، و یا نقض مقرّرات بازى و روى آوردن به خطا و جِر زدن در بازى و امثال آن ندارند. در پایان نود دقیقه هم که داور سوت پایان بازى را به صدا درمى‌آورد، بازیکنان دو تیم، دست در دست یکدیگر، با خنده و شادى و صمیمیّت و محبّت، با جسمى سالم و ورزیده و روحى شاداب و پرطراوت، زمین بازى را ترک مى‌کنند. ▪️امّا اگر بازیکنان در جریان بازى فراموش کنند که آنچه بدان مشغولند بازى است و جدّى نیست و هدف برنده شدن نمى‌باشد، بلکه ورزش کردن و سلامت و طراوت به دست آوردن است، کار را جدّى مى‌گیرند. در این صورت، هدف در نظرشان عوض مى‌شود و به جاى سلامت و ورزیدگى جسم و طراوت و شادابى روان، پیروزى بر تیم مقابل به هر قیمت ممکن هدف مى‌شود. در شرایط جدید، بازیکنان دو تیم در طول مدّت بازى، دائم نگران نتیجه‌ى نهایى‌اند و حرص و غصّه مى‌خورند و با همبازى‌هاى تیم خود، کارشان به اوقات‌ تلخى و عصبانیّت مى‌کشد و در رابطه با تیم مقابل، بازى را به خشونت مى‌کشند و سعى مى‌کنند با آسیب رساندن به بازیکنان رقیب، مانع موفّقیّت آنها شوند و بازیکنان قوى آنها را با مصدوم کردن، از میدان بازى حذف کنند و براى اینکه مى‌خواهند به هر قیمت که شده است برنده شوند، در موارد بسیارى، از مقرّرات بازى تخلّف مى‌کنند و به خطاهاى عمدى و جِر زدن و امثال آن رو مى‌آورند. در پایان نود دقیقه هم که داور سوت پایان بازى را به صدا درمى‌آورد، بازیکنان با اعصاب فرسوده و روح‌هاى آزرده و خسته از نود دقیقه اضطراب و حرص و غصّه خوردن، با کدورت خاطر از همبازى‌هاى تیم خود و با آسیب‌هاى جسمى که در اثر کشیده شدن بازى به خشونت، به بدن‌هایشان وارد آمده است، زمین بازى را ترک مى‌کنند. ▪️از دست رفتن آثار مثبت بازى و پدید آمدن این پیامدهاى تلخ، همه نتیجه‌ى این بود که فراموش کردند دارند بازى مى‌کنند و مسئله‌ى برد و باخت جدّى نیست. ▪️در بازى زندگى، مربّى و داور، خداوند، بازیکنان، انسان‌ها، توپ، حوادث و موقعیّت‌هایى که خداوند در زندگى هرکس پیش مى‌آورد و او باید در برابر آنها از خود واکنش نشان دهد، میدان بازى، تمامى عرصه‌هاى فعّالیّت‌هاى دنیوى، و مقرّرات بازى، احکام شرع است. ادامه دارد.... 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 دنیا در نظر اهل معرفت ▪️اهل معرفت از یک سو دلشان در جاذبه‌ى محبّت الهى است و تنها چیزى که براى آنها مهم است و تمام اهتمامشان را در نیل به آن متمرکز کرده‌اند و در جهت آن تلاش و مجاهدت مى‌کنند، حقایق معنوى و در رأس آنها نیل به قرب و لقاء و وصال حق تعالى از راه جلب رضایت و خشنودى اوست؛ لذا بود و نبود ظواهر دنیوى براى آنها بى‌اهمّیّت است. ▪️از سوى دیگر یقین دارند که تنها آنچه تقدیر الهى است در عالم واقع مى‌شود و تنها روزى‌اى که خداوند براى شخص مقدّر نموده است به او مى‌رسد و چنانکه امام باقر علیه السلام مى‌فرمایند: ما شاءَ اللهُ کانَ وَ ما لَم یَشَأ لَم یَکُن آنچه خدا بخواهد واقع مى‌شود و آنچه نخواهد واقع نمى‌شود؛ لذا بر این باورند که دنیا و تلاش و فعّالیّت و تقلّا و کوشش دنیوى عبد چیزى جز بازى نیست. بر همین مبنا قرآن کریم مى‌فرماید: اِنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ زندگى دنیا منحصرآ بازى است. و نیز مى‌فرماید: وَ مَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلّا لَعِبٌ زندگى دنیا جز بازى نیست. ▫️البتّه بازى، کار بیهوده و بى‌فایده‌اى نیست و نباید آن را ترک کرد؛ زیرا اگر شخص خوب و درست بازى کند، هم بازى شیرین مى‌شود و از آن لذّت مى‌برد و هم مانند بازى‌هاى ورزشى از قبیل فوتبال، سلامت و ورزیدگى جسم و شادابى و طراوت روان را نصیب او مى‌کند. ▪️به همین ترتیب در بازى دنیا، اگر شخص خوب و درست بازى کند، هم زندگیش شیرین و لذّت‌بخش مى‌شود و هم تکامل و تعالى معنوى و قرب به حضرت حق را نصیب وى مى‌سازد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 بازى دنیا - بخش اوّل ▪️عرصه‌ى زندگى دنیوى به مثابه‌ى یک میدان بازى فوتبال است. ▪️مدرسه‌اى را تصوّر کنید که به هنگام زنگ ورزش، معلّم ورزش دانش‌آموزان را به حیاط مدرسه برده است و براى اینکه دانش‌آموزان نحوه‌ى درست زدن توپ با پا را یاد بگیرند، ابتدا آنها را به صف کرده است و خود با پا توپ را به سمت آنها روانه مى‌کند و از آنها مى‌خواهد به طرز ضربه زدن او به توپ دقّت کنند و سپس توپ به سمت هر یک از آنها رفت، او نیز در مقابل توپ واکنش نشان دهد و به همان نحو، با ضربه زدن به توپ، آن را به سمت مربّى ورزش بازگرداند. سپس مربّى ورزش قواعد و مقرّرات بازى فوتبال را، اعم از تعداد بازیکنان هر تیم، نحوه‌ى سازماندهى و تقسیم وظیفه و منطقه‌ى بازى هر یک در میدان، مدّت بازى و تخلّفات و جریمه‌ى هر تخلّف را براى آنان توضیح مى‌دهد. آن‌گاه دانش‌آموزان را به دو گروه یازده نفره تقسیم مى‌کند و توپ را در اختیار آنها قرار مى‌دهد تا بازى را آغاز کنند. خود نیز به‌عنوان داور به نظارت بر بازى آنها مشغول مى‌شود. ▪️در طول بازى، اگر بازیکنان توجّه داشته باشند که هدف صرفاً این است که از طریق آن، مقدارى فعّالیّت بدنى و جست‌وخیز کنند تا جسمى سالم و ورزیده و روحى شاداب و پرطراوت پیدا کنند و اساساً مهم نیست که در طول بازى گل بزنند یا گل بخورند و این امر در هدفى که از ورزش کردن آنها مورد نظر است کوچک‌ترین تأثیرى ندارد؛ در این صورت، بازى گرم و شادى را برگزار مى‌کنند و در طول بازى هیچ انگیزه و دلیلى براى حرص خوردن و نگرانى، یا عصبانیّت و بداخلاقى با بازیکنان تیم خود، یا به خشونت کشاندن بازى و آسیب زدن به بازیکنان تیم مقابل، یا غصّه خوردن و افسردگى از شکست، و یا نقض مقرّرات بازى و روى آوردن به خطا و جِر زدن در بازى و امثال آن ندارند. در پایان نود دقیقه هم که داور سوت پایان بازى را به صدا درمى‌آورد، بازیکنان دو تیم، دست در دست یکدیگر، با خنده و شادى و صمیمیّت و محبّت، با جسمى سالم و ورزیده و روحى شاداب و پرطراوت، زمین بازى را ترک مى‌کنند. ▪️امّا اگر بازیکنان در جریان بازى فراموش کنند که آنچه بدان مشغولند بازى است و جدّى نیست و هدف برنده شدن نمى‌باشد، بلکه ورزش کردن و سلامت و طراوت به دست آوردن است، کار را جدّى مى‌گیرند. در این صورت، هدف در نظرشان عوض مى‌شود و به جاى سلامت و ورزیدگى جسم و طراوت و شادابى روان، پیروزى بر تیم مقابل به هر قیمت ممکن هدف مى‌شود. در شرایط جدید، بازیکنان دو تیم در طول مدّت بازى، دائم نگران نتیجه‌ى نهایى‌اند و حرص و غصّه مى‌خورند و با همبازى‌هاى تیم خود، کارشان به اوقات‌ تلخى و عصبانیّت مى‌کشد و در رابطه با تیم مقابل، بازى را به خشونت مى‌کشند و سعى مى‌کنند با آسیب رساندن به بازیکنان رقیب، مانع موفّقیّت آنها شوند و بازیکنان قوى آنها را با مصدوم کردن، از میدان بازى حذف کنند و براى اینکه مى‌خواهند به هر قیمت که شده است برنده شوند، در موارد بسیارى، از مقرّرات بازى تخلّف مى‌کنند و به خطاهاى عمدى و جِر زدن و امثال آن رو مى‌آورند. در پایان نود دقیقه هم که داور سوت پایان بازى را به صدا درمى‌آورد، بازیکنان با اعصاب فرسوده و روح‌هاى آزرده و خسته از نود دقیقه اضطراب و حرص و غصّه خوردن، با کدورت خاطر از همبازى‌هاى تیم خود و با آسیب‌هاى جسمى که در اثر کشیده شدن بازى به خشونت، به بدن‌هایشان وارد آمده است، زمین بازى را ترک مى‌کنند. ▪️از دست رفتن آثار مثبت بازى و پدید آمدن این پیامدهاى تلخ، همه نتیجه‌ى این بود که فراموش کردند دارند بازى مى‌کنند و مسئله‌ى برد و باخت جدّى نیست. ▪️در بازى زندگى، مربّى و داور، خداوند، بازیکنان، انسان‌ها، توپ، حوادث و موقعیّت‌هایى که خداوند در زندگى هرکس پیش مى‌آورد و او باید در برابر آنها از خود واکنش نشان دهد، میدان بازى، تمامى عرصه‌هاى فعّالیّت‌هاى دنیوى، و مقرّرات بازى، احکام شرع است. ادامه دارد.... 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 منشأ زهد - بخش دوّم ▫️آنچه به بى‌رغبتى به دنیا و آزاد شدن از اسارت آن کمک مى‌کند، دقّت کردن در چهرۀ فریباى دنیاست؛ زیرا در اثر این دقّت، روشن مى‌شود که تمام جذّابیّت و دل‌فریبى دنیا، ناشى از پوشیده بودن چهرۀ زشت و نفرت‌انگیزش در زیر نقابى است که با آرایش‌هاى ماهرانه، براى خویش فراهم ساخته است. با دقّت در مورد دنیا مى‌توان دریافت که : ▪️۱- دنیایى که همچون نوعروسى جوان و پرطراوت جلوه مى‌کند، پیرکفتارى کهنسال و عفریته‌اى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد. ▪️۲- دنیا معشوقه‌اى هرزه و هرجایى است و به هیچ یک از عاشقانش وفادار نیست و به همۀ آنها خیانت مى‌کند و هر روز خود را در آغوش کسى مى‌افکند و در اختیار او قرار مى‌دهد. ▪️۳- دنیا معشوقه‌اى عاشق‌کش است و هیچ یک از عاشقانش را زنده باقى نمى‌گذارد. ▪️۴- این معشوقه، عاشقانش را به‌ آسانى و بى‌درد از بین نمى‌برد؛ بلکه آنها را با زجر و شکنجه از پا درمى‌آورد. عاشقان دنیا از سه حال خارج نیستند؛ یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیارشان نیست و به آن دسترسى ندارند؛ که در این صورت، حسرتِ نداشتن، آنها را زجر و شکنجه مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیار دارند؛ که در این صورت، نگرانىِ از دست رفتن آن، آرامش را از آنها سلب مى‌کند و ایشان را از پا درمى‌آورد. و یا اینکه عاشق چیزى از دنیایند که قبلا در اختیار داشتند و اکنون از دستشان رفته است؛ که در این صورت، غصّۀ از دست دادن آن، آنها را زجر مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. ▪️۵- دنیا معشوقه‌اى ناپایدار و در معرض نابودى و زوال است و کسى که عاشق چیزى از دنیا شده است، این امکان را ندارد که معشوق خود را همیشه در اختیار داشته باشد؛ زیرا گذر زمان آن را مى‌فرساید و از بین مى‌برد. ▪️۶- دنیا معشوقه‌اى است که عاشقانش را به جان هم مى‌اندازد و مایۀ کینه و عداوت بین انسان‌ها مى‌شود. زیرا برخلاف معنویّات، که برخوردارى هرکس از آنها به هیچ وجه مزاحم و مانع برخوردارى دیگران نیست، مادیّات و امور دنیوى، محدودند و با برخوردار شدن کسى، دیگران از دسترسى به آن محروم مى‌شوند. لذا عاشقان دنیا براى دسترسى به آن با یکدیگر رقابت مى‌کنند و کینۀ یکدیگر را به دل مى‌گیرند و اگر لازم باشد، در راه رسیدن به معشوق خود، رقیب را از پا درمى‌آورند. تمام کشمکش‌ها و ظلم و جنایات عالم، معلول دنیاطلبى انسان‌هاست. ▪️۷- دنیا معشوقه‌اى است که عشقش مایه و سرچشمۀ همۀ آلودگى‌ها و پلیدى‌هاست و تمامى افکار زشت، روحیّات پلید، اخلاق ناپسند و کردارهاى ناشایست، زاییدۀ محبّت به آن است. ▫️با پى بردن به ماهیّت نفرت‌انگیز دنیا، جایى براى دل‌باختن و رغبت نمودن به آن باقى نمى‌ماند و زهدى که در اثر محبّت به خدا به وجود آمده بود، به حدّ کمال خود مى‌رسد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب -
💠 دنیا در نظر اهل معرفت ▪️اهل معرفت از یک سو دلشان در جاذبه‌ى محبّت الهى است و تنها چیزى که براى آنها مهم است و تمام اهتمامشان را در نیل به آن متمرکز کرده‌اند و در جهت آن تلاش و مجاهدت مى‌کنند، حقایق معنوى و در رأس آنها نیل به قرب و لقاء و وصال حق تعالى از راه جلب رضایت و خشنودى اوست؛ لذا بود و نبود ظواهر دنیوى براى آنها بى‌اهمّیّت است. ▪️از سوى دیگر یقین دارند که تنها آنچه تقدیر الهى است در عالم واقع مى‌شود و تنها روزى‌اى که خداوند براى شخص مقدّر نموده است به او مى‌رسد و چنانکه امام باقر علیه السلام مى‌فرمایند: ما شاءَ اللهُ کانَ وَ ما لَم یَشَأ لَم یَکُن آنچه خدا بخواهد واقع مى‌شود و آنچه نخواهد واقع نمى‌شود؛ لذا بر این باورند که دنیا و تلاش و فعّالیّت و تقلّا و کوشش دنیوى عبد چیزى جز بازى نیست. بر همین مبنا قرآن کریم مى‌فرماید: اِنَّمَا الحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ زندگى دنیا منحصرآ بازى است. و نیز مى‌فرماید: وَ مَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلّا لَعِبٌ زندگى دنیا جز بازى نیست. ▫️البتّه بازى، کار بیهوده و بى‌فایده‌اى نیست و نباید آن را ترک کرد؛ زیرا اگر شخص خوب و درست بازى کند، هم بازى شیرین مى‌شود و از آن لذّت مى‌برد و هم مانند بازى‌هاى ورزشى از قبیل فوتبال، سلامت و ورزیدگى جسم و شادابى و طراوت روان را نصیب او مى‌کند. ▪️به همین ترتیب در بازى دنیا، اگر شخص خوب و درست بازى کند، هم زندگیش شیرین و لذّت‌بخش مى‌شود و هم تکامل و تعالى معنوى و قرب به حضرت حق را نصیب وى مى‌سازد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب - @rooshanfekr
💠 بازى دنیا - بخش اوّل ▪️عرصه‌ى زندگى دنیوى به مثابه‌ى یک میدان بازى فوتبال است. ▪️مدرسه‌اى را تصوّر کنید که به هنگام زنگ ورزش، معلّم ورزش دانش‌آموزان را به حیاط مدرسه برده است و براى اینکه دانش‌آموزان نحوه‌ى درست زدن توپ با پا را یاد بگیرند، ابتدا آنها را به صف کرده است و خود با پا توپ را به سمت آنها روانه مى‌کند و از آنها مى‌خواهد به طرز ضربه زدن او به توپ دقّت کنند و سپس توپ به سمت هر یک از آنها رفت، او نیز در مقابل توپ واکنش نشان دهد و به همان نحو، با ضربه زدن به توپ، آن را به سمت مربّى ورزش بازگرداند. سپس مربّى ورزش قواعد و مقرّرات بازى فوتبال را، اعم از تعداد بازیکنان هر تیم، نحوه‌ى سازماندهى و تقسیم وظیفه و منطقه‌ى بازى هر یک در میدان، مدّت بازى و تخلّفات و جریمه‌ى هر تخلّف را براى آنان توضیح مى‌دهد. آن‌گاه دانش‌آموزان را به دو گروه یازده نفره تقسیم مى‌کند و توپ را در اختیار آنها قرار مى‌دهد تا بازى را آغاز کنند. خود نیز به‌عنوان داور به نظارت بر بازى آنها مشغول مى‌شود. ▪️در طول بازى، اگر بازیکنان توجّه داشته باشند که هدف صرفاً این است که از طریق آن، مقدارى فعّالیّت بدنى و جست‌وخیز کنند تا جسمى سالم و ورزیده و روحى شاداب و پرطراوت پیدا کنند و اساساً مهم نیست که در طول بازى گل بزنند یا گل بخورند و این امر در هدفى که از ورزش کردن آنها مورد نظر است کوچک‌ترین تأثیرى ندارد؛ در این صورت، بازى گرم و شادى را برگزار مى‌کنند و در طول بازى هیچ انگیزه و دلیلى براى حرص خوردن و نگرانى، یا عصبانیّت و بداخلاقى با بازیکنان تیم خود، یا به خشونت کشاندن بازى و آسیب زدن به بازیکنان تیم مقابل، یا غصّه خوردن و افسردگى از شکست، و یا نقض مقرّرات بازى و روى آوردن به خطا و جِر زدن در بازى و امثال آن ندارند. در پایان نود دقیقه هم که داور سوت پایان بازى را به صدا درمى‌آورد، بازیکنان دو تیم، دست در دست یکدیگر، با خنده و شادى و صمیمیّت و محبّت، با جسمى سالم و ورزیده و روحى شاداب و پرطراوت، زمین بازى را ترک مى‌کنند. ▪️امّا اگر بازیکنان در جریان بازى فراموش کنند که آنچه بدان مشغولند بازى است و جدّى نیست و هدف برنده شدن نمى‌باشد، بلکه ورزش کردن و سلامت و طراوت به دست آوردن است، کار را جدّى مى‌گیرند. در این صورت، هدف در نظرشان عوض مى‌شود و به جاى سلامت و ورزیدگى جسم و طراوت و شادابى روان، پیروزى بر تیم مقابل به هر قیمت ممکن هدف مى‌شود. در شرایط جدید، بازیکنان دو تیم در طول مدّت بازى، دائم نگران نتیجه‌ى نهایى‌اند و حرص و غصّه مى‌خورند و با همبازى‌هاى تیم خود، کارشان به اوقات‌ تلخى و عصبانیّت مى‌کشد و در رابطه با تیم مقابل، بازى را به خشونت مى‌کشند و سعى مى‌کنند با آسیب رساندن به بازیکنان رقیب، مانع موفّقیّت آنها شوند و بازیکنان قوى آنها را با مصدوم کردن، از میدان بازى حذف کنند و براى اینکه مى‌خواهند به هر قیمت که شده است برنده شوند، در موارد بسیارى، از مقرّرات بازى تخلّف مى‌کنند و به خطاهاى عمدى و جِر زدن و امثال آن رو مى‌آورند. در پایان نود دقیقه هم که داور سوت پایان بازى را به صدا درمى‌آورد، بازیکنان با اعصاب فرسوده و روح‌هاى آزرده و خسته از نود دقیقه اضطراب و حرص و غصّه خوردن، با کدورت خاطر از همبازى‌هاى تیم خود و با آسیب‌هاى جسمى که در اثر کشیده شدن بازى به خشونت، به بدن‌هایشان وارد آمده است، زمین بازى را ترک مى‌کنند. ▪️از دست رفتن آثار مثبت بازى و پدید آمدن این پیامدهاى تلخ، همه نتیجه‌ى این بود که فراموش کردند دارند بازى مى‌کنند و مسئله‌ى برد و باخت جدّى نیست. ▪️در بازى زندگى، مربّى و داور، خداوند، بازیکنان، انسان‌ها، توپ، حوادث و موقعیّت‌هایى که خداوند در زندگى هرکس پیش مى‌آورد و او باید در برابر آنها از خود واکنش نشان دهد، میدان بازى، تمامى عرصه‌هاى فعّالیّت‌هاى دنیوى، و مقرّرات بازى، احکام شرع است. ادامه دارد.... 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب - @rooshanfekr
💠 منشأ زهد - بخش دوّم ▫️آنچه به بى‌رغبتى به دنیا و آزاد شدن از اسارت آن کمک مى‌کند، دقّت کردن در چهرۀ فریباى دنیاست؛ زیرا در اثر این دقّت، روشن مى‌شود که تمام جذّابیّت و دل‌فریبى دنیا، ناشى از پوشیده بودن چهرۀ زشت و نفرت‌انگیزش در زیر نقابى است که با آرایش‌هاى ماهرانه، براى خویش فراهم ساخته است. با دقّت در مورد دنیا مى‌توان دریافت که : ▪️۱- دنیایى که همچون نوعروسى جوان و پرطراوت جلوه مى‌کند، پیرکفتارى کهنسال و عفریته‌اى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد. ▪️۲- دنیا معشوقه‌اى هرزه و هرجایى است و به هیچ یک از عاشقانش وفادار نیست و به همۀ آنها خیانت مى‌کند و هر روز خود را در آغوش کسى مى‌افکند و در اختیار او قرار مى‌دهد. ▪️۳- دنیا معشوقه‌اى عاشق‌کش است و هیچ یک از عاشقانش را زنده باقى نمى‌گذارد. ▪️۴- این معشوقه، عاشقانش را به‌ آسانى و بى‌درد از بین نمى‌برد؛ بلکه آنها را با زجر و شکنجه از پا درمى‌آورد. عاشقان دنیا از سه حال خارج نیستند؛ یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیارشان نیست و به آن دسترسى ندارند؛ که در این صورت، حسرتِ نداشتن، آنها را زجر و شکنجه مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیار دارند؛ که در این صورت، نگرانىِ از دست رفتن آن، آرامش را از آنها سلب مى‌کند و ایشان را از پا درمى‌آورد. و یا اینکه عاشق چیزى از دنیایند که قبلا در اختیار داشتند و اکنون از دستشان رفته است؛ که در این صورت، غصّۀ از دست دادن آن، آنها را زجر مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. ▪️۵- دنیا معشوقه‌اى ناپایدار و در معرض نابودى و زوال است و کسى که عاشق چیزى از دنیا شده است، این امکان را ندارد که معشوق خود را همیشه در اختیار داشته باشد؛ زیرا گذر زمان آن را مى‌فرساید و از بین مى‌برد. ▪️۶- دنیا معشوقه‌اى است که عاشقانش را به جان هم مى‌اندازد و مایۀ کینه و عداوت بین انسان‌ها مى‌شود. زیرا برخلاف معنویّات، که برخوردارى هرکس از آنها به هیچ وجه مزاحم و مانع برخوردارى دیگران نیست، مادیّات و امور دنیوى، محدودند و با برخوردار شدن کسى، دیگران از دسترسى به آن محروم مى‌شوند. لذا عاشقان دنیا براى دسترسى به آن با یکدیگر رقابت مى‌کنند و کینۀ یکدیگر را به دل مى‌گیرند و اگر لازم باشد، در راه رسیدن به معشوق خود، رقیب را از پا درمى‌آورند. تمام کشمکش‌ها و ظلم و جنایات عالم، معلول دنیاطلبى انسان‌هاست. ▪️۷- دنیا معشوقه‌اى است که عشقش مایه و سرچشمۀ همۀ آلودگى‌ها و پلیدى‌هاست و تمامى افکار زشت، روحیّات پلید، اخلاق ناپسند و کردارهاى ناشایست، زاییدۀ محبّت به آن است. ▫️با پى بردن به ماهیّت نفرت‌انگیز دنیا، جایى براى دل‌باختن و رغبت نمودن به آن باقى نمى‌ماند و زهدى که در اثر محبّت به خدا به وجود آمده بود، به حدّ کمال خود مى‌رسد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب - @rooshanfekr
💠 منشأ زهد - بخش دوّم ▫️آنچه به بى‌رغبتى به دنیا و آزاد شدن از اسارت آن کمک مى‌کند، دقّت کردن در چهرۀ فریباى دنیاست؛ زیرا در اثر این دقّت، روشن مى‌شود که تمام جذّابیّت و دل‌فریبى دنیا، ناشى از پوشیده بودن چهرۀ زشت و نفرت‌انگیزش در زیر نقابى است که با آرایش‌هاى ماهرانه، براى خویش فراهم ساخته است. با دقّت در مورد دنیا مى‌توان دریافت که : ▪️۱- دنیایى که همچون نوعروسى جوان و پرطراوت جلوه مى‌کند، پیرکفتارى کهنسال و عفریته‌اى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد. ▪️۲- دنیا معشوقه‌اى هرزه و هرجایى است و به هیچ یک از عاشقانش وفادار نیست و به همۀ آنها خیانت مى‌کند و هر روز خود را در آغوش کسى مى‌افکند و در اختیار او قرار مى‌دهد. ▪️۳- دنیا معشوقه‌اى عاشق‌کش است و هیچ یک از عاشقانش را زنده باقى نمى‌گذارد. ▪️۴- این معشوقه، عاشقانش را به‌ آسانى و بى‌درد از بین نمى‌برد؛ بلکه آنها را با زجر و شکنجه از پا درمى‌آورد. عاشقان دنیا از سه حال خارج نیستند؛ یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیارشان نیست و به آن دسترسى ندارند؛ که در این صورت، حسرتِ نداشتن، آنها را زجر و شکنجه مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیار دارند؛ که در این صورت، نگرانىِ از دست رفتن آن، آرامش را از آنها سلب مى‌کند و ایشان را از پا درمى‌آورد. و یا اینکه عاشق چیزى از دنیایند که قبلا در اختیار داشتند و اکنون از دستشان رفته است؛ که در این صورت، غصّۀ از دست دادن آن، آنها را زجر مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. ▪️۵- دنیا معشوقه‌اى ناپایدار و در معرض نابودى و زوال است و کسى که عاشق چیزى از دنیا شده است، این امکان را ندارد که معشوق خود را همیشه در اختیار داشته باشد؛ زیرا گذر زمان آن را مى‌فرساید و از بین مى‌برد. ▪️۶- دنیا معشوقه‌اى است که عاشقانش را به جان هم مى‌اندازد و مایۀ کینه و عداوت بین انسان‌ها مى‌شود. زیرا برخلاف معنویّات، که برخوردارى هرکس از آنها به هیچ وجه مزاحم و مانع برخوردارى دیگران نیست، مادیّات و امور دنیوى، محدودند و با برخوردار شدن کسى، دیگران از دسترسى به آن محروم مى‌شوند. لذا عاشقان دنیا براى دسترسى به آن با یکدیگر رقابت مى‌کنند و کینۀ یکدیگر را به دل مى‌گیرند و اگر لازم باشد، در راه رسیدن به معشوق خود، رقیب را از پا درمى‌آورند. تمام کشمکش‌ها و ظلم و جنایات عالم، معلول دنیاطلبى انسان‌هاست. ▪️۷- دنیا معشوقه‌اى است که عشقش مایه و سرچشمۀ همۀ آلودگى‌ها و پلیدى‌هاست و تمامى افکار زشت، روحیّات پلید، اخلاق ناپسند و کردارهاى ناشایست، زاییدۀ محبّت به آن است. ▫️با پى بردن به ماهیّت نفرت‌انگیز دنیا، جایى براى دل‌باختن و رغبت نمودن به آن باقى نمى‌ماند و زهدى که در اثر محبّت به خدا به وجود آمده بود، به حدّ کمال خود مى‌رسد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب - @rooshanfekr
💠 منشأ زهد - بخش دوّم ▫️آنچه به بى‌رغبتى به دنیا و آزاد شدن از اسارت آن کمک مى‌کند، دقّت کردن در چهرۀ فریباى دنیاست؛ زیرا در اثر این دقّت، روشن مى‌شود که تمام جذّابیّت و دل‌فریبى دنیا، ناشى از پوشیده بودن چهرۀ زشت و نفرت‌انگیزش در زیر نقابى است که با آرایش‌هاى ماهرانه، براى خویش فراهم ساخته است. با دقّت در مورد دنیا مى‌توان دریافت که : ▪️۱- دنیایى که همچون نوعروسى جوان و پرطراوت جلوه مى‌کند، پیرکفتارى کهنسال و عفریته‌اى است که عمرى به درازاى تاریخ دارد. ▪️۲- دنیا معشوقه‌اى هرزه و هرجایى است و به هیچ یک از عاشقانش وفادار نیست و به همۀ آنها خیانت مى‌کند و هر روز خود را در آغوش کسى مى‌افکند و در اختیار او قرار مى‌دهد. ▪️۳- دنیا معشوقه‌اى عاشق‌کش است و هیچ یک از عاشقانش را زنده باقى نمى‌گذارد. ▪️۴- این معشوقه، عاشقانش را به‌ آسانى و بى‌درد از بین نمى‌برد؛ بلکه آنها را با زجر و شکنجه از پا درمى‌آورد. عاشقان دنیا از سه حال خارج نیستند؛ یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیارشان نیست و به آن دسترسى ندارند؛ که در این صورت، حسرتِ نداشتن، آنها را زجر و شکنجه مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. یا عاشق چیزى از دنیایند که در اختیار دارند؛ که در این صورت، نگرانىِ از دست رفتن آن، آرامش را از آنها سلب مى‌کند و ایشان را از پا درمى‌آورد. و یا اینکه عاشق چیزى از دنیایند که قبلا در اختیار داشتند و اکنون از دستشان رفته است؛ که در این صورت، غصّۀ از دست دادن آن، آنها را زجر مى‌دهد و از پا درمى‌آورد. ▪️۵- دنیا معشوقه‌اى ناپایدار و در معرض نابودى و زوال است و کسى که عاشق چیزى از دنیا شده است، این امکان را ندارد که معشوق خود را همیشه در اختیار داشته باشد؛ زیرا گذر زمان آن را مى‌فرساید و از بین مى‌برد. ▪️۶- دنیا معشوقه‌اى است که عاشقانش را به جان هم مى‌اندازد و مایۀ کینه و عداوت بین انسان‌ها مى‌شود. زیرا برخلاف معنویّات، که برخوردارى هرکس از آنها به هیچ وجه مزاحم و مانع برخوردارى دیگران نیست، مادیّات و امور دنیوى، محدودند و با برخوردار شدن کسى، دیگران از دسترسى به آن محروم مى‌شوند. لذا عاشقان دنیا براى دسترسى به آن با یکدیگر رقابت مى‌کنند و کینۀ یکدیگر را به دل مى‌گیرند و اگر لازم باشد، در راه رسیدن به معشوق خود، رقیب را از پا درمى‌آورند. تمام کشمکش‌ها و ظلم و جنایات عالم، معلول دنیاطلبى انسان‌هاست. ▪️۷- دنیا معشوقه‌اى است که عشقش مایه و سرچشمۀ همۀ آلودگى‌ها و پلیدى‌هاست و تمامى افکار زشت، روحیّات پلید، اخلاق ناپسند و کردارهاى ناشایست، زاییدۀ محبّت به آن است. ▫️با پى بردن به ماهیّت نفرت‌انگیز دنیا، جایى براى دل‌باختن و رغبت نمودن به آن باقى نمى‌ماند و زهدى که در اثر محبّت به خدا به وجود آمده بود، به حدّ کمال خود مى‌رسد. 📕 شراب طهور - تألیف استاد مهدی طیّب - @rooshanfekr