هدایت شده از شاعـرانـہ تا خــ💞ــدا....💌
غم بیتابِ دلم، بهانهبردار نبود...
اشک، میریخت! و من.. فرصتِ انکار نبود!..
#غیرت ت قلبِ مرا به شوقِ تحسین آورد
«رفتن» ت کاش ولی؛ اینهمه دشوار نبود..💔
زخمهای بدنت را به تحمـّــل دیدم...
فقط ای کاش رُخَت غریب و تبدار نبود:)
سرِ تابوت، دگر قلب من و تاب و توان؟!
چشم بستم.. دگرم طاقتِ دیدار نبود...
همه با سوزِ دل «ای اهلِ حرم» میخواندند
که در آن روزِ عزا، دیگر «علمدار» نبود...
گشتم آنروز به دنبال مزاری از تــو
بین «گلزار» ولی یک اثر از یار نبود!...
جابرم!.. برادرم!.. جامعِ گلهایی تو!
پس مزارِ پاکِ تو، کجای گلزار نبود!؟
هفتهها، روز به روز، از تو نوشتم.. اما..
پاره کردم همه را! جرئتش انگار نبود...
این تو بودی که به روح همه وسعت دادی
لحظاتِ تو به جز جلوه ایثار نبود...
#غزلــ
#شهید_جابر
@shaerane_ta_khoda
هدایت شده از شاعـرانـہ تا خــ💞ــدا....💌
باز هم بر دلِ این طایفه زد داغِ گرانی دیگر
اربا اربا شدن و پر زدنِ تازه جوانی دیگر...
باز هم عشق خریدار شد از اهلِ فروش بازار
یوسفی دیگر و «سربازِ حسین»ی، ز زمانی دیگر...
باز هم عشق از این طایفهٔ دلشده قربانی خواست
راهِ عشق است و تو «برکان تفجر»... فورانی دیگر...
باز هم دستِ پلیدی به تبر رفت و از این باغ شکست
شاخه ها را؛ که شود دفن، و ثمر داد کسانی دیگر!...
باز هم چید از این شاخهٔ نوبر که رطب کم بشود...
ثمرش شد چو تو نخلی، که نروییده مکانی دیگر!...
هرچه خواهند که دفنت بکنند عاقبتش، اما؛ تو
خودِ بذری، که به این خاک دهی رونق و جانی دیگر...
تو همانی که شدی «جابر» از این بهر که جبران بکنی،
بدمی روحِ بهاری به تب و تاب خزانی دیگر...
#غزلــ
#شهید_جابر
@shaerane_ta_khoda