eitaa logo
رُسْت!🌱
58 دنبال‌کننده
148 عکس
24 ویدیو
3 فایل
کانال من! در پی رُستَن و روییدن؛ دلتنگ نجف... همین.
مشاهده در ایتا
دانلود
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرزوم بود؛ که شد حسرت...💔
آیت الله عابدینیشهادت رهبری در میانه جنگ است .mp3
زمان: حجم: 8.9M
💢توصیه بسیار مهم آیت الله عابدینی ۲ در برنامه سحرگاهی شبکه سه ⭕️شهادت رهبر عزیز ما در میانه جنگ است با تأسی به زینب کبری جز عزت و اقتدار در مقابل دشمن نشان ندهیم 🔸پیرو مکتب حضرت زینب هستیم،بر طبق قرآن ما شهدا را زنده می ببینیم 🔸ما باور داریم شهید حیات دارد و بشارت میدهد 🔸ما باور داریم دنیا آخر کار نیست و دنیا در آخرت است و ما باور داریم دست رهبری اکنون باز تر هست 🔸 ما باور داریم از رسول خدا و امیرالمومنین و زهرا سلام الله علیها و امام حسین علیه السلام بالاتر نداشتیم اما خداوند سبحان مسیر را پیش می برد 🔸ما حق نداریم حتی لحظه ای فکر برگشت کنیم. 🔸امروز امام زمان مستقیم تر متکفل امر ماست 🔸این اشک ها باید طوری باشد که امروز چندین برابر انگیزه و وقت برای آرمان مقام معظم رهبری داشته باشیم 🔸 وقتی دشمن دارد نظاره میکند وظیفه ما تفاوت میکند مثل حضرت زینب سلام الله علیها در مقابل دشمن ذره ای ضعف نشان ندهیم 🔸علاقه عمومی تر به رهبری این پدر مهربان با این شهادت بروز خواهد کرد
همیشه دوست داشتم انقدر پُرکار و درحال فعالیت باشم که صبح از خونه بزنم بیرون و شب خسته برگردم و فقط خواب مایه آرامشم باشه؛ همیشه دوست داشتم انقدر درگیر باشم و حضور فعالی در لحظه داشته باشم که یادم بره گوشی دارم؛ همیشه اینارو دوست داشتم ولی نمیدونستم به مناسبت شهادت رهبر عزیزمون اینطوری میشه زندگیم...🖤
این روزا همش مسجدم، تو خونه هم اگر باشم در حال برنامه ریزی و گزارش فعالیت ها هستم. شما هم برین مسجد محله تون و از مسئولین بسیج تون بپرسید چه کمکی از دستتون بر میاد؟! اگر مسجد تون هم فعال نیست، خودتون برین پیشنهاد فعالیت و ایده بدین بهشون و میدون رو دست بگیرید.
حضور امروز دخترامون❤️‍🩹 الحمدالله جلسه خیلی مفید بود، ما از فردا ساعت ١٣:٣٠ با فعالیت های برنامه‌ریزی شده و ان‌شاءالله مفید و موثر، در خدمت تونیم. ✿هیئت دخترانه رهروان فضه↓ ☁️⃝⃡🕊@rahrovanfezeh
نمیدونم دیگه؛ صبح از خونه میزنم بیرون و دوازده ساعت بعدش، شب برمیگردم خونه... امشب وقتی دوربین بسیج رو گذاشتم تو پایگاه و کوله‌ام رو انداختم رو دوشم، تازه متوجه درد شانه و گردنم شدم... وقتی ساعت ده شب از بقیه خداحافظی کردم و پام رو از در مسجد گذاشتم بیرون و یادم اومد امروز هم وقت عزاداری برای آقا رو نداشتم، تازه متوجه بغضم شدم... وقتی با دوتا بچه کوچیک به سمت خونه حرکت میکردم و می‌فهمیدم باهام حرف میزنن ولی مغز من دیگه توان پاسخگویی و واکنش نشون دادن نداشت، تازه متوجه خستگی‌م شدم... وقتی رسیدم خونه و بعد از یک روز شلوغ دیگه تازه فرصت کردم پیام هام رو نگاهی بندازم و در حین جواب دادن دائم به بقیه میگفتم: برام دعا کنید کم نیارم و ثابت قدم بمونم، تازه متوجه ترسِ پنهون دلم از قبول اون همه مسئولیت شدم... خلاصه بگم: اگر حالت عادی بود، صددرصد توان این همه دَوَندگی و به دوش کشیدن بار مسئولیت های سنگین رو نداشتم! ولی الان هروقت خسته میشم، این غم بزرگ و خون پاک نمی‌زاره به خودم اجازه استراحت یا کم آوردن رو بدم. هروقت خسته میشم زیرلب می‌گم: یا صاحب الزمان میدونم که داری میبینی و خودت قوت و توان شو میدی...
رُسْت!🌱
دعا میکنم خسته نشی...
روزی که آقای عزیزمون به شهادت رسیدن، توان خونه موندن نداشتم! سریع حاضر شدم و رفتم حرم، عصر هم راه افتادم سمت مسجد. تو مسجد نشسته بودیم که بعد افطار، روضه شروع شد. من همیشه بی‌صدا و تو خلوت اشک میریزم، ولی اون شب جوری بلند بلند گریه میکردم که خودمم باورم نمیشد... بعد از عزاداری و سوگواری، تجمع‌مون جلوی در مسجد شروع شد و به راهپیمایی تو محله ختم شد. موقع تجمع، دم گوش دوستم که چشماش اشکی بود گفتم: الان وقت گریه نیست، ما سوگواری هامونو تو مسجد کردیم. اینجا باید محکم و مقتدر، شعار های چشم دشمن کور کن بدیم! جوری باصلابت و محکم شعار می‌دادیم و با افتخار پرچم ایران رو تکون می‌دادیم، که انگار نه انگار همین جمعیت تو مسجد کلی اشک خرج مظلومیت آقامون کرده بودن. اینارو گفتم که تهش برسم به این: خستگی و کم آوردن مارو دشمن که هیچ، حتی موش های نفوذی و خائنین داخلی هم نمی‌بینن. سی و اندی سال سیدعلیِ شهید بدون خستگی و کوتاهی، پای ملت و خاک وطن ایستاد؛ چند صباحی هم ما پای خون پاک رهبر و خاک کشور مون می‌ایستیم.