رُسْت!🌱
آقای رسولی با دل ما اینجوری نکن مرد مومن …😭🖤 @SaberinNewsFarsi
ای دنیا با دلم بساز؛
بگن نماز عیدو باز
خود آقا میخواد بخونه..🖤
رُسْت!🌱
این شبها که بخش زیادی از امنیت کف خیابون دست نیروهای جهادی و مردمی بسیج هست، دشمن از حرص و عصبانیت
ترور این سردار مجاهد، یادآور اهمیت فراوان بسیج و ترس فراوانی است که دشمن بدکینِ زبون، از رویاروئی با آن دارد.
_پیام تسلیت امام خامنهای در پی شهادت سردار غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین🖤
رُسْت!🌱
دقیقا همون لحظه که کمی مغرور شدی به خودت، همه چیو باختی...
+بزار فلان عکس از چیزی که خوردم/خریدم رو برای دوستم بفرستم.
+نه ولش کن، شاید دلش بخواد...
+چقدر تو خوبی که برخلاف بقیه به این موضوع فکر میکنی!
#باخت
این روزهای باقیمانده به پایان سال، احساسات عجیبی دارند...
طوری درهم آمیخته و به هم گره خوردهاند که نمیتوان آنها را از هم جدا و به تنهایی درکشان کرد!
قلبم از شدت این هجوم ناگهانی احساسات همانند مغزم از شدت وفور افکار، تاب و توان از دست داده و دردمند است.
در کنار تمام اینها، بغضی خفه بهمانند سنگی سخت به گلویم فشار میآورد که: تو برای اسلام و انقلاب چهکار کردی؟ در این سالی که گذشت چه قدم مثبتی برای قرب الهی برداشتی؟
در حین سرزنش خودم، یاد حسرت های بر دل ماندهام در این سال پر حادثه و تلخ میافتم و برای چنددهمین بار در طی روز قلبم تیر میکشد؛ بزرگ ترین حسرت امسالم دیدار نوروزی در حرم امام رضا "سلاماللهعلیه" با رهبر شهید است که تاابد بر دلم خواهد ماند...
روزی که پشت تلفن خبرِ آمدن رهبر به مشهد را برای ایام نوروز به من رساندند، لبخند از لبم جمع شدنی نبود!
طوری ذوقزده و شاد شده بودم که تا شب کیفم کوک بود. فردای آن روز و حتی فردای فردایش هم با یادآوری دوباره خبر لبخند مهمان صورتم و شعف مهمان دلم میشد.
هیچ خبر نداشتم که دو روز بعد باید خبرِ شهادت عزیز تر از جانم را بشنوم و بعد از آن با یادآوری مجدد دیدار رهبری، به جای شعف و لبخند، بغض و اشک و درد سراغم بیاید...
نمیدونم؛
فکر نمیکنم مطلب مفیدی اینجا ارائه بدم!
شما هم اگر فکر میکنید اینجا براتون مفید نیست، تو رودروایسی اینکه با من آشنایین یا هرچیز دیگهای، خودتونو اجبار به موندن نکنید.
رُسْت!🌱
نمیدونم؛ فکر نمیکنم مطلب مفیدی اینجا ارائه بدم! شما هم اگر فکر میکنید اینجا براتون مفید نیست، تو ر
چه جالب!
همیشه از کانالدار هایی که، همچین پیام هایی تو کانال شون میزاشتن حس خوبی نمیگرفتم.
⇇ با خودم میگفتم: این توهین به ما محسوب میشه، ما اینجا موندیم، تا الان دنبالش کردیم که تهش بگه برین از کانالم؟
⇇یا گاهی میگفتم: خودمون قدرت تشخیص نداریم بابت موندن یا رفتن مون که ادمین یک کانال باید حتما این موضوع رو گوشزد کنه؟
ولی حقیقتش رو بخوام بگم، من دقیقا چند روز بعد از تشکیل کانال متوجه شدم چیزی برای ارائه ندارم...
مطلب مفیدی نداشتم،
اطلاعات بالایی نداشتم و ندارم،
استعداد خاصی هم ندارم!
در مجموع محتوای مفیدی که ارزش وقتِ بالاتر از گوهر شما رو داشته باشه ندارم.
همون موقع که متوجه این موضوع شدم، میخواستم کانال رو پاک کنم. ولی یادم اومد از چند کانال قبلی که به علت همین مشکلات پاک کردم و خب تهش که چی؟ دوباره چند وقت بعد کانال زدم و دوباره...
فهمیدم یک نیروی محرکی باید باشه تا من یادم نره آدم مفیدی نیستم!
باید این کانال جلوی چشمم میبود تا یادم بمونه هنوز خیلی عقبم و هنوز حتی پله اول رو هم فتح نکردم.
برای همین اینجا رو نگه داشتم.
به همین منظور ⇦ اگر پیام بالا ناراحت یا دلخورتون کرد ازتون عذرخواهم، اما من فقط نگران حقالناسی هستم که بابت عمر باارزش شما گردنم میوفته!
پس در نهایت انتخاب با شماست؛
اما وظیفه من یادآور شدن این نکته بود🌻
رُسْت!🌱
این روزهای باقیمانده به پایان سال، احساسات عجیبی دارند... طوری درهم آمیخته و به هم گره خوردهاند که
دلم گرفته و این حال، حال دلتنگیاست
هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی است
چقدر جای تو خالی است ای نوید بهار
بیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار
تو رفتهای و من از زنده ماندنم خجلم
کجا گذاشتهای رفتهای عزیز دلم؟
غمت رشیدترین داغ اهل این ایل است
بیا پیام بده، وقت سال تحویل است
بیا پیام بده، اسم سال را بگذار
به قلب مردم امید وصال را بگذار
شکوفه ذوق ندارد، بهار بی رنگ است
حرم برای سخنرانی تو دل تنگ است🖤
_محمد رسولی