هدایت شده از مَطْویَّات
خدایا پدافند از توست،
موشک از توست
شلیک از توست
سرباز از توست
سردار از توست
سپاه از توست
ارتش از توست
فرمانده از توست
رهبر از توست
تویی که میزنی
تویی که شکار میکنی
تویی که شکست میدهی
ما هیچ نیستیم
جز تو هیچ نیست
همه چیز تویی؛
ما را در این نبرد نابرابر پیروز کن که پیروزی و عزت از توست.
سر کلاس کارگاه شعر خوندم:
بانوی گل! لطیفِ پراحساس زنده باش!
زیرا به روی دوشِ زنان است زندگی...
استاد گفت: ما مردا هم بریم بمیریم دیگه!😅
حیف صدامو بسته بودن.
وگرنه میخواستم بگم مگه شک دارید که به روی دوش زنان است زندگی؟
بله خلاصه. اینطوریاست.
درحالی که میشد الان امروز که اولِ صبح یه روز توی بهاره، از خونه برم بیرون و بهار رو توی ریههام نفس بکشم و بعد بشینم سر کلاس و از صائب خوندن و گرهگشایی از ابیاتش لذت ببرم؛ حالا نشستم توی رختخواب، پشت این صفحهٔ بیجان و صدای استاد رو میشنوم. بلند میشم و پنجره رو باز میکنم که شاید بوی بهار بیاد. که شاید بشه بابت اینکه آخرین روزای کارشناسی خوندنم توی خونهام کمتر غصه بخورم. ولی دریغ.