eitaa logo
روضه دفتری
24.9هزار دنبال‌کننده
219 عکس
11 ویدیو
8 فایل
روضه های آماده و کامل از ابتدا تا انتها بااستفاده از جملات عامیانه و کاربردی ، همراه صوت با متن مداحی نوحه با توجه به مناسبت های پیش رو لینک کانال در ایتا👇 #روضه_دفتری @roze_daftari https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 گروه👆 •✾•🌿🌺🌿•✾
مشاهده در ایتا
دانلود
فایل تصویری 👆 🎥 روضه حضرت اباالفضل علیه السلام ⚫️ شب نهم محرم ۱۴۳۷ * حالا که میری یه وقت، دیر نکنی جلوی خیمه منو، پیر نکنی من به تو، تکیه زدم، با رفتنت داداشی، منو زمین گیر، نکنی همه از دست تو آ،بِرو میخان خاک پاهاتو واسه، وضو میخان اگه آب، نشد نشد، پاشو بیا (بچه هام، آب نمیخان، عمو میخان)2 هر کی تا الان گریه نکرده، اشکش نیومده، پیش میاد، یه شب من حالم خوب نیست، یه شب تو، یه شب اون یه استادی داشتیم، قسم داد، کلاس درس، گفت خداوکیلی، بینی و بین الله، هر وقت دیدی جلست نگرفت، اونجا منو دعا کن، اونو حضرت میخره، یه وقت دیدی حالت خوش نیست، اشکت نمیاد، خودتو نباز، بگو من براتو اومدم، بگو اگه میخام، میخام براتو گریه کنم، بابا روایته، بپرسید از علما، محاله کسی برای این خانواده گریه کنه مگر، بشینه جلوش نگاش بکنه، ارباب نگاه تو چشتون میکنه گریه میکنید، طوری نیست اینو میگم برا اونایی که هنوز شب تاسوعا چیزی نبردن به سرت، عمود آهنین زدن تو حسین شدی، برا همین زدن کمر تو کمر، منو شکست تا زمین خوردی منو، زمین زدن (این منو بیچاره کرد، مینوشتم گریه میکردم) ای علمدار تورو، با علم زدن (ببخشید سیدا) قد و بالای تو رو، بهم زدن (ای وای) چهار هزار، کمون به دست، یکی یکی (منو ببین) اومدن روی تنت، قدم زدن آه، تا دیدن افتاد، باز میترسیدن، هی یواش یواش جلو می اومدن، دیدن دست که نداره، رو پا هم که نمیتونه پاشه، آروم اومد جلو، با لگد زد دید کاری نمیتونه بکنه، گفت بیاید، هر کی رفته بود برگشت، اومد جلو، با لگد میزد رو زخماش، عباس تویی، همه ازت فرار میکردن، پاشو، گفت یه وقت اومدی دست ندارم، گفت اگه تو نداری من دارم، اینقدر نیزه زدن، حسیـــــــن، جان... آی، عرضم تمام، امروز، حیفم میاد از سردار رشیدمون نگم، خبر سردار همدانی رو وقتی آوردن، دیدم، همه سوختن، بچه ها گریه کردم، رهبر انقلاب جگرش سوخت، پیام داد، این لشگر و فرماندهامون همینن، بخای قیاس بکنی، سربازان آقا، مثل اونجا، عباس به ابی عبدالله چطور بود جگر سوخت، نوش جونتون برسه به پدر مادرتون، آی، یه فردی امروز من فکر کردم دیدم، ببین وقتی حضرت آقا رفت خونه سردار همدانی، اونطرفم عباس ، همچین که افتاد میگن ابی عبدالله رفت خیمه عباس، عمود کشید، اما جنازه سردار بعد از دو روز برگشت تشییع کردن، دستشو اندا خت زیر بدن عباس، چیزی بالا نیومد، وای، نیزه زار آمده ام، یا تو پر از نیزه شدی گفت داداش، بدن منو بر نگردون، چرا عباس؟، گفت اگه اکبر و برگردوندی، چهار تا اومدن کمکت، جوونا اومدن، اما یه نفری چجور میخای عباسو...، (این یک) داداش، من به دختر کوچولوت قول دادم، آخ جلو رقیه خجالت...، من جواب ربابو چی بدم؟ حسیــــــــــــــن 🎤 حاج حیدر خمسه 🏴🏴🏴🏴🏴🏴 شب نهم محرم بین الحرمین