eitaa logo
روضه دفتری
24.9هزار دنبال‌کننده
219 عکس
11 ویدیو
8 فایل
روضه های آماده و کامل از ابتدا تا انتها بااستفاده از جملات عامیانه و کاربردی ، همراه صوت با متن مداحی نوحه با توجه به مناسبت های پیش رو لینک کانال در ایتا👇 #روضه_دفتری @roze_daftari https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 گروه👆 •✾•🌿🌺🌿•✾
مشاهده در ایتا
دانلود
333.2K
نوحه شور بختیاری اربعین ☑️ 📝 🎤 جواب👈عزا عزا اربعین به کربلا عزا عزا اربعین به کربلا چِل روزه که کمرُم وابی دولا چِل روزه که کربلا ماتم سرا چِل روزه که زِتیا مو حَرص ایا چِل روزه که سرِ تو به نیزه ها چِل روزه که دل مو خینه خدا چِل روزه که به ورُم رخت سیاه به اربعین مو اُویدُم کربلا زِ کربلا بوی خین داره ایا به اربعین بکنین عزا بپا اربعینه واویلا صد واویلا دسته گُلام هدیه دادُم بخدا سلام کنین همه تون به شُهدا اُویدُمه تی حسینِ سر جدا اُویدُمه تی عباسِ با وفا اُویدُمه تی قاسمِ نو دوما اُویدُمه تی علیِ مه لقاء وی کُشتنه گُلِ باغِ مصطفی رقینه کُشتنه شامِ بلا غم به دلُم ویدُمه به کربلا ایی دشمنون کِردنه به مو جفا عزا عزا کاشکی دی جونُم دِرا داغِ حسین زِ دلِ مو نیدرا حونت خراو ای یزید بی حیا عزا عزا اربعین به کربلا 👇👇👇 @madah_parvizy
441.4K
◾️نوحه شور اربعین◾️ 🏴 📝 👤 جواب👈بوی خونِ شهدا زِ کربلا می آید بوی خون شهدا زِ کربلا می آید (۲) اربعین حضرت زینب کربلا میآید اربعین غافله باز دشتِ بلا میآید بی رقیه زینب به کربلا می آید زینب از کوفه و از شامِ بلا میآید با دلی خون وُ پُر از ناله و آه میآید بوی آن سرِ بریده از قفا می آید بوی تیر و نیزه و بوی جفا میآید کاروان دوباره با شور و نوا میآید حضرت فاطمه باز غرقِ بُکاء میآید پهلوی شکسته از بهرِ شفا می آید مهدی صاحب زمان هم با دوا میآید لبِ دریا بوی دستان جدا می آید بوی ماهِ هاشمیِ با وفا می آید بوی اکبرِ جوانِ مه لقاء می آید بوی شاه شهدا زِ کربلا می آید از درون قتلگاه هنوز صدا میآید بوی گُل زِ گُلشن کربُبلا می آید قاسمِ پا درحنا زِ حجله گاه میآید بوی حنجرِ بریده از جفا می آید ربابِ دلخون به ذکرِ لالا می آید زائر کربلا با رَختِ سیاه می آید از درون کربلا بوی خدا می آید زائری بهرِ اجابت دعا می آید دوباره خاطره ی عاشورا می آید یتیمی بهرِ پدر به کربلا می آید به هوای پدرش سکینه هم کربُبلا میآید بوی خونِ شهدا زِ کربلا می آید (۲) 👇👇 @madah_parvizy
🕊﷽🕊 ☑️ 2 🔘 2 ☑️ 🔘 س 🔹براحمد و محمود و محمد صلوات 🔹برشافع رهروان عبد خدا روح مؤید صلوات 🔹بر خلق و ملک بر همه رُسُل تاج سر است 🔹بر تاج سر تمام انبیاء عالم محمد صلوات 🔸بر تور جمال پاک احمد صلوات 🔸بر عطر وجود حی سرمد صلوات 🔸بر وَجه نکویُ خُلق نکوی رسول 🔸بر خاتم الانبیاء محمد صلوات 🌿اناتوجهنا. ▪️نبی در بسترو زهرا کنارش ▪️عزیزقلب او شد بی قرارش ▪️بگوید دخترم  کمتر نوا کن ▪️برای  رفتن   بابا  دعا   کن ⬅️ نمی دونم مدینه رفتی یا نه... گنبد خضرای پیغمبرو دیدی یا نه... ان شالله روزی هممون باشه مدینه.. گنبد خضرای پیامبر رو زیارت کنیم.. (یارسول الله آقا جان ..) آقاجان...این دلا برا مدینه‌ات تنگه آقا.. 🕊آقا برات کاری نداره...امروز یه نگاه بکنی...برات کاری نداره یه مُهر تأیید بزنی، منم مدینه ای بشم.. آقا....هنوز خیلیا مدینه رو ندیدن... هنوز خیلیا قبرستان بقیع رو ندیدند... امروز بگو خدا.... به حق اون پیامبری که میگفت آی مردم من از شما اجر رسالت نمیخوام... اما دو چیز رو بینتون امانت و یادگار میزارم....یکی کلام خدا قرآنه....یکی اهل بیت منه... آی مردم فاطمه پاره تن منه.. آخ علی غریبه...(علی مظلومه....2) آی مردم حسنین میوه دلِ منند... آخ بمیرم برات یا رسول الله..چه کردند با فاطمه ات...   ⬅️هر دختری بابا از دست بده مردم دورش جمع میشن...تَسلاش میدن...دلداریش میدن...تسلیت میگن...دسته های گل میارن... ☑️ آخ دل عالم بسوزه برا اون دختری که داغ بابا دید....اما بجای گُل دسته های هیزم آوردند...درب خونشو آتش زدند... اون خونه ای که پیغمبر اذن ورود میگرفت وارد میشد....اومدن در خانه فاطمه شو آتش زدند.... فاطمه شو بین در و دیوار قرار دادند... ( بمیرم برات زهرا جان....) 🔹آی حاجت دارا.... ناله دارا ...آی جوون دارا.... 🔘خانم فاطمه زهرا بین درو دیوار دوتا ناله زد..میدونی چی بود.... اولین ناله بی‌بی این بود... صدا زد .. یا ابتا یارسول الله... بابا بیا ببین با فاطمت چه کردند... بابا بیا ببین اون سینه ای که تو میبوسیدی...بین در و دیوار گذاشتند... یه نالهٔ دیگه ای هم زد فاطمه.... صدا زد     یا فِضه خُزینی.. فضه بیا پهلومو شکستند... .فضه بیا محسنمو کشتند... ⏪کاری کردند با دختر پیغمبر... صدازد علی جان شبانه غسلم بده... شبانه بدنم و کفن کن... شب بدنم رو بخاک بسپار... امان از دل امیرالمومنین ع ... (هااا ناله بزن برا غربت امیرالمومنین ع...) علی غریبه علی مظلومه.... ⏺بدن زهراشو کفن کرد...خدا غریبانه بدن زهرارو تشیع کرد ...همچین که رسید نزدیک قبر فاطمه اش... (دیدید وقتی مادری از دنیا بره...میگن محارم مادر بیان...کمک کنند بدن نازنین مادرو درون خانه قبر بزارند...) خدا سلمان محرم نیست...اباذر محرم نیست...محارمش بچه های کوچکشند... خدا چه کنه علی.. اگه بره درون قبر کسی نبود فاطمه رو به علی بِده... اگه بیرون قبر باشه چطور فاطمه رو وارد خانه قبر کنه.. آخ بمیرم یه وقت دید دو تا دست شبیه دستای پیغمبر.... 💠علی جان اِلَیَّ...اِلَیَّ علی جان بِده امانتمو... بِده فاطمه مو.... شاید گفته باشه یا رسول الله...آقا جان ...ازت خجالت میکشم آقا ... (چرا) چون امانتی که شب عروسی بمن دادی ..سیلی خورده نبود... آخ تازیانه خورده نبود... پهلو شکسته نبود... ...... ✳️هر چقدر ناله داری به غربت امیرالمومنین ع ..به مظلومی امیرالمومنین...  صدای نالتو بلند کن 3 مرتبه ناله بزن یگو... 🍁یا حسـیـــــن 🔸درلحظه هاي آخر،امّيدوارم ارباب 🔸آیی و من ببينم، يك دم رخِ شما را 🔸در لحظه وفاتم، چشم انتظارم ای شاه 🔸آسان كنی زلطفت جان دادنِ گدارا(عاصی) ⬇️صلوات حذف نشه لطفا⬇️ 🎋هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها(صلوات)🎋 @roze_daftari
بسم الله الرحمن الرحیم 🍁روضه اربعین🍁 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 🌺می دونم بعضی هاتون از این سفر جا موندید 🌺این شبها دلاتون پیش همسفران و زائرین ابی عبدالله ست 🌺حسین جان اگر چه جا موندیم اما هر شب برتو گریه کردیم ،آقاجان 🌴اي خداي عشق، آمد از سفر، پيغمبرت 🌴 نيمه جان، برگشته اي، آرام جانت خواهرت 🌴 خواهری، اما نه آن خواهر که رفت از کربلا 🌴 زينبی، اما نه آن زينب که بشناسي مرا 🌴(داداش) شمه اي گويم که از داغت چسان برگشته ام 🌴با لواي عشق رفتم با عصا برگشته ام 🌺رشیده بودم اما خمیده برگشتم🌺 🌴(داداش)بارها کردم دعا از ما جدا گردد سرت 🌺چرا؟ این زینبی که طاقت نداره دوری برادر و ببینه، چرا ایجوری گفته شاعر؟🌺 🌴بارها کردم دعا از ما جدا گردد سرت 🌴 تا نبينبي زير شلاق اوفتاده خواهرت 🌷شاعر حاج حیدر توکلی🌷 🌸حسین🌸 🌺خواهر اومد کنار بدن برادر🌺 معمولا رسمه اربعین که می ریم سر قبر گلاب می بریم،گل می بریم،یه پارچه می‌بریم روی قبر می اندازیم 🌺زینب هرسه را با خودش آورد 🌺داداش به جای گلاب قطرات اشکم آوردم نقل شده چندین با زینب سر قبر برادر از هوش رفت 🌺زنان بنی اسد هم آمدن آب آوردند غذا آوردند 🌺چطور آب وغذا بخورم در حالی که برادرم را تشنه و گرسنه شهیدش کردند 🌺به جای گل بدن‌های نیلوفری آوردیم که اگه نامحرم نبود داداش بدن کبودم را نشان می دادم 🌺آنقدر ما را با تازیانه و کعب نی‌ زدند 🌺به جا پارچه روی قبر دیدند یه پارچه ی پاره پاره،سوراخ سوراخ رو قبر اباعبدالله پهن کرد 🌺حسین🌺 منابع لهوف۲۵۵ در کربلا چه گذشت ص۵۹۲ روایت کربلا ص۲۹۴ نفس المهموم ص ۴۳۱ @roze_daftari
لسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداًما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ" *مثل اونایی که الان رسیدن کربلا،مثل زائرایی که با پاهای آبله زده الان رسیدن روبرو حرمش،مثل جابر که اومد کربلا سلام کرد؛مثل زینب که هر طرف رو که نگاه میکنه یاد یه خاطره می افته؛دستت رو روی سینه بگذار "اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ" ✨بسوز ای دل که امروز اربعین است دل مادر پی آن کاروان است ✨عزای پور ختم المرسلین است ✨قیام کربلایش تا قیامت ✨سراسر درسْ بهر مسلمین اس ✨که از کرب و بلا، با غم روان است ✨چه زنجیری به دست و بازوان است ✨که گریان دیده روح الامین است ✨به یاد کربلا دل‏ها غمین است ✨دلا خون گریه کن چون اربعین اس روز اربعین ، امام حسین دو زائر دل شکسته داشته ، یکی زینب و دیگری جابر است اما عاشقان ابی عبدالله جابر  برای اولین بار قبر ابی عبدالله را زیارت می کند . ولی عمه سادات اولین بار در گودال قتلگاه بدن بی سر برادر را در آغوش گرفت بوسه بر رگهای بریده برادر گذاشت . سر به طرف آسمان بلند کرد گفت : خدایا این قربانی را از آل الله قبول بفرم یکی از زایران ابی عبدالله جابر بن عبدالله انصاری... اومد کربلا... با آب فرات غسل کرد... با خضوع و خشوع... اومد کنار قبر ابی عبدلله نشست... دست گذاشت روی قبر مبارک... صدا زد... السلام علیک یا اباعبدالله دید جوابی نیومد... دوباره صدا زد جواب نیومد... صداش به ناله بلند شد... ا حبیب لا یجیب حبیب آیا دوست جواب دوست رو نمیده... یدفعه خودش جواب خودش رو داد گفت... جابر جواب سلام از آقایی میخواهی که بین سر و بدنش جدایی افتاده... جابر داره عزاداری میکنه... یدفعه صدای قافله ای رو شنید... یه قافله ای...غريبانه... داره به کربلا نزدیک میشه... 🔸ز جا برخیز جابر، دلبر جانانه می آید 🔸قدم از خانه بیرون نه، که صاحب خانه می آید جابر... بلند شو... بلاکش دوران زینب داره میاد... 🔸ره واکنید قافله سالار میرسد 🔸یک قافله اسیر ،عزادار میرسد 🔸برخیز یا حسین سری دست و پا نما 🔸دلبر برای دیدن دلدار میرسد نميدونم این زن و بچه ها چه حالی داشتند... وقتی رسیدند کربلا... عقده های دلشون باز شد... صدای ناله از هر طرف بلند شد... اما صدای ناله یک خواهری از همه جانسوزتره... 🔸رسیدم کربلا اى داد بى داد 🔸حسین سر جدا، اى داد بى داد 🔸چهل روز است گریانم حسین جان 🔸چو موى تو پریشانم حسین جان 🔸چهل روز است می‏خوانم حسین جان 🔸حسین جانم حسین جانم حسین جان خدایا همین جا بود عزیزان ما رو سر بریدند... همین جا بود اطفال ما رو کشتند... همین جا بود تیر به گلوی اصغر زدند... 🔸همین جا شیر خواره گریه می‏کرد 🔸رباب بى ستاره گریه می‏کرد 🔸گهى بر گاهواره گریه می‏کرد 🔸گهى بر مشک پاره گریه می‏کرد 🔸خدایا از چه طفلم دیر کرده؟ 🔸مرا بیچاره کرده پیر کرده خدایا خیلی برام سخت گذشت... 🔸همین جا دور اکبر را گرفتند 🔸ز ما شبه پیمبر را گرفتند 🔸ولى از من دو دلبر را گرفتند 🔸هم اکبر هم برادر را گرفتند همین جا بود جلو چشمانم علی اکبرم رو قطعه قطعه کردند... دستهای عباسم قطع کردند خودم دیدم نانجیب با خنجر برهنه روی سینه برادرم حسین... جلو چشمانم حسینم رو پرپر کردند 🔸خودم دیدم ز بالای بلندی 🔸که محبوب خدا را سر بریدند 🔸خودم دیدم کبوترهای معصوم 🔸همه، سر زیر پرها کرده بودند الا لعنه الله علی القوم الظالمین. @roze_daftari
. بسم الله الرحمن رحیم... یا رحمن یا رحیم... 🔸ای امت رسول قیامت بپا کنید 🔸لبریز جام دیده ز اشک عزا کنید ایام مصیبت پیغمبر خدا... و از طرفی هم ایام شهادت آقای غریب... کریم اهل بیت امام حسن مجتبی است 🔸در ماتم پیمبر و تنهایی علی 🔸باید برای حضرت زهرا دعا کنید از فردا دیگه ایام تنهایی و غربت امیرالمومنین شروع میشه... دیگه مادرمون زهرای مرضیه یتیم میشه... 🔸داغ پیغمبر است و بلاییست بس عظیم 🔸حیدر غریب گشته و زهرا شده یتیم دلت اینجا نباشه... با پای دل بریم مدینه... ای مدینه... عجب روزهایی رو دیدی... 🔸حیدر غریب گشته و زهرا شده یتیم امان از یتیمی ... مثل فردایی پیغمبر خدا در بستر بیماریه... زهرای مرضیه مثل پروانه دور بستر بابا میگرده... هی به صورت زیبای بابا نگاه میکنه... اشک میریزه... میگه بابا جان یا رسول الله خوب میشی بابا... بلاخره از بستر بیماری بلند میشی بابا... خیلی سخته برای خونواده ای... ببینند بابا تو بستر بیماری باشه و... نتونن کاری کنن... هی رسول خدا بیهوش میشدن... هی به هوش می اومدن... بچه ها طاقت نیاوردند... حسن و حسین اومدن... خودشون رو انداختن روی سینه ی پیغمبر... رسول خدا رو در آغوش گرفتند... گریه میکنند... تا امیرالمومنین اومد بچه ها رو از رو سینه پیغمبر خدا بلند کنه... حضرت چشمان مبارک رو باز کردند... فرمودن علی جان... بگذار بچه ها کنارم باشن... بگذار با بچه ها وداع کنم... حسنش رو در آغوش گرفت... حسینش رو در آغوش گرفت... لحظات آخره... دیگه دست های پیغمبر خدا رمق در بدن نداره... هر طوری بود با بچه ها وداع کرد... یکوقت دیدند حضرت آروم آروم چشماشون رو از این دنیا بستند و... راحت شدند... عرضه بداریم یا رسول الله... آقا... شما خیلی در دنیا اذیت شدید... خیلی به شما ظلم کردند... اما لحظات آخر وقتی چشمان مبارک رو‌ باز کردین... یک طرف حسن و حسین کنارتون بودن... یک طرف امیرالمومنین کنارتون بودن... یک طرف هم زهرای مرضیه مثل پروانه دور بستر شما... دل ها بسوزه... برا اون آقایی که لحظات آخر وقتی چشماش رو باز کرد ببینه... و الشمر جالس علی صدره شمر روی سینه حسین هر کجا نشستی صدا بزن... ای غریب حسین... یک نفر دیگه هم اومد کنار ابی عبدالله... خواهرش زینب کبری اومد کنار برادر... اما دیر رسید... از بالای تل زینبیه یه نگاه کرد دید دارن بردارش حسین رو سر میبرن... چکار کنه بی بی زینب، یا الله... دستهاش رو گذاشت روی سر... صدا زد... وا محمدا... واعلیا... یا رسول الله منو ببخشید آقا... چیزی نگذشت... یکدفعه زینب کبری ببینه... زمین و زمان بلرزه در اومد... هوا متغیر شد... نگاه کرد دید... سر حسینش روی نیزه... 🔸سری به نیزه بلند است در مقابل زینب 🔸خدا کند که نباشد سر برادر زینب الا لعنت الله علی القوم الظالمین .
گریز دوم: تا امیرالمومنین اومد بچه ها رو از روی سینه پیغمبر خدا بلند کنه... حضرت فرمودن علی جان... بگذار بچه ها کنارم باشن... با دست هایی که رمق نداشت... حسن و حسینش رو در آغوش گرفت... عرضه بداریم یا رسول الله... لحظات آخر طاقت نداشتید ببینید بچه ها رو از کنار شما دور کنند... اما ای کاش شما کربلا میبودین... وقتی دختر ابی عبدالله اومد کنار بدن بابا... صدا زد عمه جان زینب... (هذا نعش من) عمه جان این بدن کیه خدایا با بدن حسین چکار کردند... دختر... بدن بابا رو نمیشناسه... سر در بدن نداره... همه بدن غرق خون... انگشت و انگشتر نداره... صدا زد جانان عمه... این بدن بابای غریبت حسینه... خودش رو انداخت روی بدن بابا... شروع کرد به درد و دل کردن... یدفعه دیدن چند نفر با تازیانه دارن می آیند... خدایا اینا میخوان چکار کنن... کنار بدن بابا ... هم دختر رو زدن هم عمه جانش زینب رو زدن... یدفعه دختر بی تاب شد... صدا زد بابا... أُنظُر إلی عَمَّتِیَ المَضروُبَة بابا بلند شو ببین... دارن عمه جانم زینب رو میزنند... 🔸با همان دستی كه زهرا را زدند 🔸در كنار ِ پیكرت ما را زدند هر کجا نشستی... دهانت رو خوش بو کن... بگو یا حسین... (و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227) .
. عرضه بداریم یا رسول الله... طاقت نداشتید ببینید... نور دیدگان شما حسن و حسین رو از روی سینه ی شما بلند کنن... اما نبودید ببینید با این گل های شما چه کردند... منو ببخشید یا رسول الله... بعد شما... 🔸از دو طشت آمد نوای شور و شین 🔸گاه از طشت حسن، گاه از حسین 🔸اندر اینجا قلب زینب خسته بود 🔸و اندر آنجا دست زینب بسته بود یا رسول الله... 🔸از دو لب های حسن خون میچکید یا رسول الله... چقدر سفارش کردید... فرمودید حسنم غریبه... یک روز تکه های جگرش داخل طشت در مقابل زینب... 🔸از دو لب های حسن خون میچکید بگم یا نه آی کربلایی ها... 🔸خورد لب های حسین چوب یزید یه روزی هم سر مقدس حسینت داخل طشت در مقابل یزید... هی با چوب خیزران به لب و دندان حسینت میزد... 🔸خورد لب های حسین چوب یزید الا لعنت الله علی القوم الظالمین .
اشعاروروضه ی روز اربعین امروز اربعین عزیز دو عالم است یا این که روز دوم ماه محرّم است چرادوم محرم،چون روز دوم محرمم زینب رسید کربلا امروزم رسید کربلا امروز کجا دوم محرم کجا همینقدر بگم این زینب شکسته و بدون مَحرَم اومده امروز اربعین عزیز دو عالم است یا این که روز دوم ماه محرّم است چه خبره کربلا؟ یک‌قافله رسیده که ره‌ توشه‌اش غم است یک‌قافله که قامت بانوی آن خَم است یک‌قافله بدونِ علمدار آمده یک قافله که از سَرِ بازار آمده گرد و غبارِ چادرِ زن‌ها مشخّص است آثار خستگی‌ به بدن‌ها مشخّص است رنگ کبود و جای زدن‌ها مشخّص است از آه آه و لحنِ سخن‌ها مشخّص است خیلی میان راه اذیّت شدند دیدی وقتی بعضیامیرسن کربلا اونایی که کربلا مشرف شدن میدونن تو این خیابون سدره توشارع العباس این چند مسیری که منتهی میشه به حرم کافیه بری یه ساعت بایستی اینایی که پیاده میرسن کربلا معمولن معلومه بعضیا چقدراذیت شدن صدمه دیدن بمیرم برات هشتاد چهارزن و بچه نمیتونستن راه برن پاها همه تاول زده و زخم شده خیلی میان راه اذیّت شدند چل روز اسیر داغ اسارت شدند در این میان زنی که شبیه فرشته است آمد ولی حجاب سرش رشته‌رشته است پیداست که به او چه‌ قَدَر بد گذشته است رسید کنار یه قبری با اشک,روی قبر برادر نوشته است امروز نوشت رو قبر قبرحسین,کُشته‌ی عطشان کربلا در خاک و خون تپیده‌ به میدان کربلا رسید کنار قبر گفت داداش حسین من زینبم،شناختی آیا؟بلند شو ای نور چشم مادرم از جا بلند شو یا که بگیر جان مرا یا بلند شو ای سر بُریده‌ام به روی پا بلند شو برخیز و خوب دور و برم را نگاه کن آوارگی اهل حرم را نگاه کن خیلی از اینجا به بعد بااحتیاط جلو برم شعرمنو برده یه جایی میدونم خیلی سخت میشه روضه ظهر اربعینه هرکس رسیده محضر تو گریه می‌کند دارد سکینه دختر تو گریه می‌کند در پشتِ خیمه همسرِ تو گریه می‌کند بالای قبر اصغر تو گریه می‌کند گریه اش با همه زنها فرق داره یه جور دیگه گریه میکنه هی زیر لب میگه لالایی رباب,دلم را شکسته است آوای آب آب,دلم را شکسته است پاشو مادر پاشو اینهمه آب دورو برت ریخته پاشو مادر دیگه به سینم چنگ نمیزنی پاشو مادر دارد رباب صحبت سربسته با فرات هرکی یه جوری زبون گرفت امروز دارد رباب صحبت سربسته با فرات ای فرات،لب‌ تشنه بود اصغرم ای بی‌وفا فرات یک لحظه هم برای رضای خدا فرات اصلاً دلت نسوخت برایم چرا فرات ادامه👇👇
رویت سیاه،موی سفید مرا ببین زخم گلویِ طفلِ شهید مرا ببین زین العابدین به نقلی اومدکنار بی بی رباب خانم زینبو صداکرد گفت بیا به رباب بگو بلند شه میخوای بری سرقبربچه ات خودم از زیرخاک درش آوردم خودم قنداقشو رو سینه بابام گذاشتم همون سینه ای که زیر سم اسبها،کدوم سینه یه سینه ای که مثل مدینه مثل سینه ی مادرش زهرا بین درو دیوار چرا امام سجاد قنداقه رو توبغل بابا گذاشت؟شاید وقتی بدن بابا رو تو بوریا گذاشت،من دوتا شاهد میارم برا روضم شاهد اولم اینه وقتی خواهرش دست برد زیر این بدن گفت خدایا این قربانی کمو ازما قبول کن،چرا کم،بعضی اهل روضه میگن چون دیگه از بدن حسین چیزی باقی نمونده بود هرکی رسیده بود یه چیزی برده بود بدنو غارت کردن،شاهددومم اینه زینب یه نگاه به بدن کرد زین العابدین یه نگاه به بدن دیداز همه جا سختر آسیب دیده تر سینه حضرته بهترین کار اینه قنداقه ی علی اصغروگذاشت رو سینه حسین رباب بیا اومد نشست کنار قبرحسین حالا رباب نشست زینب نشست زین العابدین نشست سیکنه اومد ام کلثوم اومد روضه تکمیل شد دوسه خط دیگه بگم یک اربعین بدون تو سر کرده ام حسین از شام و کوفه هدیه‌ای آورده ام حسین بهتر نگاه کن به روی زردم ای حسین داداش عبّاس اگر نبود که می‌مُردم ای حسین چشمان هرزه دور و بر ما زیاد بود در شهر شام, خنده و هورا زیاد بود با چوب خیزران لب سُرخت سیاه شد حرف از کنیز بردن یک بی‌پناه شد وقتی سه‌ساله‌ی تو لبش غرقِ آه شد با تازیانه پیرهنش راه راه شد بین خرابه خاطره‌ها را گذاشتم شرمنده‌ام که یاس تو را جا گذاشتم این دوتا خانم روبروی هم این دوتا مادر هم سر قبرابی عبدالله نشستن زینب مادر دوتا شهیده رباب مادر یک شهیده هی گریه کردن هی ناله زدن نمیدونم زینب باچه حالی دل رباب رو آرام کرد،اما شروع کرد بابرادر حرف زدن برادر همه امانتاتو اوردم همه راه نذاشتم بچه هاتو بزنن سپر شدم اما داداش سه سالتو نتونستم آروم کنم داداش هرکاری کردم گوشه خرابه ساکتش کنم نشد داداش حالا میفهمم چی کشیدی حالا میفهمم اون لحظه چی کشیدی چی میفهمه زینب؟ داداش خودم نیمه ی شب بادستای خودم قبربچتو کندم خودم رقیتو زیرخاک گذاشتم یادم نمیره پشت خیمه ها خودت بادست خودت قبربچتو کندی،اما یه فرق داشت بگم فرقشو زینب توهم بادستای خودت قبررقیه رو کندی توخرابه دفنش کردی اما بدن رقیه کبود شده بود اما دیگه گلو سالم بود حسین گلوی بریده رو روی خاک گذاشت نمیتونست خاک بریزه دید گوش تاگوش علی دریده گفت داداش چل روز پیش بود که پیشانی‌ات شکست از لا به لای جمعیّتی نیزه‌دار و پست دیدم که شمر آمد و بر سینه‌ات نشست راه نفس‌نفس‌زدنت را به زور بست خنجر کشید و آه… بماند برای بعد آهی شنید و آه… بماند برای بعد محمد فردوسی
▪️🎤روضه ی جانسوز شهادت امام حسن مجتبی(ع) ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ مدینه موج اشک وآه دارد غم هجران رسول الله دارد مدینه در عزا بنشسته امشب در شادی به مردم بسته امشب ز دست خلق پریشان است زهرا ز قطع وحی گریان است زهرا مدینه شاهد داغی گران است که سوگ خاتم پیغمبران است حسن قبری ملال انگیزدارد  حسن صبری شهادت خیز دارد سلام ما به قبر بی چراغش قلوب شیعیان سوزد ز داغش ▪️شب رحلت خاتم الانبیا ، شب شهادت میوه ی دلش امام حسن مجتبی است،امشب هم برای پیغمبر گریه کنیم، هم برای کریم اهل بیت،با پای دل برویم خانه امام مجتبی،کاش امشب مدینه بودیم کنار قبر ویرانش می نشستیم برای غربتش اشک می ریختیم . (یاد امام ، شهدا،اموات فیض ببرند)مرد هر مشکلی دارد، هر گرفتاری  برایش پیش بیاید به محرم خانه اش می گوید ، فدای غربتت یا امام مجتبی  در خانه محرم نداشتی ، چه کرد زهر با بدن امام مجتبی ، یک مرتبه صدای ناله آقا بلند  شد آه جگرم . یک لحظه ریخت در طشت یک عمر خون دل را چون آب کوزه نوشید فرزند پاک زهرا ▪️امام حسین آمد ، ابوالفضل آمد ،همه دور بستر امام حسن ، یک مرتبه دیدند زینب هی دست روی دست می زند می گوید : وای برادرم . من نمی دانم اینجا خیلی به زینب سخت گذشت وقتی در میان طشت خونابه جگر امام حسن را دید یا شام،در مجلس یزید ، وقتی نگاه کند ببیند سر بریده حسین میان طشت قرآن تلاوت می کند و ... @roze_daftari ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
▪️🎤روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ اربعین و شب جمعه ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ کعبه زینب ، صفا امام حسین کعبۀ بی منا ، امام حسین ... هست ذکرِ قنوتِ هر شبِ من ربنا آتنا امام حسین .... با دو تا "یا" رسیده ام به خدا یا ابوالفضلُ یا امام حسین .... (حرفِ دلِ شما نوکرا چیه؟ چی میخوای بگی؟ ) عشقِ ما شد پیاده گریه کنان اربعین ، کربلا ، امام حسین ... بعد دورِ ضریح چان دادن دو قدم مانده تا امام حسین ... اولِ گریه هام اباصالح آخرِ گریه هام امام حسین گریۀ بی صدا امام حسن گریۀ با صدا ، امام حسین .... میرسد گر سه جا امام رضا آمده هر سه جا ، امام حسین ... روضه خوانِ حسین ، امام رضا (فرمود یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ ... فرمود برا هر چیزی خواستی گریه کنی ، برا جد غریب ما حسین گریه کن ... چرا آقا ؟ آخه جد غریبِ ما رو (فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ) کربلا سر از بدنش بریدن .....) روضه خوانِ حسین ، امام رضا روضه خوانِ رضا امام حسین آخرِ روضه ها بر امام رضا گریه کردیم با امام حسین ... (آماده هستی بریم کربلا ... همه اهلِ روضه و اهلِ اشک هستید الحمدالله . پیغمبر وارد شد دید بی بی دو عالم داره گریه می کنه ، فرمود چه خبره دخترم؟ عرضه داشت بابا ، بچه ای که در رحم دارم داره با من حرف میزنه ... چی میگه میوۀ دلم ؟ ... بابا هی صدا میزنه انا الغَریب ... اما بابا نجواش دیگه عوض شده ، یه حرفه دیگه ای زده منو بیچارم کرده ... از صبح تا حالا هی داره میگه انا العظشان .... قرارِ چه بلایی سرِ پسرم بیاد؟.. روایت مفصله فقط همینش رو عرض کنم ، پیغمبر شروع کرد به روضه خواندن ... دخترم ، پسرتُ کربلا اینطوری میکشنِش ... سر از بدنش جدا می کنن ... تا این حرفا رو زد گریه هایِ خانم بلند شد ... گریه هایِ بی بی که آروم شده عرضه داشت بابا یه سوالی ازت دارم ، آیا کربلا کسی هست یاری ش کنه ؟؟... (اهلِ روضه روضه ، محاسن سپیدا ، عرضم تمام ) پیغمبر فرمود نه دخترم ... شما هستید ؟ نه دخترم . باباش علی هست ؟ نه دخترم . منِ فاطمه هستم ؟ نه دخترم . داداشش حسن هست ؟ نه دخترم . گریه هایِ خانم بلندتر شد ... پس کی هست برا حسینم گریه کنه ؟ ... (سند مطلب اشاره شده در انتهای پست) پیغمبر فرمودند دخترم نگران نباش از امتِ من یه عده ای میان ، مرداشون مثه زنِ بچه مرده برا حسینت گریه می کنن ....) این همه راه دویدم ز پِیِ دلدارم به امیدی که در این دشت برادر دارم ... ( صدا زد حسین جان ) تو دعا کن کنارِ بدنت جان بدهم فکرِ همراهیِ با شمر دهد آزارم ... (یه بیتِ دیگه شو بگم و عرضم تمام ....) یک عبا داشتی و خرجِ علی اکبر شد ... با چه از رویِ زمین جسمِ تو را بردارم ... (اومد تو گودل ، یه جمله ای فرموده من دیگه معنی ش نمی کنم صدا زد یا محمدا صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ یه اشاره به حسین کرد ... هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ ... وَ بَناتُکَ سَبایا ....) ای حسین .... @majmaozakerine ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️