شاه نجف که گوهر بحر عنایت است
🍃🌾🍃#مدح حضرت علی علیه السلام
#اهلی شیرازی
.
شاه نجف که گوهر بحر عنایت است
چون بحر بیکران، کرمش بی نهایت است
.
با هر نبی که بود به معنی رفیق بود
سرّ نهان که می شنوی این حکایت است
.
بر دوش آفتاب رسالت نهاده پای
بنگر که پایه شرفش تا چه غایت است
.
او را رسد که پایه قدرش کند بلند
کش آفتاب سایه نشین زیر رایت است
.
مُهر نگین مؤمن و ترساست مِهر شاه
در سنگ خاره مهر علی را سرایت است
.
با شهسوار عرش به معراج سرّ حق
آن کس که هم عنان شده شاه ولایت است
.
خورشید در شرف به علوّش کجا رسد؟
کو در نهایت شرف این در بدایت است
.
پیش غزاش قصّه رستم فسانه یی ست
شهنامه از حکایت او یک روایت است
.
فرموده است شاه رسل آن که در کلام
شرح نبوّتش به تفاصیل آیت است:
.
من شهر علم و شاه ولایت درِ من است
دریاب آن که شهر قرین ولایت است
.
در سرّ این سخن دل نادان کجا رسد؟
کاین در گشاده بر دل صاحب درایت است
.
شاها نهان و فاش تویی، شد سخن صریح
وصف تو را چه حاجت رمز و کنایت است
.
شیر حقی کیت نظر افتد به شیر چرخ؟
او را نگاهی از سگ کویت کفایت است
.
خورشید با وجود تو عکسی در آینه است
هیچش وجود نیست که محض ارایت است
.
شاها سگ تواَم چه شکایت کنم ز چرخ
با شکر نعمت تو چه جای شکایت است
.
«اهلی» شکسته گر ز فلک شد چه غم بُوَد
کو را ز مومیایی لطفت حمایت است
.
هرگز نبود از فلکش چشم التفات
او را ز التفات تو چشم عنایت است
.
باشد که روز حشر شود رهنمای ما
نور محبّتت که چراغ هدایت است