حسین جانم
همهی اندوههای عالَم، در مقابل غم شما تسلیم میشوند، از بس که عظیم است و بزرگ است این مصیبت...
قلبم تکهکلافی سردرگُم است از این همه غم در این روزها...
خدایا به برکت وجود مقدس امام حسین علیهالسلام، شرّ این بیماری را از جهان کم کن.
ظاهرا کرونا ویروس قدرت تشخیص بالایی داره!(عین سیاستمدارا)
تو هیئت و عزاداری جون آدمها را میگیره؛
اما تو راه شمال آروم از کنار مردم رد میشه.
روضهی "حسین"...
اگر بخواهیم از دل زمین، میانبُری به آسمان بزنیم، بیشک تجلی این امر جز با محبت "حسین" امکان نمییابد.
روضهی حسین، روح نیایش را در وجودمان زنده میکند؛ ترس از تغییر را از روانمان میزداید و روان جدیدی برای ما رقم میزند.
روضهی حسین نه انباشت احساسات منفی، بلکه حجم بالایی از آرامش را برایمان به ارمغان میآورد.
درنظام انگیزشی که امام برای همراه ساختن جامعه با خود بکار میگیرد، ورود به وادی طلب شرط همراهیست.
و چه زیبا امام میفرمایند: 《مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلی لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعنا
هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آمادهی لقای خداوند سازد، با ما رهسپار شود》.
واکاوی آخرین جملات حضرت هنگام خروج از مکه و قرار گرفتن در مسیر عشق، تاریخ را مجبور میکند که به مسئولیتپذیری اخلاقی امام شهادت دهد.
فلیرحل معنا... این کلام چیزی جز دعوت امام و درخواست امام برای همراهی و تلاش در جهت تفهیم مواضع خویش نیست.
او استدلالهایش برای رفتن و دلیلش را برای نماندن ذکر میکند. او قبل از رفتن هندسهٔ معرفت دینی را برای جامعهٔ آن روز ترسیم مینماید. ساختار ارزشی اسلام را به تصویر میکشد و همگان را از نظام ضد ارزشی که حاکم شده است، آگاه مینماید. امام برای تحول روانی جامعهاش تلاش میکند. فهم تقلیل یافته و سادهانگارانهی مردم از دین را به چالش میکشد. عادتوارههای مرسوم را زیر سؤال میبرد. جانِ کلام حسین این است که او با ظلم سر سازگاری ندارد.
تأمل در چرایی خفقان جامعهی آن روز، عمق درد را و عمق فاجعه را روشن میکند. اینکه در جامعهای نماز و روزه و شعائر برقرار باشد، اما ظلم امر مهمی جلوه نکند نشان میدهد که آن جامعه فهم دقیق و عمیقی از سیرهی معصوم ندارد*و با کجفهمی خویش کاری میکند تا این نقطهی ننگ تا ابد بر دامان تاریخ مسلمانان بماند.
*کمی شبیه جامعهی ماست انگار...
🖋زهرا ابراهیمی
https://eitaa.com/roznevesht
عاشورا نه میدان جنگ و جدل، که بساط حذف تمامیتخواهی و قدرتطلبی بلکه فضای تقابل بغضها و مهرورزیهاست. قانون میل خواهی مطلق را محدود میکند و بر بشریت نهیب میزند که در دل بایدها، نبایدهایی نیز نهفته است.
آنچه قرار است از عاشورا بفهمیم و آنچه بناست از کربلا درک کنیم نه آشنایی با ادبیات درد، بلکه رسیدن به یک نظام معرفتی است تا در سایهی آن به خوانشی صحیح از واقعهی غمانگیز کربلا برسیم؛ آنهم خوانشی نه بر اساس فهم خودمان و نه بر پایهی منطق اموی، بلکه خوانشی فراتر از منفعت محوری...
mehrnews.com/xVVNc
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبِّی وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ الشَّیْطَانِ الَّذِی یَزِیدُنِی ذَنْبا إِلَى ذَنْبِی...
«دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم.»
گاهی چارهی ما آدمها فقط در صبوری خلاصه میشود.
من دوست ندارم نگارندهی غمهای دنیا باشم. اما گاهی کلمات رنج، رَجبهرَج قطار میشوند کنار هم بیآنکه من بخواهم.
اندوه در پَستوی قلبم خانه کرده و سخت محتاج دعایم.
برای همهی بیماران کرونایی دعا کنید.
برای برادر من نیز😔