eitaa logo
رقیه فاضل
655 دنبال‌کننده
247 عکس
30 ویدیو
11 فایل
🔸️ علاقه‌مند ساحت سیاستگذاری و تربیت، در هوای اندیشه حضرت‌ امام @roqayyafazel صفحه‌اینستاگرام: 🔸️https://instagram.com/rq.fazel?utm_medium=copy_link
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از غزه تودی
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنان غزه، پای درس حضرت زهرا (س) این ویدیو رو احمد ابو الروس، خبرنگار مشهور غزه‌ای یک سال پیش (نوامبر ۲۰۲۴) با این کپشن منتشر کرده بود: مادرم و خانم‌های غزه، و با عظمت ترین داستان از بانو فاطمه‌ی زهرا (س) پ.ن: احمد ابوالروس، دو ماه بعد از این ویدیو با حمله‌ی مستقیم پهپادی ترور و شهید شد 👇👇با ما همراه باشید👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2282095683Ca634d29f45
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻عبور کنیم رمز عبور چیست؟ ۱- کار «زیاد» برای جبران ناملایمات و موانع ۲- تغییر نگاه به عالم و دیدن «تمام» واقعیات عالم با دیدن معنا که هر دو از للّه شدن قیام به دست می‌آید بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الّا شهید عشق به تیر از کمان دوست... سالگرد شهادت شهید فخری زاده است و حسرت ماست که از تماشای این افق بلند بیشتر می‌شود کرد و رفت. پیش‌رفت به این می‌گویند.
🔻رستگاری در آخرین روزهای پاییز آمد طلا را اهدا کرد و این قصه را گفت: «از پس‌انداز اولین حقوق‌هایم که خمسش را داده بودم، این ست طلا را سال ۹۴ به اصرار مادرم خریده بودم. چون خیلی اهل مصرف طلا نبودم، جز دو سه بار استفاده نکردم و به نظر خودم همیشه توی کمد بود، سراغش را هم نگرفته بودم. هنوز طوفان الاقصی شروع نشده بود که بعد یکی دو بار کمد تکانی متوجه شدم طلاها نیست. هر بار هم می‌گفتم یک جایی هست دیگر، به چشم من نمی‌آید؛ فعلا که لازمش ندارم. بعد طوفان الاقصی و زمانی که همه طلا اهدا می‌کردند برای جبهه مقاومت، دوباره جدی‌تر گشتم و باز هم پیدا نشد. این بار ناراحت بودم. همان‌جا نذر کردم اگر پیدا شد، اهدا کنم برای جبهه مقاومت. و باز هم همچنان گم بود. همه‌ی خانه را زیر و رو کردم، نبود که نبود. تنها طلای من همان بود و الان اینقدر بی توفیق بود که بود و نبودش برای مقاومت فرقی نداشت. گذشت. هنیه شهید شد. سید شهید شد. سنوار شهید شد. جنگ دوازده روزه را پشت سر گذاشتیم. حاج رمضان شهید شد. غزه اگر چه ظاهراً در آتش بس بود، اما همچنان شهید می‌داد. طلای من هم همچنان گم بود. دیگر از پیدا شدنش ناامید بودم. به چند نفر دیگر هم گفته بودم بیا تو بگرد، شاید چشم من عادت کرده و نمی‌بیند. اما باز هم پیدا نشد. چند روز پیش یکی از دوستانم پرسید کانال مزایده طلاهای مقاومت چیز جدیدی نگذاشته؟ و من گفتم دعا کن طلای من پیدا شود، اهدا میکنم به جبهه مقاومت. دعا کرد واقعاً. و پیدا شد! توی کمد بود! حالا آورده‌ام نذرم را ادا کنم». گفت و رفت. https://eitaa.com/rq_fazel
رقیه فاضل
🔻رستگاری در آخرین روزهای پاییز آمد طلا را اهدا کرد و این قصه را گفت: «از پس‌انداز اولین حقوق‌هایم ک
پی‌نوشت: گمانم دیگر خسته شده بود از زندگی معمولی، از بی‌فایده بودن، از بیهوده چرخیدن. لحظه پروانگی‌اش رسیده بود... کاش هیچ کسی از کاروان جهاد جا نماند و کاش ما را رو سفید کنند. تاب این همه خلود در زمین و بی‌خبری از آسمان را نداریم. من به قد قامت یاران نرسیدم؛ ای کاش لااقل رکعت آخر به جماعت برسم... https://eitaa.com/rq_fazel
🔻یلدا و احیای عدالت 🔻امام خمینی رحمه‌الله علیه، در حدیث ۱۹ چهل حدیث، دلیل اجتماعی منع غیبت را سست شدن پیوندهای اجتماعی و از دست دادن قوت جامعه میدانند و معتقدند جامعه از منظر الهی باید «به منزله یک شخص باشد و افراد جامعه به منزله اعضا و اجزاء آن و تمام کوششها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جامعه و فرد است، چرخ زند» و تاکید میکنند که «اگر چنین مودّت و اخوّتی در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند. چنانچه از مراجعه به تواریخ، خصوصا تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمه آن، مطلب خوب روشن می شود، که در اوایل طلوع این قانون الهی، چون شمه ای از این اتحاد و وحدت در بین مسلمین بوده و مساعی آنها مشفوع به تخلیص نیّات نوعا بوده، در مدت کمی چه فتوحات بزرگی کردند، و در اندک زمانی به سلطنتهای بزرگ آن زمان، که عمده آن ایران و روم بوده، غلبه کردند و با عده کم بر لشکرهای گران و جمعیتهای بی پایان غالب شدند.» ادامه در پست بعد... https://eitaa.com/rq_fazel/391
رقیه فاضل
🔻یلدا و احیای عدالت 🔻امام خمینی رحمه‌الله علیه، در حدیث ۱۹ چهل حدیث، دلیل اجتماعی منع غیبت را سست ش
🔻یلدا و احیای عدالت 🔻امام خمینی رحمه‌الله علیه، در حدیث ۱۹ چهل حدیث، دلیل اجتماعی منع غیبت را سست شدن پیوندهای اجتماعی و از دست دادن قوت جامعه میدانند و معتقدند جامعه از منظر الهی باید «به منزله یک شخص باشد و افراد جامعه به منزله اعضا و اجزاء آن و تمام کوششها و سعی ها حول یک مقصد بزرگ الهی و یک مهم عظیم عقلی، که صلاح جامعه و فرد است، چرخ زند» و تاکید میکنند که «اگر چنین مودّت و اخوّتی در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللی که بر این طریقه نباشند. چنانچه از مراجعه به تواریخ، خصوصا تاریخ جنگهای اسلام و فتوحات عظیمه آن، مطلب خوب روشن می شود، که در اوایل طلوع این قانون الهی، چون شمه ای از این اتحاد و وحدت در بین مسلمین بوده و مساعی آنها مشفوع به تخلیص نیّات نوعا بوده، در مدت کمی چه فتوحات بزرگی کردند، و در اندک زمانی به سلطنتهای بزرگ آن زمان، که عمده آن ایران و روم بوده، غلبه کردند و با عده کم بر لشکرهای گران و جمعیتهای بی پایان غالب شدند.» 🔻بعد از تذکر به این نکته، این حدیث را روایت میکنند که «اتّقوا الله و کونوا إخوة بررة متحابّین فی الله متواصلین متراحمین، تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا أمرنا و أحیوه» و تقوا را با برادری، محبت در راه خدا، رفت و آمد، رحمت و به زیارت هم رفتن و ملاقات کردن همبسته میدانند. اما چه رازی است میان صله رحم و تقوا؟ مسأله این است که رفت و امد در جامعه ایمانی، باعث میشود اگر در کوچه پس کوچه های دنیا اهل غفلت شدیم، همدیگر را که میبینیم یادمان بیفتد که برای هدفی حرکت میکردیم. یادمان بیفتد که کارهای مهمی داریم. و آن کار مهم توی دلمان را خالی نکند که از عهده ما بر نمی آید. رفت و امد میتواند به پیوند و برادری ختم شود و الفت و اتحاد، ما را به قدرت برساند. قدرت است که میتواند اسلام را احیا کند و دین را اقامه کند. 🔻در دورهمی های شبهای زمستان که بلندترینش یلداست، جا دارد به این فکر کنیم که چه باید بکنیم برای مبارزه با نابرابری ها در شهر؟ چه بکنیم برای نابودی اسرائیل؟ چطور به مردم مقاوم غزه کمک کنیم؟ این دغدغه‌ی احیای امر خدا در زمین را اگر در دستور کار شب نشینی ها قرار بدهیم، متناسب با سن و سال اعضای دورهمی و ترکیب افراد میشود کارهایی طراحی کرد. با کودک و بزرگسال هویج رنده کنیم و مربای هویج درست کنیم و بین فامیل بفروشیم برای کمک به غزه. با نوجوان ها درمورد تحریم کالای صهیونیستی صحبت کنیم و از همین امشب تصمیم بگیریم کوکاکولا نخوریم. با بزرگترها درمورد تجمع کارگری 18 آذر صحبت کنیم و تشکل یابی کارگران پارس جنوبی را بعنوان اقدامی خوب و مثال زدنی در میان حرکتهای صنفی که میتواند به عدالت ختم شود، روایت کنیم. شاید جان تازه‌ای به تصمیم هایمان دمیده شود. اول رجب است، تصمیم بگیریم و حرکت کنیم و به نصرت خدا امیدوار باشیم.
هدایت شده از مدرسه دادخواهی ⚖
دکتر رقیه فاضلAudioCutter_2FilesMerged_۲۸۱۲۲۰۲۵(3).mp3
زمان: حجم: 22.8M
🎧 | فایل صوتی نشست دوم از سلسله‌نشست‌های مرکز ثقل 📌 موضوع: ایده‌ی معلمی رهبر انقلاب اسلامی 👤 دکتر رقیه فاضل 📅 جمعه، ۵ دی ۱۴۰۴ ⚖ مدرسه دادخواهی تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
🔻پدر مثل کوه خاطره‌ای در نقد آقازادگی چند ماه پیش کتاب «ذکریاتی مع أبی» را خواندم. خاطرات پدرانه سید است به قلم پسرش محمد مهدی نصرالله. شب عید، یکباره یاد خاطره ای افتادم در کتاب که خیلی این مردانگی و پدری سید به چشم می آید. محمد مهدی نصرالله در صفحه 25 کتاب نوشته است قبل از اکتوبر 2023، یعنی قبل طوفان الاقصی از پدرم اجازه گرفته بودم که ماه رمضان را مشهد بروم و شبهای قدر حرم امام رضا علیه السلام باشم. اما دو روز قبل سفر که دیگر هم غزه درگیر جنگ بود و هم لبنان، مادرم زنگ زد و گفت پدرت با شما کار مهمی دارد. ادامه در پست بعد https://eitaa.com/rq_fazel/394
رقیه فاضل
🔻پدر مثل کوه خاطره‌ای در نقد آقازادگی چند ماه پیش کتاب «ذکریاتی مع أبی» را خواندم. خاطرات پدرانه س
🔻پدر مثل کوه خاطره‌ای در نقد آقازادگی چند ماه پیش کتاب «ذکریاتی مع أبی» را خواندم. خاطرات پدرانه سید است به قلم پسرش محمد مهدی نصرالله. شب عید، یکباره یاد خاطره ای افتادم در کتاب که خیلی این مردانگی و پدری سید به چشم می آید. محمد مهدی نصرالله در صفحه 25 کتاب نوشته است قبل از اکتوبر 2023، یعنی قبل طوفان الاقصی از پدرم اجازه گرفته بودم که ماه رمضان را مشهد بروم و شبهای قدر حرم امام رضا علیه السلام باشم. اما دو روز قبل سفر که دیگر هم غزه درگیر جنگ بود و هم لبنان، مادرم زنگ زد و گفت پدرت با شما کار مهمی دارد. فهمیدم که درمورد سفر است. در اولین فرصت زنگ زدم به پدرم. به من گفتند چیزی میخواهم بگویم و دوست ندارم ناراحت شوی. گفتم ناراحت نخواهم شد. پدرم گفتند سفرت را لغو کن. همانجا در لحظه گفتم چشم، لغو شد. در ادامه خاطره میگویند میدانستم پدرم شوق ما را به زبارت میدانند، اما به خاطر همدلی با مردمی که درگیر جنگ بودند، شهید داده بودند و مجروح داشتند و به اجبار جنگ آواره شده بودند، نباید ما از لبنان خارج میشدیم، حتی به خاطر زیارت. میگویند بعد از اینکه تلفن را قطع کردم، همسرم پرسید امر پدر درمورد سفر بود؟ گفتم بله، خواستند سفر را لغو کنم و لغو کردم. همسرم هم بدون ناراحتی و با طیب خاطر استقبال کردند. من در این خاطره، هم پدری به معنای دست گرفتن و تربیت را در وجود سید درک کردم و هم پدری برای یک امت. پدرها هر قدر مردتر باشند، چتر پدری شان گسترده تر میشود. این شیوه از پدری، معنای را هم تغییر میدهد. آقازادگی در مرام اسلام ناب، یعنی بیشتر زیر ذره بین پدر هستی. یعنی مسئولیت بیشتری داری. چقدر این پدری شیرین است. پدر کوه است که میشود به آن تکیه کرد. آنقدری دلسوز است و غیور که نمیتواند لغزش را ببیند. هر چه پدر کوهستان تر و مردتر باشد، این غیرت و دلسوزی بیشتر است. جوری دست میگیرد که هم تو را نگه دارد و هم خودش جابجا نشود. قوا انفسکم و اهلیکم ناراً. دلمان تنگ شده برایت سید! روز مرد مبارکت باشد در کنار امیرالمومنین!