آنقدر در برابر نشدنهای مکرر،
خواستههای قلبش را تغییر داده بود
که دیگر نمیدانست روحش واقعا در کجا آرام میگیرد.
با گریه و اشک درس میخونی ولی وقتی شبا میری تجمع با حال خوب برمیگردی و فردا رو باز میسازی(:،اینا لطف خدا نیست پس چیه