هدایت شده از ر࣫͝وناک𐙚ִִ
سوگند به شب! هنگامی که [برای رسیدنِ سحر] روی بر میتابد.
سوره مدثر، آیه ۳۳.
پلک هایم را روی هم گذاشتم و هوا را با ولع وارد ریه هایم کردم:)
چقدر دلتنگ بودم
دلتنگ صدایِ مخملی و دلنشین اش
دلتنگ موهای فر و پیچ و تاب دارَش
دلتنگ خنده های شیرین و دلبرانه اش:)
صدای قطرات باران مرا از خاطراتم بیرون کشید..
آسمان به حال و روزم گریه میکرد و اشک هایش گونه هایم را نوازش میداد
زمزمه کردم
گریه نکن ؛ او هنوز هم همینجاست
در قلبم...:)
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
گفتی سرد باشه دستامه تو جیبت:)
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اخه فسقلی چی بهت بگم؟:)
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
وقتی میدونم نمیسازه یه لحظه دوری بهت:)
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه در میخوام اون وَرِش اتاقت باشه!:)
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
این عادیه آدم بخواد معتادت باشه؟:)
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این عادیه تخس باشب حرصم بدی؟:)