هدایت شده از - خانومِیاسی -
یه چیزی بگم ..
سعی کنید حداقل یه بار تو عمرِتونبلندبلندگریهکنید ،
یعنی من، کراش زدم رو سالِ پیش که انقدر افسرده بودم،کمآورده بودم،
که از فرصت استفاده کردم و کسی خونه نبود ..
نشستم بالشتمُ گذاشتم وسط و با جیغ گریه میکردم،تصور میکردم عزیزترین کسم مُرده ..
خیلی درد داشتآ * ولی آنقدر بعدش حالت خوب میشه :)
یبارمبرایِ اینکه کسی رو فراموش کنم نشستم اینطوری زار زدم ، جواب داد .. خلاصه که آره ؛ اگه شبا میشد
بلندبلند گریه کرد هم نهایتِ استفاده روببرید .
هدایت شده از - خانومِیاسی -
شمارو نمیدونم*
اما من همینکه خونهمون رو مرتبکنم
چراغارو روشن کنمخونهنورانی بشه؛
کولربزنمُ خونه رو سرد کنم ..
بعدش هم یه عود یا یه عطرِفلامینگویی بزنم * خونه معطر شه ،
واقعا حس میکنم تو قصر زندگی میکنم
یه حسِ خوشبختیُ آروم شدن میاد به تنم دست میده >>>>>>> .
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
شمارو نمیدونم* اما من همینکه خونهمون رو مرتبکنم چراغارو روشن کنمخونهنورانی بشه؛ کولربزنمُ خونه
دیگه دیدم خانوم یاسی خیلی دارن حق میگن ، بله بله منم همین حس رو دارم((:
خیلی خوبه ، اون حسِ زنده بودنه رو خیلی دوست دارم ..
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
منم بسیار بسیار تائید میکنم(:
من نیاز دارم بعدش برم پیش یکی از دوستام که به ترک دیوار هم میخنده
یکم مسخره بازی در بیارم و به خنده هاش نگاه کنم تا حالم خوب شه
و بعدش تلاش کنم صدای جیغ و زجه هامو فراموش کنم
هدایت شده از " گرافیک طوری "
هدایت شده از ویلوبی'
دلم یه خنده از ته دل میخواد. از اینایی که انقدر میخندی وسطش نفست بند میاد خفه میشی میافتی میمیری.