ر࣫͝وناک𐙚ִִ
باران به تندی محبت میکند و من پوزخند میزنم به مردی که به پاهایش شتاب میدهد، برای زود تر طی کردن م
زیر باران که به من زل بزنی
خواهی دید؛
فن تشخیص نم از چهره گریان،
سخت است:)
ناودانها شرشر باران بی صبری ست
آسمان بی حوصله، حجمِ هوا ابری ست
کفشهایی منتظر در چارچوب در
کوله باری مختصر لبریز بی صبری ست
پشت شیشه میتپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری ست
و سرانگشتی به روی شیشههای مات
بار دیگر مینویسد: «خانهام ابری ست»
https://eitaa.com/im_afraa/9968
:)))))
آخ تو چقدر خوبی دختر؛
چقدر قشنگی و چقدر دوست داشتنی ای
کاش بتونم لطفتو جبران کنمممم♡
هدایت شده از [مکتوبات]
..هوالکاتب..
به مناسبت ⁵⁰ تایی شدن [مکتوبات]
و 100 تایی شدن تکست های کاتب
یه هدیه برای شما داریم (=
فور بفرمایید و تگ هایتان را در این مخزن نهادینه کنید.
تا به شما
_سناریوی آشنایی با معشوقه تان را +عکسی با همان وایب _
تقدیم نگاه سبزتان کنیم.
به امید آنکه نادیده گرفته نشویم (:
ارادتمند شما :کاتب
4_5877413284285519138.ogg
زمان:
حجم:
357.6K
مُود موزیک : بارون + نبودنت + دلتنگی
هدایت شده از !˖ʙʟᴀᴄᴋ؛
23.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نشد به حال این ویرانه ات نظر کنی!:)
«ترکیب دوتا کلیپ واقعا خوب شد»
دخترک همانطور که در خاطرات غرق بود ،
دامن گل دار قرمزش را در دست گرفت و بر روی چمن های سبز باغ نشست!
پاهایش را دراز کرد و قبل از آن برهنه شان کرد از هر آلایشی ،
حالا باد ضربات خود را محکم تر و دلنواز تر بر پاهایش میکوبید و این یعنی زندگی!
موهایش را رها نکرد و در بند کلیپسی زندانی ساخت"
برخلاف همه همیشه از آزاد کردن موهایش انزجار داشت!
دستانش را به پشتش بر روی زمین گذاشت و بهشان تکیه کرد؛
کمی بعد دراز کشید و یکی از دستانش را زیر سرش و دیگری را روی پیشانی اش گذاشت پس موهایش از بند رها شد ،
دوباره بازی و نوازش صورتش را از سر گرفتند و این باد بود که راه زندگی را یادشان می داد
حالا دخترک لبخند زنان احساس آرامش داشت ....
و بوی بهارنارنج بود که میپیچید!
#خط_خورده