دلم میخواست بهت بگم بیا انقدر باهم حرف بزنیم تا آخر از دستِ هم خسته شیم ولی نمیتونم شبیه اون دخترای احمقی باشم که نتیجه هیچ کاری رو در نظر نمیگیرن.
یه جا سعی میکنی یاد بگیری با یه سری چیزا کنار بیای که اذیت نشی، ولی الان دارم اذیت میشم که چرا انقدر با همه چیز دارم کنار میام.
Your hands have to be empty before they can hold anything new. maybe that's why life keeps asking you to let go.
زندگی جالبیه؛ با چه کسایی در معرض ارتباط قرار دارم و عادی برخورد میکنم در طول روزها، که بخاطر خیلی از چیزها حلالشون نکردم و سپردمش تا روزی جلوی خدا رو به روی هم قرار بگیریم.