مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔶 تعقلِ مناجات (۱) حقیقتِ «مناجات»، ظهورِ قدرت و ظرفیت بی‌‌انتهای انسان در مقابل عادی‌‌ترین، ابتدائ
🔶 تعقلِ مناجات (۲) آنچه از مناجات‌های لفظی و ظاهری در مکاتب و زبان‌های گوناگون وجود دارد، شکل و فرمی برای حقیقتِ مناجات است. حقیقتِ مناجات، واقعیت و رویدادی درونی است و لفظ، تنها نمودی برای آن است. در واقع مناجات ظاهری می‌تواند قالب و کلیشه‌ای ارزشمند برای این رویداد باشد؛ و استفاده نادرست از لفظ مانع بزرگی خواهد شد. حقیقتِ مناجات عبارت است از همان سیر و زندگیِ حقیقیِ انسانی که توجه و احیای این سیر، زندگی واقعی ما را امکان‌پذیر می‌کند؛ و خیلی بعید است کسی با توجه به آن نتواند زندگی خود را سامان دهد. سامان‌دهی زندگی به معنی حل مشکلات نیست! بلکه به این معنی است که فرد در خط سیری قرار می‌گیرد که پیوسته «توان و اقتدار روحی و اتکای به نفس» در او قوی‌تر از «مشکلات» شده، و اگرچه «رنج و سختی»‌اش کمتر نمی‌شود، اما «میزان غلبه‌ی روحی و موفقیت‌های انسانی»اش به مراتب بیشتر خواهد شد. اگرچه «رویداد مناجات» مختص انسان خاصی (با هر مرام و مذهب) نیست، اما خودآگاه کردن آن و استفاده صحیح و هدر ندادن آن شرط اصلی است. چه بسیار از افرادی که تناقض‌های روحی، به عنوان مقدمه‌ی مناجات در آنها رخ داده (در بخش اول توضیح داده شد)، اما نه تنها برای آنها ثمره‌ای ندارد بلکه باعث عذاب روحی و روانی، و زمین‌گیر شدن می‌شود. مهم‌ترین شرطِ مفید بودن این «تناقضِ مقدّس»، استفاده‌ی «درست، متعادل و خودآگاه» از آن است. لازم است که انسان نگاهی درست و متعادل به فضای زندگی خود، اجتماع، جهان و کائنات داشته و این نگاه به اندازه‌ی کافی مثبت و دربردارنده‌ انگیزه‌های لازم باشد. معنی این کلام این نیست که نواقص بیرونی، عیبِ انسان‌ها و جرم و خیانت آنها را نبیند؛ بلکه با تمام این توجهات، در نهایت باید انگیزه‌‌ای برای زندگی و مثبت دیدن آن وجود داشته باشد، تا این نیروی درونی به حرکت درآمده، «رویدادِ مناجات» و «توجه به قدرت خویشتن» و «رها شدن آن» واقعیت یابد. در غیر این صورت تنها چیزی که برای انسان باقی می‌ماند، زجر و مشقت است؛ و در نتیجه‌ی آن، انحرافات روحی همچون «میل به خودکشی» و غیر آن است. کسی که در این تناقض قرار می‌گیرد، باید تمام تلاش خود را برای تغییر زندگی و تعالی آن به کار ببرد، و هرگز نباید ادامه‌ی این تناقض و ثمر داشتن آن را بهانه‌ای برای تغییر ندادن جهان خود قرار دهد. «تناقضِ مقدس» برای انسانی است که با تمام قدرت برای تغییر خویشتن و جهان اقدام می‌کند، و موفقیت‌ها یا شکست‌های پی در پی به دست می‌آورد، اما هرگز به خواسته خود نمی‌رسد و آنچه که به دست آورده از خواسته‌اش کمتر است. کسی که تلاشی انجام نمی‌دهد و پیوسته از شرایط خود ناله می‌کند، نمی‌تواند به این مرحله دست یابد. اگر انسان برای مشکلات خود به دنبال مقصر بیرونی باشد -حتی اگر این تقصیر درست باشد- نمی‌تواند به خویشتنِ خود و ظرفیتِ بی‌نهایتِ آن رجوع کند؛ و شرط «رهایی خود و استعدادهایش» و قرار گرفتن در خط سیر «بهتر شدن مداوم زندگی»، اتکای به خود است. سخت‌ترین مرحله زمانی است که انسان به مقصرینی توجه می‌کند که واقعا مقصر در این شرایط هستند. در این حالت کنده شدن نگاه انسان و توجه به نفس به مراتب سخت‌تر است. هر آنچه ذکر شد، نمونه‌هایی از شرایط درست استفاده کردن از «مناجات همیشگی انسان» و «تناقضِ مقدّس زندگی» است. همان گونه که گفته شد هرگز اینها مختص انسان خاص –دین‌دار و بی‌دین- نیست. همچنین شرایط استفاده از آن همگانی است، و اکثر افراد رنج و مشقت این «تناقضِ مقدّس» را تحمل نموده، و ثمرات آن را با انحرافاتی از این دست از بین می‌برند. هر انسانی می‌تواند با توجه به این وضعیت درونی، مشکلات و موانعی که او را از زندگی انسانی و سیر رشد باز داشته است شناسایی کند. «مناجاتِ درونی» چون ترازویی است که موانع و گرفتاری انسان را نشان می‌دهد، و معلمی است که راهِ غلبه بر زندگی مادی و معنوی را به او می‌آموزد. 📚 👁 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید: تلگرام | اینستا | ایتا | توییتر | بله |آپارات