🏴 بند ۱ (ای همسفر همیشه ی من بودی بر و برگ و ریشه ی من) ۲ در وقت هجوم قوم کینه تو شیر زنی به بیشه ی من پشت در خانه ، ناله ها نمودی ۲ در روز غریبی ، یار من تو بودی ( دشمن به حریمت آتش افروخت شش ماهه گل سرخ تو را سوخت ) ۲ پیدا بوَد از سرخی مسمار میخ در و سینه ی تو را دوخت ۲ ( ای یار شهیده ی ولایت ۲ ) ۲ 🏴 بند ۲ (رسم ازلی چنین شد ای یار این گونه دلت غمین شد ای یار ) ۲ چون شعله خورد به صورت تو قلب علی آتشین شد ای یار من به دست بسته، تو پهلو شکسته۲ اطفال تو زهرا ، یک گوشه نشسته ( ای فاطمه پشت در چه دیدی با فشار در چه ها کشیدی ) ۲ دشمن چو مرا کِشد به مسجد با سینه ی خونی ات رسیدی ۲ ( ای یار شهیده ی ولایت ۲ ) ۲