. ۱۶ غرق خون شده روی ماه اصغر شانه ام شده قتلگاه اصغر تا به ابد بر دوشم ، بار غم مظلوم است خون گلوی طفلم ، همان دم مظلوم است وای علی اصغرم ، وای علی اصغرم حرمله به باغم رنگ خزان زد به یک تیر سه شعبه سه نشان زد یکی به بازوی من، یکی گلوی اصغر یکی دگر را هم زد ، بر دل خون مادر غنچه ای که نشکفته چیدنی نیست ذبح تشنه سرش بریدنی نیست به روی دستم  دست   و پا زدنش را دیدم با دست خود خونش را به آسمان پاشیدم ............. ۱۶ شهید علقمه شده اباالفضل زائر فاطمه شده اباالفضل فرات شد حیرانِ ، ماه جمال عباس یا ولدیِّ زهرا ، شده مدال عباس واویلتا یا عباس وای علمدار من ای اهل حرم تکیه گاه من رفت بگویید به زنها پناه من رفت با کمر افتاده ، به خیمه برگشتم من غریب بودم ، حالا ، غریب تر گشتم من کسی گل را چنین پرپر ندیده کسی نقش زمین قمر ندیده نشسته ام تا  از خاک، صورت او بردارم سری نمانده تا که به دامنم بگذارم حرم بعد عباس امان ندارد خیمه ها دگر پاسبان ندارد هر که از او می ترسید ، آمده و شیر شده برای طفلی حالا دست به شمشیر شده ✍ ........... صدای ناله ای مغموم آید از حرم بانگ یا مظلوم آید میان خیمه دیگر ، تاب ندارد زینب شب جدایی آمد خواب ندارد زینب علی الحسین واویلا شب گفتن اسرار مگو شد صحبت از بوسة زیر گلو شد همین سری که امشب در بر خواهر باشد میان مقتل فردا جدا ز پیکر باشد دو چشمی که نخفته مانده بیدار ظهر فردا شود از تشنگی تار واعطشا می گوید ، نمی دهد کس آبش آه که با خنجر ِکُند ، شمر کند سیرابش .👇