•𓆩💞𓆪•
.
.
••
#عشقینه ••
#مسیحای_عشق
#قسمت_صدوپنجاهوچهار
+:کار به اونجا نمیرسه.. بیا ببینم با کدوم ماشین اومدی؟
جلو میروم و سمند سبز رنگ را نشانش میدهم.
*
:_ببین نیکی،پدربزرگ همیشه میگه مسعود دو تا خصوصیت اخلاقی خیلی مهم داره،مغروره و
لجباز. تو نباید کاری بکنی رو دنده ی لج بازی بیفته، ببین بابای تو مغروره،بیش از حد هم مغروره
شکستن غرورش رو هیچکس ندیده،حتی تو،در سته؟
سرتکان میدهم،بابا کوه اقتدار است،هیچ وقت ندیدم کمر خم کند.
:_یه خصوصیت مهم دیگه اش اینه که،در مورد تو خیلی حساسه،یعنی تو نقطه ضعفش
محسوب میشی..که خب تا حدودی طبیعی هم هست...
حالا ببین،تو و سیاوش دقیقا دست گذاشتین رو اینا...
سیاوش، پا شده رفته شرکت،واسه خواستگاری..
بابات گفته نه،سیاوش اصرار کرده...
نتیجه اش چیشد؟ یه سیلی تو گوش سیاوش...
بعد،سیاوش بازم ادامه داده..تو هم که طرف اون رو گرفتی...
+:عمو من طرف سیاوشو...یعنی طرف آقاسیاوش رو نگرفتم
:_به حرف من گوش بده... به هرحال اصرار کردی که سیاوش بیاد خواستگاریت دیگه... بابای
جنابعالی هم حس کرده دشمن،اومده تو قلمروش، غرورش رو جریحه دار کرده،تازه دخترش رو
هم طرفدار خودش کرده...حالا استراتژی بابات چیه؟ اینکه تو زمین خودش،دشمن رو تحقیر و
بالطبع قدرت نمایی کنه.
برای همین بابات قبول کرد که سیاوش بیاد خواستگاری،خواست بهش زهرچشم نشون بده،یعنی
تاکتیکش همین بوده
+:عمو مگه جنگه آخه؟
:_یه همچین چیزی... بابات سعی داره تو و غرورش رو حفظ کنه،سیاوش هم قصد داره بابات رو
راضی کنه.. جنگه دیگه...
+:ترکش هردوتاشون هم میخوره به من...
عمو لبخند میزند
:_خوب یاد گرفتی!
✨لینڪ قسمت اول👇
https://eitaa.com/Asheghaneh_Halal/83012
.
.
•🖌• بہقلم:
#فاطمه_نظری
.
.
𓆩مرجعبهروزترینرمانها𓆪
Eitaa.com/asheghaneh_halal
•𓆩💞𓆪•