قصه شب
💠 «انگور قصر تاریک»
💠 موضوع قصه: بیان واقعه شهادت امام رضا علیهالسلام
🔶 هنوز دعای احمد قصاب تموم نشده بود که یکی از دوستان خوب امام رضا با عجله وارد بازار شد. اون با ناراحتی زیاد و صدای بلند داد میزد: آهای مردم مرو! روزی سیاهتر از امروز وجود نداره؛ کاش آسمون گریه میکرد و زمین ناله میزد. بیچاره شدیم. خاک عزا به سرمون شد. امام هشتم از دنیا رفت. امام رضا از پیش ما رفت. واااای! بدبخت شدیم.
#بنده_امین_من
#هشت_تا_چهارده_سال
@Bandeyeamin_man
─━━━✣✦━♥️━✦✣━━━─