حکایتی که شهید ثانی نقل می کند!! «روزى چند نفر از طالبين علم؛آنانى كه مى‌خواستند اهل فهم شوند،مبطلات اعمال و آفات نفس را بفهمند و دينشان را درست كنند،مى‌خواستند بروند نزد محدّثى و در خانه‌اش استماع حديث كنند.دير شده بود.گفتند:تند برويم كه موقع بحث دير شده است.يك نفر كم ظرفيّت و جاهل بى‌خبر،از روى تمسخر گفت:آقايان خيلى تند نرويد،بال ملائكه را ناراحت نكنيد!تا اين حرف را زد،سر جايش خشك شد و ديگر نتوانست قدم از قدم بردارد و تا آخر عمر،دو پايش خشك گرديد؛زيرا حديث خاتم انبيا محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به تمسخر گرفت». https://eitaa.com/Bayynat