بشری قدمی به جلو برمیدارد و قبل از اینکه حرفی بزند، دکتر دستش را میخواند و سوال نپرسیدهاش را جواب میدهد.
-ببین خانم! خواهرت دچار مسمومیت بارداری شده. این مسمومیت زمین تا آسمون با بقیهی مسمومیتها فرق داره. ارگانهای حیاتی مادر دچار مشکل شده. سردرد و تاری دیدش به خاطر تاثیر مسمومیت روی مغزشه و سوزش سر دلش هم یعنی کبدش رو هم درگیر شده.
بشری هم میفهمد و هم نمیفهمد. یعنی دلش میخواهد هیچکدام از اینها راست نباشد. دکتر دوباره با طهورا حرف میزند.
-امشب اینجا میخوابی. بهت دارو تزریق میکنیم. اگه جواب نداد فردا سزارین میشی.
-هفت ماهه!؟
-خودت تو خطری و اولویت برای ما حفظ جان مادره.
صدایش میلرزد و مردمک چشمهایش.
-بچههام چی؟ هفت ماه تحمل کردم.
-انشاءالله که طوریشون نمیشه ولی مهم جون خودته.
دکتر میخواهد برود که طهورا میگوید:
-بچههام مهمترن.
مجبور میشود بایستد.
-عزیزم. نگران نباش. انشاءالله که بچههات سالم میمونن. یه سونو ازت میگیریم. اگه ریهی بچههات کامل نباشن، بتامتازون میزنین تا کامل بشه.
دست طهورا را میگیرد.
-نگران نباش.
* قسمتی از آیهی سوم سورهی طلاق و گنجی ناب در دل آیات قرآن است که در آن خداوند خطاب به بندگانش فرموده: هرکس بر خدا توکل نماید، خدا او را کفایت میکند و توکل کننده بر خدا کسی است که میداند خداوند عهدهدار رزق و دیگر امور اوست و فرد بر اساس چنین باوری تنها به او اعتماد و تکیه مینماید.
✍🏻 #م_خلیلی
کپی یا انتشار به هر شکل #حرام است🚫
╭━━⊰⚜⚜⊱━━╮
@In_heaventime
╰━━⊰⚜⚜⊱━━╯