علت ناکامی دولت در کنترل تورم (۲) چرا نقدینگی عامل غالب تورم نیست؟ ۱-اینکه نقدینگی عامل تامه تورم است، برآمده از نظریه مقداری پول است. در صورتی نقدینگی علت تامه تورم است که: سرعت گردش پول ثابت باشد، تابع تقاضای پول با ثبات باشد، پول فعال باشد و اقتصاد در اشتغال کامل باشد. بسیاری از این موارد در حال حاضر در اقتصاد ایران برقرار نیست. ۲-نحوه توزیع نقدینگی در ارتباط بین نقدینگی و تورم موثر است. در حالت توزیع نابرابر نقدینگی، رابطه بین نقدینگی و تورم صریح نیست. در شرایط فعلی، به علت توزیع نابرابر، نقدینگی استعداد ایجاد تورم ندارد. البته مانده‌های سوداگری می‌تواند باعث ایجاد بی‌ثباتی و حباب در قیمت دارایی شود. باید توجه نمود علت این موضوع عدم وجود ابزارهای کنترلی مثل مالیات است و نه نقدینگی. ۳-تورم دو رقمی بلند مدت باعث کاهش قدرت خرید ریال شده است. در واقع قدرت خرید مردم کاهش یافته است. از این رو شاید میزان نقدینگی زیاد باشد، اما به دلیل کاهش قدرت خرید، قدرت ایجاد تورم ندارد. ۴- شواهد آماری متعددی وجود دارد که رابطه بین نقدینگی و تورم را در اقتصاد ایران نقض می‌کند. برای مثال در سالهای ۱۳۷۹-۱۳۸۰؛ ۱۳۸۳-۱۳۸۴؛ ۱۳۸۶-۱۳۹۰ رشد نقدینگی و تورم معکوس است. ۵- تورم‌های بالا در ایران همزمان با رشد اقتصادی بسیار پایین است و در مقابل در دوره‌های رشد مناسب، تورم پایین بوده است. در واقع بر اساس شواهد آماری، وضعیت رونق و رکود، نسبت به نقدینگی، توضیح دهنده بهتری برای تورم است. ۶-در دوره‌های تورم بالا افزایش نرخ ارز و افت واردات مشهود است. ۷-در دوره‌های وفور درآمد نفتی، تورم گرایش به جاذبه تقاضا دارد. نتیجه اینکه، عامل غالب تورم در دوره‌های مختلف متفاوت بوده است. گاهی عامل جاذبه تقاضا و گاهی عامل فشار هزینه. در حال حاضر عامل غالب، عامل فشار هزینه بواسطه افزایش نرخ ارز است. از این رو اعمال سیاست‌های انقباضی نه تنها در کنترل تورم، بی حاصل است، بلکه منجر به افزایش رکود خواهد شد. در نتیجه برای مقابله با تورم، باید سیاست‌های تولید محور و سیاست‌های کنترل نرخ ارز اتخاذ شود. 🇮🇷یادداشت‌های مجتبی غفاری @MojtabaGhafari