🔹 زمانه عجیبی است. برخی به‌گونه‌ای از جلسات تبرّی صحبت می‌کنند که انگار وسعت دیدشان فقط کوچه‌های گذرخان است. آن‌قدر از اوضاع دنیا بی‌خبرند که انگار همه‌‌ جهان، گذرخان و کوچه ممتاز است! 🔸 دیشب در مسیر برگشتِ به خانه، پیرمردی با بنده هم‌کلام شد. خواست برایم حدیثی بخواند که استفاده کنم! نقل کرد که از امیرالمؤمنین پرسیدند: فردا چطور است؟ حضرت جواب داده‌اند: «الیوم البَدْتر»! دوباره عرض شد: دو روز بعد چطور است؟ فرمود: «الیوم البَدْتر»! پیرمرد خواست نتیجه بگیرد که هر روز از روز قبل بدتر خواهد شد. ولی متوجه نشدم که این روایت کجاست؟! لابد بررسی سندی هم کرده! البته نیازی به روایت نیست، چون آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است! قوتِ متن جابرِ ضعف سند است. البته از پیرمرد تشکر کردم و خداحافظی نمودم. 🔹 خاطرم هست در جایی منبر می‌رفتم. شخصی از من خواست که در منبر از یک برنامه مذهبی تلویزیونی تعریف و تمجید کنم. انگار مردم خیال می‌کنند که وظیفه ما بیانِ اعتقادات آنها بر روی منبر است! 🔸 چندی پیش یکی از اساتید فرمود: «گاهی افرادی که هیچ کتابی در زمینه دین نخوانده‌اند و هیچ تخصصی در دین ندارند، اظهار نظراتی می‌نمایند و ما را هم مورد نقد قرار می‌دهند، انگار نه انگار که ما عُمری در این زمینه مطالعه و تدریس نموده‌ایم. خوب است که انسان بفهمد که مخاطبش کیست و با چه کسی صحبت می‌کند!» ✔️ جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش ✍ رضا حسینی @Nardebane_feghahat