6⃣ ششمتاریخ علم و تمدن در ایران و جهان 👈از عصر مغول به بعد، دنیای اسلام نه تنها خود در علوم طبیعی و ریاضی فعال نبود بلکه از جریان هایی که در جاهای دیگر میگذشت نیز بی خبر بود. 👈ظهور افرادی نظیر غیاث الدین جمشید کاشانی و شیخ بهایی کاملا استثنایی بود 👈دوران صفویه با شروع علم جدید در اروپا مقارن بود ولی در ایران فقط علوم دینی و فلسفی رونق داشت و در بقیه جهان اسلام فقط علوم نقلی رایج بود 👈 به دوره قاجار که می رسیم علوم جدید به ایران رسید و عده‌ای به خارج رفتند و علوم جدید به ایران منتقل شد. آنهایی که به خارج رفتند و علوم جدید را همراه با بار فلسفی آنها به این دیار منتقل کردند( بار فلسفی علوم در بخش‌های بعدی اثبات خواهد شد) 👈 اما درست مقارن با همین دوران بود که ناپلئون به مصر وارد شد و مصریان را تحت تأثیر موفقیت‌های علم جدید قرار داد 👈 یکی از افرادی که نظر مثبت به پذیرش علم جدید داشت سید جمال الدین اسد آبادی بود علم جدید را یک علم جهانی می دانست که ورای فرهنگ ها است و از علمای مذهبی به خاطر نگرش منفی شان نسبت به علم جدید انتقاد کرد. اما پذیرش سید جمال و عبدو و رشید رضا از علم جدید در چارچوب اسلام بود آنها می خواستند اسلام را از حملات شرق‌شناسان مصون دارند و از دست حکام مذهبی مخالف تمدن جدید برهانند. 👈روشنفکران در مصر و جاهای دیگر نیز ظهور کردند که کتاب نوشتند و غرب گرایی و سکولاریسم را ترویج کردند 👈 گروه دیگری که از علم جدید استقبال کردند تعدادی از دانشوران مسیحی عرب بودند مثل شبلی شمیل جرجی زیدان و سلامه موسی. اینها انگیزه شان برای پذیرش علم جدید فلسفی و عقلی بود. آنها علم را منبع واقعی روشنگری و قدرت مادی و عامل واقعی تغییر و تجدد می دانستند و برتری جهانبین علمی بر جان بینی دینی اذعان داشتند 👈در همان نیمه دوم قرن نوزدهم که این جریان ها در مصر می گذشت سید احمد خان هندی ظهور کرد و کوشید که علم جدید را در هندوستان رونق دهد. یک دانشگاه برای عمومی کردن علم غربی در آن دیار تأسیس و کتب علمی را به اردو ترجمه کرد. به عقیده سید احمد خان، عقب افتادگی مسلمانان ناشی از عقاید خرافی و ترد معقول و تسلیم کورکورانه به منقول است وی باور داشت که اصول اسلام باید در پرتو قوانین طبیعت که به وسیله علم جدید کشف شده است بار دیگر تعبیر شود. با علم گرایی می شود که رابطه های معتبر بین اسلام و علمی جدید برقرار کرد ✅👈ظهور روشنفکران در ایران و ترویج غرب گرایی در دیار ما تقریباً با عصر مشروطیت آغاز شد آنها ادعای عمده شان این بود که دین عامل مخالف تجدد است و مانع پیشرفت. برای مثال میرزا ملکم خان (معروف به پدر روشنفکری ایران گفت: در اخذ تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری حق نداریم درصدد اختراع باشیم بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم در جمعی از صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی، محتاج سرمشق بوده و هستیم و تقی زاده گفت: ایران باید ظاهراً جسما و روحا فرهنگی مآب بشود و بس 👈 در مقابل جریان های سکولار که دین را تهدید می‌کرد عده‌ای از دین باوران برین شدند که از دین دفاع کنند یک نحوه تفکر که تقریباً در همه جوامع اسلامی شایعه شد این بود که خواستند با توسل به قرآن و حدیث نشان دهند که اسلام با علم جدید سازگار است و حتی بسیاری از اختراعات و اکتشافات علمی جدید را پیش بینی کرده است به عبارت دیگر آنها می خواستند ریشه های علم جدید را در اسلام بیابند. کتاب های زیادی هم نوشته شده که همگی آنها در جهت تبیین علمی اسلام و انطباق آن با یافته های علمی روز و نشان دادن اعجاز علمی قرآن تدوین شده است 👈یکی از خصوصیات این تفکر این بود که فلسفه را به شدت نفی می کرد و آن را تحفه یونان می پنداشت و اعتقاد داشت که منطق قرآن، منطقِ تجربی است و کلید و رمز مبدا و معاد در همین علوم است و علوم تجربی مسائل اعتقادی را تبیین می‌کند. این تفکر التقاط بافکر غربی زمینه را برای رشد تفکر التقاط با شرق مارکسیسم فراهم کرد و البته 👈ریشه هر دو جریان انتقادی در تفکر حس گرایانه و علمدار آنها بود که با علم و فناوری غربی به جهان سوم راه یافت در واقع علم غربی که به محیط ما راه یافته فقط یافته های علمی محض را با خود به سوغات نیاورد بلکه بینش را نیز به همراه آورد بینشی که برای متافیزیک ارزشی قائل نبود و دین را مهمل می شمرد 📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص ۳۷_۳۹ 👈در قسمت بعد، به توضیح نگرش پوزیتیویستی و پاسخ به مبانی فلسفی ان پرداخته میشود 🔷 پاتوق معلمان و دانش آموزان https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396