🔍علل شکوفایی علم در چند قرن اول هجری
(در میان مسلمانان)
1⃣ #قسمت اول
جورج سارتون (از مورخان بزرگ علم در قرن بیستم) باور دارد که از اواسط قرن دوم هجری برای ۳۵۰ سال، مسلمانان رهبری بلامنازع علم را در جهان به عهده داشتند و در ۲۵۰ سال بعد هم تمدن اسلامی درخشش داشت اما در افتخاراتش با مسیحیان شریک بود و رجال تراز اول علم تنها از جهان اسلام نبودند
او در کتاب مقدمه ای بر تاریخ علم هر ۵۰ سال را به طریق زیر به نام یکی از بزرگان جهان اسلام نامگذاری می کند
Sarton,George, Introduction to the History of Science, pp. 520_783
۷۰۰_۸۰۰میلادی
عصر جابربن حیان (دانشمند شیعی قرن دوم هجری قمری)
۸۰۰_۸۵۰میلادی
عصر خوارزمی (خوارزمی را یکی از بزرگترین ریاضیدانان عصر خود می داند)
۸۵۰_۹۰۰میلادی
عصر رازی (رازی را بزرگترین طبیب بالینی قرون وسطی و پیشتاز استادان شیمی عصر رنسانس میداند)
۹۰۰_۹۵۰میلادی
عصر مسعودی (مسعودی را بزرگترین جغرافیدان جهان اسلام و جامع العلوم می داند)
۹۵۰_۱۰۰۰میلادی
اثر ابوالوفا (از بزرگترین ریاضیدانان مسلمان که در توسعه مثلثات سهم داشت)
۱۰۰۰_۱۰۵۰میلادی
عصر بیرونی (بیرونی را یکی از بزرگترین دانشمندان همه اعصار میداند و ابن سینا را نیز چنین توصیف میکند بیرونی را معرف بهتری از عصرش می داند)
۱۰۵۰_۱۱۰۰میلادی
عصر خیام (از بزرگترین ریاضیدانان قرون وسطی)
از نظر سارتن، برای ۲۵۰ سال بعد نیز مسلمانان از افتخار داشتن مردان تراز اولین نظیر علامه خواجه نصیرالدین طوسی، ابن رشد و ابن نفیس برخوردار بودند ولی مسیحیان نیز وارد میدان شده و افرادی در نظیر راجر بیکن را پرورش دادند
جرج سارتن در کتاب یاد شده اظهار می کند که برای درک کامل علت فعالیت مسلمانان در رشتههای علمی باید به نقش محوری قرآن برای آنها توجه کرد
یکی از دلایلی که این برداشت را تایید می کند،اشاره ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهر است
" بینایی برای آن است که از آثار حکمتی که در مخلوقات دیده میشود عبرت بگیریم و از مصنوعات بر وجود صانع استدلال کنیم...
خداوند متعال فرموده است:
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
( سوره فصلت٥٣)
ما آیات خود را در آفاق جهان و در جان های خودشان به آنها نشان میدهیم تا آشکار شود که او بر حق است"
📚کتاب علم و دین در افق جهان بینی توحیدی،ص۱۹_۲۱
👈 در قسمت بعد از عواملی که در تکوین تمدن درخشان اسلامی نقش داشتن بازگو میکنیم.....
🔷 #نسل_روشن پاتوق معلمان و دانش آموزان
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
در قسمت قبل اشاره شد که یکی از مورخان به نام علم (جرج سارتُن) اشاره کرده بود که علت رشد تمدن اسلامی به خاطر تشویق های قران در زمینه کسب علم بوده و در قسمت دوم می خواهیم به این مورد بپردازیم
2⃣ #قسمت دوم
الف) تشویق قرآن و سنت به کاوش طبیعت و فراگیری علوم
قرآن مکررا مردم را به تدبر در احوال کائنات دعوت میکند و از برخورد سطحی با آیات الهی در طبیعت بر حذر می دارد
✅يونس
قُلِ انظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (١٠١)
بگو با (تدبر) بنگرید که در آسمانها و زمین چیست
✅ يوسف
وَكَأَيِّن مِّنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ(١٠٥)
و چه بسا نشانه در آسمانها و زمین است که بر آن می گذرند و آنان از آنها روی گرداند
نلینو( مورخ علم ایتالیایی) به روشنی اقرار دارد که آنچه متدینان را به علم هیئت جذب کرد آیات قرآنی بود که در مورد سودمندی اجرام سماوی و حرکات آنها بحث می کرد و مردم را به تدبر در آنها وامیداشت؛
* [عامل دیگری که دینداران را به علم هیئت متوجه ساخت آیاتی از قرآن است که در آنها سخن از نوعی سودمندی است که خدا در اجرام آسمانی و حرکات آنها برای مردم قرار داده است و از افراد بشر خواسته است تا در فیض رحمانی و حکمت الهی مندرج در آنها نیک بیندیشند به همین جهت است که که در تفسیرهای بزرگی چون مفاتیح الغیب فخرالدین رازی و تفسیر نظام الدین الحسن القمی النیسابوری ملالحظه می کنید که هر جا فرصت به دست آمده به تفصیل درباره مسائل فلکی به بحث پرداختند]*
ب) تشویق به کسب علم از هر منبع
میرداماد در تعلیقاتش بر کتاب اصول کافی یادآور می شود که منطق درس خواندن هشام ابن حکم نزد ابوشاکر زندیق، مفاد این حدیث بود که
حکمت،گمشده ی مومن است پس آن را هر کجا بیابد اخذ میکند
👈 استاد مطهری هم یادآور شدهاند که علیرغم نقد ائمه اطهار علیهم السلام به خلفای عباسی، هیچ حدیثی را نمی بینیم که در آن کار ترجمه علوم ملتهای کافر به عربی یک بدعت و ضد اسلام تلقی شده باشد
پ)پیروی از برهان
اسلام پیروان خود را از تقلید کورکورانه و تعصبات بیجا بر حذر داشته و به پیروی از برهان دعوت کرده است
✅إسراء
وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا
ﻭ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﻠﻢ ﻧﺪﺍﺭﻱ [ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻫﺎ ، ﺳﺎﺩﻩ ﻧﮕﺮﻱ ﻫﺎ ، ﺧﻴﺎﻟﺎﺕ ﻭ ﺍﻭﻫﺎم ﺍﺳﺖ ]ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻜﻦ ; ﺯﻳﺮﺍ ﮔﻮﺵ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ [ ﻛﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺍﻧﺪ ] ﻣﻮﺭﺩِ ﺑﺎﺯﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻧﺪ .(٣٦)
✅بقره
قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
ﺑﮕﻮ : ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻳﻴﺪ ﺩﻟﻴﻞ ﻭ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ .(١١١)
✅حضرت علی علیه السلام در بالای منبر فرمودند،سلونی قبل آن تفقدونی(از من بپرسید قبل از آنکه مرا نیابید)
✅ابوریحان بیرونی در پایان کتاب آثارالباقیه
این کتاب را با سپاس خداوندی به پایان می رسانیم که یاری رساند و هدایت کرد و راه رشد را از راه گمراهی جدا کرد و روشن ساخت تا کسی که هلاک می شود در برابر دلیل روشن هلاک شود و کسی که حیاطش ادامه می یابد از روی دلیل روشن زندگی کند(اشاره به آیه ۴۲ سوره انفال)
ت)بزرگداشت علما
در رصدخانه مراغه علاوه بر دانشمندان مسلمان که از اقطار جهان اسلام به آنجا دعوت شده بودند یک منجم چینی به نام فائومون جی، نیز به آنجا دعوت شده بود که به تدریس اصول اقلیدس و مجسطی (رساله ای از بطلمیوس در نجوم) بپردازد. یا سید رضی در یک قصیده ای از ابو اسحاق صائبی که منکر شرایع دین بود مرثیه گفت. به سید رضی اعتراض کردند که چرا یک کافر را مرثیه میگوید پاسخش این بود که در واقع علم را مرثیه گفته است
📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص۲۷-۲۲
👈در قسمت بعدی به سخت کوشی دانشمندان مسلمان در کسب دانش پرداخته می شود
🔷 #نسل_روشن پاتوق معلمان و دانش آموزان
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
سخت کوشی دانشمندان مسلمان در کسب معرفت و جامعیت علم اسلامی و وحدت علوم در اسلام
3⃣ #قسمت سوم
چند نمونه:
✅زکریای رازی در خاطرات دوران پیری خود یادآور میشود که در تالیفات کتاب جامع کبیر ۱۵ سال تلاش داشت و آنقدر کار کرد که چشمانش ضعیف شد و یکی از عضلات دستش از کار افتاد ولی مع الوصف، تا آنجا که میتوانست به خواندن و نوشتن می پرداخت و به کسانی متوسل میشود که برایش بخوانند و بنویسند
✅ ابوریحان بیرونی با سلطان مسعود غزنوی به هند رفت و در آنجا چند سالی اقامت گزید و پس از تحمل مشقات فراوان با هندوان طرح رفاقت ریخت. از طریق رفتار خاضعانه اعتماد آنها را به خود جلب کرده و زبان سانسکریت و علوم و آداب هندوان را از آنان آموخت و سپس به تالیف کتاب "تحقیق ماللهند" پرداخت که هنوز هم از بزرگترین منابع هند شناسی قدیم به شمار میرود
✅ مسعودی که از بزرگترین جغرافیدانان جهان اسلام و زاده بغداد بود به سوریه فلسطین عربستان، زنگبار (جزیره ای در تانزانیا) ایران، آسیای مرکزی و هندوستان سفر کرد (هنوز مارکوپولو به دنیا نیامده بود😊) و حتی تا دریای چین رفت و سپس شرح حال مسافرت هایش را در ۳۰ جلد فراهم آورد که پس از دوبار خلاصه کردن به صورت "مروج الذهب" چهار جلدی درآمده بود
👈 درباره شهر هایی که دیده از لحاظ جغرافیایی، گیاهی، حیوانی و تاریخی سخن رانده و عادات و ادیان و علوم و فلسفه مردم آن سرزمین را شرح داده است
✅ در بینش اسلامی معیار مطلوب بودن یک علم، مفید بودن آن است و معیار مفید بودن آن این است که انسان را به سوی خداوند سوق دهد و باعث رضای او شود. علمی که دارای این خاصیت باشد ممدوح است و کسب آن عبادت و از این جهت فرقی بین علوم خاص شرعی و علوم طبیعت نیست.
✅ با این دید بود که مسائل بی شماری از علم و فلسفه مورد توجه متفکران مسلمان قرار گرفت بدون اینکه سود عملی بر آنها مترتب باشد. رفتن به هند و تحقیقات درباره فرهنگ و تمدن آن دیار برای بیرونی استفاده مادی نداشت و همینطور اوقاتی که دانشمندانی نظیر طوسی و شیخ بهایی صرف ریاضیات محض میکردند برای آنها دربردارنده سود عملی نبود. آنها آفاق فکرشان وسیع بود
📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص ۲۹_۳۱
👈در قسمت بعدی به علل انحطاط علم در دیار مسلمانان پرداخته میشود
🌹با ما باشید، در قسمت های آینده،به قسمت های جالب و جذاب ماجرا خواهیم رسید🌹
🔷 #نسل_روشن پاتوق معلمان و دانش آموزان
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
🔴علل انحطاط علم در دیار مسلمانان
4⃣ #قسمت چهارم
پس از چند قرن شکوفایی(همانطور که جرج سارتن هم اشاره کرد)، علم در جهان اسلام رو به انحطاط نهاد.
علل گوناگونی گفته شده، از جمله
👈هجوم مغول و نصاری بر دیار مسلمین (البته قوم مغول در فرهنگ اسلامی ایرانی استحاله شد)
👈 اعتقاد به تعارض علوم دینی و علوم عقلی
👈 رواج تصوف
👈 جنگ های صلیبی (در این جنگ ها علوم مسلمانان به جهان غرب راه پیدا کرد)
👌 البته از نظر نویسنده کتاب(دکترگلشنی)، عامل اصلی این انحطاط، رواج مکتب کلامی اشعری بود.
✅ با رشد این مکتب، جلوی بحث آزاد بین دانشمندان گرفته شد و اصحاب عقل تحت فشار قرار گرفتند.
👈 البته در سرزمین های تحت قلمرو آل بویه و سامانیان محل های امنی برای اهل نظر یافته میشد اما عمومیت نداشت و با غلبه اشعریان که مخالف علوم عقلی بودند تدریس علوم عقلی ممنوع شد. رواج تصوف در قرن ششم و هفتم نیز به این امر کمک کرد
✅ اشعری مسلکان عقیده داشتند که تنها معرفتی که شایستگی نامِ دانش را دارد علمی است که از طریق پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم رسیده است
با ظهور غزالی که هم اشعری مسلک بود و هم عارف، حمله به علوم عقلی فزونی یافت و تکفیر و تخطئه دانشمندان و فلاسفه شدت گرفت
👈 تا جایی که منصور بن ابی عامر در دهه آخر قرن ششم به تبعید ابن رشد و برخی دیگر از اصحاب علوم عقلی حکم داد
✅در زمان غزنویان و سپس در عهد سلاجقه، برنامه درسی مدارس بیشتر ادبیات و علوم دینی(به معنی امروزی آن) بود و علوم عقلی اگر هم تدریس می شد در خفا بود.
👈 برای مثال در نظامیه بغداد، طب و ریاضی مورد توجه نبود و با تدریس فلسفه و نجوم مخالفت می شد
نظر غزالی در مورد طبیعیات این بود که ؛
اما در طبیعیات حق آلوده به باطل و صواب مشتبه به خطاست😳
در مورد ریاضیات هم نظر غزالی این بود که چون می تواند مقدمه بعضی علوم باطل قرار گیرد باید طرد شود😳
✅حتی در قرن یازدهم هجری مشاهده میکنیم که حاجی خلیفه در کتاب کشف الظنون که درباره علوم و فنون و کتب مربوط به آن ها صحبت می کند ۱۳۲ سطر به کتاب تهافت الفلاسفه غزالی اختصاص می دهد ولی جای مجزایی برای کتاب تهافت التهافت ابن رشد(پاسخ به کتاب غزالی) باز نمیکند بلکه تنها در ذیل مطالبی که درباره کتاب غزالی میگوید شش سطر به آن اختصاص می دهد😐
✅این مخالفت ها به تشکیلات سلاطین غزنوی و سلجوقی سرایت کرد و مثلاً در زمان سلطان محمود غزنوی بعضی از دانشمندان را به بهانه رافضی بودن و الحاد کشته و ۵۰ خروار از کتب کلامی و فلسفی را سوزاندند
✅ این ضربه های غزالی بر علوم عقلی بود که فضای علمی جهان اسلام را تغییر داد. رکود علمی آنچنان در جهان اسلام موثر واقع شد که ابن اخوه، فقیه شافعی قرن هفتم هجری گلایه دارد که چرا مسلمانان طبابت را به یهودیان واگذار کرده اند
✅همین رکود و افول علمی تمدن اسلامی،باعث برداشتهای اشتباهی از طرف برخی از مورخین و اندیشمندان غربی شد
چنانکه پیتر هاجسون،استاد فیزیک هسته ای دانشگاه آکسفورد که مسیحی متدینی هم هست،طی نامه ای به دکتر گلشنی،دلایل عدم رشد علم جدید در مسلمانان را ذکر میکند و البته استاد گلشنی هم پاسخ های جالبی میدهد
در قسمت بعدی،این پرسش و پاسخ رو خواهیم گذاشت.با ما باشید😊
📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص ۳۲_۳۴
🔷 #نسل_روشن پاتوق معلمان و دانش آموزان
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
5⃣ #قسمت پنجم
🔴پرسش و پاسخ بین استاد فیزیک و فلسفه دانشگاه شریف(#دکتر_گلشنی) و استاد فیزیک هسته ای دانشگاه آکسفورد(#پیتر_هاجسون)
در قسمت قبل گفته شد که استاد دانشگاه آکسفورد از دکتر گلشنی،سوالاتی را درباره اینکه چرا مسلمانان در این چند قرن از نظر علمی عقب ماندند را پرسیده و دکتر گلشنی هم پاسخ هایی داده اند:
سوال1⃣بعضی از دانشمندان غربی گفته اند که دلیل عدم رشد علوم در دیار مسلمانان این بود که از نظر مسلمانان همه چیز به طور مستقیم به خدا نسبت داده میشود و جایی برای علل ثانویه یا قوانینِ طبیعت نیست؟(نظرشما چیست؟)
✅ پاسخ: از نظر ما این ادعا درست نیست و فقط مدعای یک مکتب کلامیِ اشعری است. ولی این مکتب به خاطر حمایت خلفای عباسی از آن رشد کرده و تمام مکاتب دیگر را سرکوب کرد. اما همه فلاسفه اسلامی و همچنین دیگر مکاتب کلامی به قانون علیت و علل ثانویه اعتقاد داشتند
2⃣بعضی از دانشمندان مسیحی ادعا کرده اند که دلیل اینکه علم فقط در اروپا تحول یافت، ویژگی الهیات مسیحی بوده است. دانشمندان برجسته قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی مسیحیانِ مومن بودند که وظیفه خود را فهم صنعِ الهی می دانستند. افزون بر این جهان اسلام فاقد بعضی از پیش فرض های علم بود
✅پاسخ: اما درست ایمان به آن پیش فرض هایی که از نظر آنها زمینه رشد علم در جهان غرب شد، در نگرش اسلامی هم موجود بوده و بر آنها تاکید هم شده است. قرآن و سنت با تاکید (همچنان که در قسمت های قبلی اشاره شد) مطالعه طبیعت را توصیه می کنند و بعلاوه، غالب دانشمندان برجسته مسلمان اذعان کردهاند که انگیزه اصلی آنان در مطالعه طبیعت فهم صنع الهی در طبیعت بوده است
3⃣بعضی از نویسندگان ادعا میکنند که علم جدید در دیار مسلمانان تکون نیافت زیرا دانشمندان مسلمان، تعصب نسبت به میراث گذشتگان داشتند و فاقد شجاعت برای رفتن وراء آنها بودند.به طور خلاصه دانشمندان مسلمان محافظهکار بودند و دانشمندان غربی انقلابی
✅ این ادعا بسیار دور از حقیقت است. اعتراض های رازی به جالینوس، بیرونی به فیزیک ارسطویی و نوآوری های ابن هیثم در نورشناسی، شواهد خوبی برای این مطلب هستند.
رازی کتاب الشکوک علی جالینوس را نوشت و در آن بعضی از ایده های فلسفی و طبی جالینوس را مورد نقد قرار داد و در پاسخ آنهایی که به او ایراد گرفتند که چرا به فیلسوف عالمی در تراز جالینوس اعتراض میکند گفت
اما حوزه پزشکی و فلسفه، تسلیم به مراجع و پذیرش دربست آراء آنها، همراهی کردن با آنها و نرفتن دنبال کشفی وراء آنها را روا نمی دارد. همینطور که یک فیلسوف این نوع نگرش را از شاگردانش و آنهایی که از اون می آموزند دوست نمی دارد
و همچنین ابن هیثم کتاب الشکوک علی بطلمیوس را سرنوشت که در آن بعضی از آراء بطلمیوس را به چالش کشید و در این کتاب گفت
حق مطلوب به ذات است پس طالب حق کسی نیست که فقط در کتب متقدمین نظر می افکند بلکه طالب حق، تابع حجت و برهان است(این تفکر ابن هیثم رو مقایسه کنید با تفکری که در دانشگاه ها فقط به دنبال ترجمه است)
👈 با این ذهنیت اگر جو عقلانی دوران طلایی تمدن اسلامی ادامه یافته بود مسلمانان از غربیان در تکوین علم جدید جلو می افتادند.
انتهای پرسش و پاسخ
_____________________________
👈 بعضی از دانشمندانی همچون برتراند راسل هم معتقد است که مسلمانان فقط نقش انتقال دهنده علوم یونانیان به اروپای قرون وسطی را به عهده داشتند ایشان در جایی میگوید
تمدن محمدی(ص) در بهترین روزهایش در هنر و بسیاری از کارهای فنی قابل تحسین بود اما هیچ ظرفیتی برای تفحص مستقل در موضوعات نظری از خود نشان نداد اهمیت آن که نباید کم ارزیابی شود به عنوان منتقل کننده بود
بنابراین از نظر راسل، مسلمانان بیشتر مفسران ارسطو افلاطونیان جدید در منطق و متافیزیک بودند
اما این ادعای ایشان که علم اسلامی بیشتر تجربی بود درست نیست
✅ریاضیدانان مسلمان بعضی از انتزاعی ترین کارها را کردند. کافی است که به کارهای ابن هیثم در فیزیک یا خیام در ریاضی یا علامه خواجه نصیرالدین طوسی در نجوم توجه کنیم
به چند مورد اشاره میشود:
1⃣ خیام و طوسی هر دو اصل پنجم اقلیدس در هندسه را مورد چالش قرار دادند
2⃣ ابن هیثم در نورشناسی بطلمیوس مناقشه کرده و کارهای جدیدی در این حوزه عرضه داشت
3⃣کارهای خوارزمی در جبر شامل بعضی نوآوری های واقعی نسبت به کارهای یونانیان بود
به طور خلاصه میتوان گفت که علت اصلی رشد علم در دیار مسلمانان، توصیه قوی اسلام و سنت به مطالعه طبیعت بود و افول علم در جهان اسلام به علت رشد بعضی جریان های ضد عقلی بود که تاکید قرآن بر مطالعه علوم طبیعت را نادیده می گرفتند
📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص ۳۷_۳۴
👈در قسمت بعد، تاریخ علم در عصر صفویه و قاجار تا ظهور جریان های التقاطی تا عصر حاضر
🔷 #نسل_روشن پاتوق معلمان و دانش آموزان
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
6⃣ #قسمت ششم
✅تاریخ علم و تمدن در ایران و جهان
👈از عصر مغول به بعد، دنیای اسلام نه تنها خود در علوم طبیعی و ریاضی فعال نبود بلکه از جریان هایی که در جاهای دیگر میگذشت نیز بی خبر بود.
👈ظهور افرادی نظیر غیاث الدین جمشید کاشانی و شیخ بهایی کاملا استثنایی بود
👈دوران صفویه با شروع علم جدید در اروپا مقارن بود ولی در ایران فقط علوم دینی و فلسفی رونق داشت و در بقیه جهان اسلام فقط علوم نقلی رایج بود
👈 به دوره قاجار که می رسیم علوم جدید به ایران رسید و عدهای به خارج رفتند و علوم جدید به ایران منتقل شد. آنهایی که به خارج رفتند و علوم جدید را همراه با بار فلسفی آنها به این دیار منتقل کردند( بار فلسفی علوم در بخشهای بعدی اثبات خواهد شد)
👈 اما درست مقارن با همین دوران بود که ناپلئون به مصر وارد شد و مصریان را تحت تأثیر موفقیتهای علم جدید قرار داد
👈 یکی از افرادی که نظر مثبت به پذیرش علم جدید داشت سید جمال الدین اسد آبادی بود علم جدید را یک علم جهانی می دانست که ورای فرهنگ ها است و از علمای مذهبی به خاطر نگرش منفی شان نسبت به علم جدید انتقاد کرد. اما پذیرش سید جمال و عبدو و رشید رضا از علم جدید در چارچوب اسلام بود آنها می خواستند اسلام را از حملات شرقشناسان مصون دارند و از دست حکام مذهبی مخالف تمدن جدید برهانند.
👈روشنفکران در مصر و جاهای دیگر نیز ظهور کردند که کتاب نوشتند و غرب گرایی و سکولاریسم را ترویج کردند
👈 گروه دیگری که از علم جدید استقبال کردند تعدادی از دانشوران مسیحی عرب بودند مثل شبلی شمیل جرجی زیدان و سلامه موسی. اینها انگیزه شان برای پذیرش علم جدید فلسفی و عقلی بود. آنها علم را منبع واقعی روشنگری و قدرت مادی و عامل واقعی تغییر و تجدد می دانستند و برتری جهانبین علمی بر جان بینی دینی اذعان داشتند
👈در همان نیمه دوم قرن نوزدهم که این جریان ها در مصر می گذشت سید احمد خان هندی ظهور کرد و کوشید که علم جدید را در هندوستان رونق دهد. یک دانشگاه برای عمومی کردن علم غربی در آن دیار تأسیس و کتب علمی را به اردو ترجمه کرد. به عقیده سید احمد خان، عقب افتادگی مسلمانان ناشی از عقاید خرافی و ترد معقول و تسلیم کورکورانه به منقول است وی باور داشت که اصول اسلام باید در پرتو قوانین طبیعت که به وسیله علم جدید کشف شده است بار دیگر تعبیر شود. با علم گرایی می شود که رابطه های معتبر بین اسلام و علمی جدید برقرار کرد
✅👈ظهور روشنفکران در ایران و ترویج غرب گرایی در دیار ما تقریباً با عصر مشروطیت آغاز شد آنها ادعای عمده شان این بود که دین عامل مخالف تجدد است و مانع پیشرفت. برای مثال میرزا ملکم خان (معروف به پدر روشنفکری ایران گفت: در اخذ تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری حق نداریم درصدد اختراع باشیم بلکه باید از فرنگی سرمشق بگیریم در جمعی از صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی، محتاج سرمشق بوده و هستیم
و تقی زاده گفت: ایران باید ظاهراً جسما و روحا فرهنگی مآب بشود و بس
👈 در مقابل جریان های سکولار که دین را تهدید میکرد عدهای از دین باوران برین شدند که از دین دفاع کنند یک نحوه تفکر که تقریباً در همه جوامع اسلامی شایعه شد این بود که خواستند با توسل به قرآن و حدیث نشان دهند که اسلام با علم جدید سازگار است و حتی بسیاری از اختراعات و اکتشافات علمی جدید را پیش بینی کرده است به عبارت دیگر آنها می خواستند ریشه های علم جدید را در اسلام بیابند. کتاب های زیادی هم نوشته شده که همگی آنها در جهت تبیین علمی اسلام و انطباق آن با یافته های علمی روز و نشان دادن اعجاز علمی قرآن تدوین شده است
👈یکی از خصوصیات این تفکر این بود که فلسفه را به شدت نفی می کرد و آن را تحفه یونان می پنداشت و اعتقاد داشت که منطق قرآن، منطقِ تجربی است و کلید و رمز مبدا و معاد در همین علوم است و علوم تجربی مسائل اعتقادی را تبیین میکند. این تفکر التقاط بافکر غربی زمینه را برای رشد تفکر التقاط با شرق مارکسیسم فراهم کرد و البته
👈ریشه هر دو جریان انتقادی در تفکر حس گرایانه و علمدار آنها بود که با علم و فناوری غربی به جهان سوم راه یافت در واقع علم غربی که به محیط ما راه یافته فقط یافته های علمی محض را با خود به سوغات نیاورد بلکه بینش را نیز به همراه آورد بینشی که برای متافیزیک ارزشی قائل نبود و دین را مهمل می شمرد
📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص ۳۷_۳۹
👈در قسمت بعد، به توضیح نگرش پوزیتیویستی و پاسخ به مبانی فلسفی ان پرداخته میشود
🔷 #نسل_روشن پاتوق معلمان و دانش آموزان
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
🔴مساله دو گانگی در محیط های آموزشی
#قسمت هفتم
✅در بینش پوزیتیویستی جایی برای مابعدالطبیعه نیست و جایی برای دین نیست پس ما در محیط های علمی خود با یک دوگانگی روبرو هستیم از یک طرف مایل به حفظ ارزش های اسلامی هستیم و از طرف دیگر با آموزش هایی روبرو هستیم که در آنها جایی برای خدا نیست بنابراین بعضی افراد ارزش های اسلامی را کنار می گذارند و بعضی هم که نگران دین خود هستند به این راه حل می رسند که این دو قلمرو را جداگانه فرا بگیرند و از برخورد آنها جلوگیری کنند دانشجو علوم را فرا می گیرد بدون آنکه به #ملزومات_فلسفی آنها کاری داشته باشد نتایج علوم را وحی منزل میگیرد و غافل از این است که در هر یک از نظریه های علمی بار سنگینی از #مفروضات_متافیزیکی داریم (این مفروضات متافیزیکی به طور مفصل در کتاب جداگانهای به نام از علم سکولار تا علم دینی به طور دقیق و علمی توسط استاد #گلشنی اثبات شده است) حاکم بودن بینش پوزیتیویستی بر اذهان #اساتید نیز به این جریان کمک می کند
📚 دکتر مهدی گلشنی،علم و دین در افق جهان بینی توحیدی ص 40
👈قسمت های بعدی رو حتما دنبال کنید
#جریان فکری عقل گرای مسلمان
#فرهنگ حاکم بر دانشگاه های امروز ما
#علم و دین در اروپای قرون وسطی(بخش مهمتر)
# هدف فیزیک دانان کلاسیک و فیزیک دانان جدید از مطالعه طبیعت
#زیست شناسی و الهیات در قرن نوزدهم و....
👈تنها بخشی از سرفصلهای جذابیست که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد
🔷 #نسل_روشن
https://eitaa.com/joinchat/2077163541Cae53567396
#قسمت هشتم
✅ نظرات جالب دکتر گلشنی، استاد فیزیک و فلسفه ی علم ایران و جزو مشهورترین فیزیکدانان جهان:
1⃣ در عصر حاضر فرهنگ حاکم بر دانشگاه ها و جامعه روشنفکری ما علم گرایی افراطی و ضدیت با تفکر فلسفی است.علم برای همه چیزمان نسخه می پیچد و باید تمام مشکلات خود را با آن حل کنیم.(اینجور به ما گفته اند که) فقط برای امور اخلاقی و اخروی باید سراغ دین رفت
2⃣ اگر کسی تخصصی در یکی از علوم داشته باشد هر نوع ایدهای که ابراز کند وزن دارد و چه بسا در اینگونه اظهارنظرها مسلمات دینی را نیز مورد تشکیک قرار می دهند
3⃣بسیاری از مسئولان فرهنگی ما هم از ترس اینکه مبادا برچسب ضد علم بودن به آنها بخورد از برخورد با این موارد خودداری می کنند
4⃣ما مبانی عقلی خوبی برای مبارزه با جریان پوزیتیویستی داریم و البته کتب بسیار خوبی هم در غرب نوشته شده است که متاسفانه ترجمه نشده است ترجمهها هم اکثراً از نوع پوزیتیویستی و فراتجددی هستند.
6⃣ الان جوامع اسلامی و از جمله جامعه ما هویت خود را از دست دادند و دچار تزلزل شخصیت شده و با خود بیگانه گشته اند به قول مولانا
در زمین دیگران خانه مکان
کار خود کن کار بیگانه مکن
7⃣ تفکر غربی آنچنان زوایای دید ما را عوض کرده است که مشکل است با دید یک مسلمان نگاه کنیم و با فکر یک مسلمان فکر کنیم با عقده حقارتی که در میان بعضی از روشنفکران و دولتمردان ما نسبت به غرب هست باید مبارزه فرهنگی شود
✅شروع علم جدید در غرب:
قرن هفدهم دوره تحول سریع در جهان بینی بشر بود مشخصه تعیین کننده علم جدید ترکیب استدلال ریاضی و مشاهده تجربی بود(که البته در تمدن اسلامی این مشخه اختراع شد اما در زیر چتر دین و فلسفه دنبال میشد)
👈 در علم جدید غربی به جای توصیف هدف جهان، صرفاً به توصیف پدیده های طبیعی می پرداختند گالیله نمی گفت چرا اشیا سقوط میکنند بلکه می پرسید چگونه سقوط می کند؟؟
👈 اما دقت کنیم که دانشمندان متدین نیمه دوم قرن هفدهم همچون گالیله و دیگران منکر هدف در طبیعت نبودند اما میگفتند
هدف نباید در توصیف علم نقش داشته باشد(یه فرض متافیزیکی که به صراحت در کتاب هایشان اشاره می کردند)
✅ دو نقطه عطف مهم در پیشرفت علم جدید وجود دارد
کتاب گفت و گوها از گالیله
و کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعی از نیوتن بود
( جالبه بدونید) که گالیله جهان رو متشکل از ذراتی می دانست که فقط دو خاصیت دارند جرم و سرعت اما او جرم و سرعت را کیفیت اولیه نامیده و آنها را مستقل از مشاهده گر دانست برخلاف کیفیات ثانویه مثل رنگ و بو که فقط واکنش ذهن انسان در برابر جهان خارج است
📚علم و دین در افق جهان بینی توحیدی،دکتر گلشنی(با اندکی تصرف)
ص۴۱ تا ۵۲
درباره گالیله و نظراتش مطالب جالبی وجود داره و سیر حرکت علم در غرب رو دنبال خواهیم کرد
@nasleroshan