همیشه با وضو و مراقب رفتارش با دیگران به خصوص نامحرمان بود، هیچ‌گاه از او اخمی ندیدم، بسیار با اخلاق و با تقوا بود، هر چه از او بگویم کم گفته‌ام. اخلاقش بسیار شایسته بود و فرمانده‌اش می‌گفت عباس هفته‌ای یک خواستگار داشت، گویی همه خواهان آن بودند که با عباس فامیل شوند و همیشه به او می گفتند اگر می خواهی ازدواج کنی ما گزینه مناسب داریم، با این حال در ایام اربعین با خانواده ای از شیراز آشنا شدیم و دو خانواده نیز گفتگوهایی با هم داشتند، عباس زمانی که با این خانم صحبت کرده بود به وی از تصمیمش برای رفتن به سوریه خبر داده بود و گفته بود در صورتی که سالم از این ماموریت بازگشتم برای رسمی شدن این ارتباط قدم جلو خواهم گذاشت اما گویی خداوند برای عباس من جور دیگری رقم زده بود. به من می‌گفت مادر اگر روزی نبودم ۱۳ روز روزه قضا برای من بگیر، خمس مالش را پرداخت کرده بود، قبل از اعزام به سوریه خیلی روی خودش کار کرد و برای عروج و آسمانی شدن کاملا آماده شده بود. 📎 به روایت مادرشهید شهید مدافع حرم🕊🌹 🔴@sarbazanzeynab🔴